میراث حوزه اصفهان جلد 3 صفحه 224

صفحه 224

جوهر آن مطلق وجود است ای جوان نه عدم عاری است بر وی نه زمان

نیست مر او را فنا دایم بود جمله ماهیت بدو قایم بود

پس حقیقی نبود الاّ این وجود جمله او را در رکوع و در سجود

این وجودات جهان اظلال ازوست این چه موضوع است و این احوال ازوست

آن شَمُس است این همه چون پرتوند جمله در آخر به سویش می دوند

او چو بحر است این همه امواج ازواست او چو شاه است این همه محتاج او است

گرچه موجود است اینها در شهود مستقلاّ نیست آنها را وجود

گر هزار و صد بود گر بیستند جمله اعراضند،جوهر نیستند

در حقیقت یک وجودند این همه شکل او بودند هریک این همه (1)

چون که هریک دید شکل خویشتن آن یکی تو گفت این یک گفت من

از من و تو گشت این کثرت پدید آن یک ابراهیم شد آن بایزید

از من و تو یافت این اشیاء وجود بی من و تو جز وجود او نبود

این من و تو تابع جسم و تن است این سخن در نزد اهلان روشن است

تا بود جسم کثیفت بر قرار این من و تو کی کنند از وی گذار

پس بده تلطیف جسم خویش را تا نرنجانی دل درویش را

لیک این تلطیف با حکم نبی می شود حاصل ز احکام نبی (2)

بهر آن کردند ارسال رسل رهروان را تا شود روشن سبل

این کلام اللّٰه بران انزال شد حکم او را بهر این اجلال شد


1- (1)) اگر بیت«شکل او هریک ببودند این همه»باشد اشکال قافیه بر طرف می شود.
2- (2)) اشکال نداشتن قافیه در این بیت با تغییر بیت به«می شود حاصل ز احکام وصی» برطرف می شود.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه