میراث حوزه اصفهان جلد 3 صفحه 229

صفحه 229

بهر دنیا کرده تلبیس اختیار می فریبد خلق را ابلیس وار

بهر دنیا بسته است این نام را تا به دام خود بگیرد عام را

ظاهراً گر پارسائی می کند نه ز بهر حق ریائی می کند

این چنین کس پیشوایی کی کند گشته گمره ره نمایی می کند

حضرت ملای رومی گفته است در بیان این سخن دُرّ سفته است

«ای بسا ابلیس،آدم روی هست پس به هردستی نباید داد دست»

روضه پیغمبر است عرعر مکن ریشخندت می کنند باور مکن

***

مثنوی در خلاصه سخن

گر تو را بازار این بازار هست قصد اعلایی بکن منشین تو پست

جهد کن تا پیر یابی آن چنان تا کند پیدا تو را سرّ نهان

زان که او این راه را پیموده است بارها در بند این ره بوده است

تا نماید او تو را راه یقین از بلای ره زنان باشد امین

گر چنین پیری که گفتم دست داد حق در دولت به رویت برگشاد

چون گرفتی دست او گشتی مرید در دلت صد گونه ذوق آید پدید

من جمیع الوجه ارادت بایدت هرچه فرماید اطاعت بایدت

تا تو را در راه حق تمکین دهد ذکر اول را به تو تلقین دهد

هرچه او دیده است خود از پیر خویش جمله را آرد تو را یک یک به پیش

بعد از آن ده شرط باید برقرار تا شود در راه حق کار تو کار

این شنیدی آن منم آرام دار دل به ذکر حجّت اسلام دار

ای روانش شاد گفتا این به راز در صفاهان با بسی اندوه و ساز

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه