- اشاره 1
- مقدّمه 1
- نگاهی به دانش پژوهی شیعی در مکتب اصفهان 1
- 1-عبد السلام اصفهانی؛ 2
- از جمله سعادتمندان ادب آموخته حضور اهل بیت علیهم السّلام می توان به راویان زیر اشاره کرد: 2
- 7-محمّد بن منده اصفهانی؛ 3
- 4-عثمان اصفهانی؛ 3
- 6-ابراهیم بن شیبه اصفهانی؛ 3
- 3-ادریس بن عبد اللّه اصفهانی 3
- 5-محمّد بن سلیمان اصفهانی؛ 3
- 10-علی بن محمّد بن بشر اصفهانی؛ 4
- 9-عبد اللّه بن محمّد اصفهانی؛ 4
- 11-شیخ محمّد بن غالب اصفهانی؛ 4
- 1-ابو عبد اللّه محمّد بن عبد اللّه بن مملّک اصفهانی مشهور به«ابن مملّک» 5
- از دانشمندان شیعه اصفهانی در این دوره می توان به این فرهیختگان بزرگ اشاره کرد: 5
- 2-ابن مسکویه؛ابو علی احمد بن محمّد بن یعقوب مسکویه 6
- 5-خاندان ابن منده نیز که دارای محدثان و عالمان بزرگی بوده اند 6
- 4-ابن رسته؛ 6
- 3-ابن سینا؛ 6
- از جمله این مشعل داران دانش پژوهی بر مبنای مکتب اهل بیت علیهم السّلام می توان به این عالمان اشاره کرد: 8
- اشاره 8
- 3-قاضی نظام الدین اصفهانی 9
- 4-صاین الدین علی بن صدر الدین ترکه 9
- 2-عبد اللّه بن محمّد کنانی 9
- اشاره 10
- حوزه علمیه اصفهان در دوره صفویه 10
- 5-بابا رکن الدین اصفهانی(...-769 ق) 10
- 2-سیّد میرمحمّد باقر حسینی استرآبادی معروف به میرداماد(...-1040 ق)؛ 13
- 3-میر ابو القاسم میرفندرسکی(...-1050 ق)؛ 13
- 5-فیض کاشانی(1006-1091 ق)؛ 13
- 1-شیخ بهایی(953-1030 ق)؛ 13
- [شاخص ترین عالمان و فقیهان شیعی که در اصفهان حلقه درس و بحث داشته اند] 13
- 4-مولی محمّد تقی مجلسی(1003-1070 ق)؛ 13
- 8-آقا جمال خوانساری(...-1122)؛ 14
- 7-علاّمه محمّد باقر مجلسی(1037-1110 ق)؛ 14
- 6-آقا حسین خوانساری مشهور به محقّق خوانساری(1016-1099 ق)؛ 14
- 9-سیّد نعمت اللّه جزایری(...-1125 ق)؛ 14
- 10-محمّد بن حسن اصفهانی مشهور به فاضل هندی(1062-1137 ق)؛ 14
- دانش پژوهی شیعی پس از دوره صفویه 15
- اشاره 21
- مقدّمه [محقق] 21
- اشاره 21
- نگاهی به سیر زندگی فقیه گرانمایه 23
- اشاره 23
- تحصیلات 23
- تولّد 23
- مراجعت به اصفهان 24
- اساتید 25
- تألیفات 26
- شاگردان و مجازین 28
- خانواده و فرزندان مرحوم کلباسی 28
- [تعریف دعا] 31
- [شرایط و آداب دعا] 32
- [علت عدم اجابت دعا] 33
- اشاره 35
- [مفتاح الجنان در شرح دعای صباح] 35
- یا من دلع لسان الصّباح بنطق تبلّجه 37
- و سرّح قطع اللّیل المظلم بغیاهب تلجلجه 38
- و أتقن صنع الفلک الدّوّار فی مقادیر تبرّجه 39
- و شعشع ضیاء الشّمس بنور تأجّجه 40
- یا من دلّ علی ذاته بذاته 41
- و تنزّه عن مجانسه مخلوقاته 42
- و یا من قرب من خواطر الظّنون 43
- و جلّ عن ملائمه کیفیّاته 43
- و بعد عن ملاحظه العیون 44
- و علم بما کان قبل أن یکون 45
- یا من أرقدنی فی مهاد أمنه و أمانه 45
- و کفّ اکفّ السّوء عنّی بیده و سلطانه 46
- و أیقظنی إلی ما منحنی به من مننه و إحسانه 46
- صلّ اللّهمّ علی الدّلیل الیک فی اللّیل الألیل 47
- و النّاصع الحسب فی ذروه الکاهل الأعبل 48
- و الماسک من أسبابک بحبل الشّرف الأطول 48
- و علی آله الأخیار المصطفین الأبرار 49
- و الثابت القدم علی زحالیفها فی الزّمن الأوّل 49
- و افتح اللّهمّ لنا مصاریع الصّباح بمفاتیح الرّحمه و الفلاح 50
- و البسنی من أفضل خلع الهدایه و الصّلاح 51
- و أغرس اللّهمّ فی شرب جنانی ینابیع الخشوع 51
- و أدّب اللّهمّ نزق الخرق منّی بأزمّه القنوع 52
- و أجر اللّهمّ بهیبتک من آماقی زفرات الدّموع 52
- أللّهمّ ان لم تبتدئنی الرّحمه منک بحسن التّوفیق فمن السّالک 53
- و إن أسلمتنی أناتک لقائد الأمل و المنی فمن المقیل عثراتی 53
- و إن خذلنی نصرک عند محاربه النّفس و الشّیطان فقد وکلنی 54
- إلهی أترانی أتیتک إلاّ من حیث الآمال 55
- أمّ علقت بأطراف حبالک إلاّ حین باعدتنی ذنوبی عن دار الوصال 56
- فبئس المطیّه الّتی امتطت نفسی من هواها فواها لها لما سوّلت 56
- و هربت إلیک لاجئا من فرط أهوائی 57
- و علّقت بأطراف حبالک أنامل و لائی 57
- الهی قرعت باب رحمتک بید رجائی 57
- إنّک سیّدی و مولای و معتمدی و رجائی و غایه منای 58
- فاصفح اللّهمّ عمّا أجرمته من زللی و خطائی 58
- أم کیف تخیب مسترشدا قصد إلی جنابک صاقبا 59
- أم کیف تردّ ظمآنا ورد إلی حیاضک شاربا 59
- إلهی کیف تطرد مسکینا إلتجأ إلیک من الذّنوب هاربا 59
- کلاّ و حیاضک مترعه فی ضنک المحول و بابک مفتوح للطّلب 60
- إلهی هذه أزمّه نفسی عقلتها بعقال مشیّتک 60
- فاجعل اللّهمّ صباحی هذا نازلا علیّ بضیاء الهدی 61
- و هذه أهوائی المضلّه و کلتها إلی جناب لطفک و رأفتک 61
- و هذه أعباء ذنوبی درأتها بعفوک و رحمتک 61
- و مسائی جنّه من کید العدی و وقایه من مردیات الهوی 62
- إنّک قادر علی ما تشاء تؤتی الملک من تشاء و تنزع الملک 62
- تولج اللّیل فی النّهار و تولج النّهار فی اللّیل 63
- تخرج الحیّ من المیّت و تخرج المیّت من الحیّ 63
- لا إله إلاّ أنت سبحانک اللّهمّ و بحمدک من ذا یعرف 64
- و ترزق من تشاء بغیر حساب 64
- الّفت بمشیّتک الفرق 65
- و من ذا یعلم ما أنت فلا یهابک 65
- و أنرت بکرمک دیاجی الغسق 66
- و فلقت بقدرتک الفلق 66
- و أنهرت المیاه من الصمّ الصیاخید عذبا و اجاجا 66
- و جعلت الشّمس و القمر للبریّه سراجا وهّاجا 67
- و أنزلت من المعصرات ماءا ثجاجا 67
- و قهر عباده بالموت و الفناء 68
- فیا من توحّد بالعزّ و البقاء 68
- من غیر أن تمارس فی ما ابتدأت به لغوبا و لا علاجا 68
- یا خیر من دعی لدفع الضرّ و المأمول من کلّ عسر و یسر 69
- و اسمع ندائی و استجب دعائی و حقّق بفضلک أملی و رجائی 69
- صلّ علی محمّد و آله الأتقیاء 69
- لا حول و لا قوّه الاّ باللّه العلیّ العظیم 70
- بک أنزلت حاجتی فلا تردّنی من سنیّ مواهبک خائبا 70
- اشاره 73
- مقدّمه [محقق] 73
- اشاره 105
- سؤال[2]: [ولایت حاکم شرع بر بالغه غیر رشیده در صورت فقد پدر یا جد] 105
- [کلمات الفقهاء] 106
- [النصوص الوارده فی الباب] 118
- [الحق فی المقام] 127
- و الحاصل ممّا ذکر:أنّ الیتیمه البالغه تسع سنین تکون علی أقسام: 144
- اشاره 152
- مقدّمه [محقق] 152
- اشاره 152
- مؤلف 155
- تذکر چند نکته پیرامون این رساله 157
- رساله حاضر 157
- مسأله[1] [تصرفات وصی بدون اذن ناظر] 160
- مسأله[4] [حکم تخلف متصالح از شرایط صلح] 165
- مسأله[5] [حکم اختلاف در تعدیل و تقسیم آب باغات و املاک] 167
- مسأله[6] [حکم وقف بر اولاد ذکور پس از انقراض] 168
- مسأله[8] [حکم همسر و مرد مفقود الاثر] 170
- مسأله[7] [حکم ارث پدر بابی از فرزند مسلمان] 170
- مسأله[9] [حکم مکره در ازدواج و مسائل پیرامون آن] 173
- مسأله[10] [حریم باغات و احکام تابع آن] 179
- اشاره 181
- مسأله[11] [حکم ترشح باران از بدن نجس العین] 181
- المقام الأوّل: 190
- إذا عرفت ذلک فهاهنا مقامات 190
- المقام الثّانی: 191
- المقام الثالث: 193
- المقام الرابع: 195
- المقام الخامس: 196
- المقام السادس: 196
- المقام الثامن: 197
- المقام السابع: 197
- المقام العاشر: 198
- اشاره 210
- اشاره 210
- درآمد 210
- مؤلّف 211
- خاندان 212
- آثار 212
- مرآه العاشقین 216
- مصادر شرح حال 217
- [مرآت العاشقین] 218
- اشاره 218
- در بیان مراتب عالم ارواح 219
- در بیان مراتب عالم اجسام 220
- مثنوی در خلاصه سخن 221
- در اثبات وحدانیت 222
- تمثیل 222
- سؤال 223
- جواب 223
- نصیحت 225
- در بیان پیر کامل و طلب او 227
- در بیان پیر ناقص 228
- مثنوی در خلاصه سخن 229
- شرط اول 230
- شرایط سیر و سلوک 230
- شرط رابع 230
- شرط ثانی 230
- شرط ثالث 230
- شرط خامس 231
- شرط سادس 231
- شرط سابع 231
- در بیان ذکر و هفت سیر 232
- شرط عاشر 232
- شرط تاسع 232
- خاتمه در بیان ذکر اول و سیر اول،سیر الی اللّه است 233
- اشاره 235
- اشاره 235
- اشاره 235
- شرح حال آیت اللّه شیخ ابراهیم ریاضی نجف آبادی 235
- [مقدمه محقق] 235
- استادان 238
- چند نکته آموزنده از زندگی آیت اللّه ریاضی 243
- 1-نظم 243
- 2-اندرز به طلاّب علوم اسلامی 244
- 3-محبّت و رسیدگی به طلاّب 245
- آثار و خدمات آیت اللّه ریاضی 246
- تألیفات 247
- رحلت 248
- شیوه تحقیق و تصحیح 249
- [بیداری معنوی و یافتن جوان حکیم] 251
- [حقیقت دنیا و ضرورت سفر از آن] 253
- [آداب معاشرت] 254
- [شناخت دنیا و وابستگی های آن] 259
- [اندرز بر کسب علم و معرفت] 260
- [در ترغیب بر کسب معرفت و مذمت ناامیدی] 263
- [حقیقت شرک] 265
- [معنی کفر و دین] 266
- [معامله خداوند با کفار و علت مهلت به آن ها] 269
- [بررسی یکی از علل غیبت حضرت ولی عصر علیه السّلام] 271
- [تفاوت طینت ها] 274
- [تحلیل معنای فطری] 278
- [تفسیر و توضیح یکی از آیات توحید] 281
- [نفس و تقسیمات آن] 282
- [توضیحی پیرامون کلام علی علیه السّلام به کمیل] 287
- [آیات آفاقی پروردگار] 290
- [تجلّی علم و حکمت الهی در زنده شدن زمین به گیاهان] 297
- [پرستش هوی و هوس و مذمت آن] 301
- [عبرت از گنه کاران شنبه ها و توضیح آیات مربوطه] 305
- [در احوالات مسخ شدگان] 307
- [فراموشی و غفلت و آثار زیان بار آن] 309
- [حقیقت ذکر] 312
- [امر به معروف و نهی از منکر] 313
- [مختصری در باب هجرت] 316
- منابع تحقیق رساله 318
- مقدّمه 321
- اشاره 321
- اشاره 327
- اشاره 327
- شرح حال حضرت فاضل هندی قدّس سرّه 327
- [مقدمه محقق] 327
- تألیفات: 328
- اساتید: 328
- شیوه تحقیق 330
- النوع الأوّل:حروف تجرّ الاسم فقط و هی تسعه عشر حرفا: 332
- اشاره 332
- النوع الثانی:حروف تنصب الاسم و ترفع الخبر و هی سته احرف: 336
- النّوع الرابع:حروف تنصب الاسم فقط و هی سبعه احرف: 337
- النوع الخامس:حروف تنصب الفعل المضارع و هی اربعه احرف: 337
- النوع الثالث:حرفان ترفعان الاسم و تنصبان الخبر و هما ما و لا المشبهتان بلیس 337
- النّوع السادس:حروف تجزم الفعل المضارع و هی خمسه احرف: 338
- النوع السابع:اسماء تجزم الفعل المضارع علی معنی ان و هی تسعه اسماء: 339
- النوع الثامن:اسماء تنصب علی التمییز اسماء النکرات و هی اربعه اسماء: 340
- اشاره 341
- النوع العاشر:افعال تسمّی افعال الناقصه ترفع الاسم و تنصب الخبر و هی ثلاثه عشر فعلا: 341
- النوع التاسع:کلمات تسمّی اسماء الأفعال بعضها تنصب و بعضها ترفع و هی 341
- و الرافعه منها ثلاثه کلمات: 341
- الناصبه منها سته کلمات 341
- النوع الحادی عشر:افعال تسمّی افعال المقاربه ترفع اسما واحدا و هی اربعه افعال: 342
- النوع الثانی عشر:افعال المدح و الذم،ترفع اسم الجنس المعرف باللاّم و بعده 343
- النوع الثالث عشر:افعال الشک و الیقین و تسمیّ افعال القلوب تدخل علی 343
- فهرست منابع تحقیق 346
- اشاره 347
عالم نباشد،چه بسا شود امر به معروف و نهی از منکر کند و اصرار فاعل منکر بر منکر و تارک معروف بر ترک،و اللّه لازم نخواهد بود.دوم آنکه از اوّل بخواهد او را باز دارد از خلاف شرع.و سوم آنکه احتمال تأثیر دهد یعنی در نظر او قوّت داشته باشد که حرف و کلام او سبب از برای ترک منکر و امر به معروف شود.و چهارم آنکه ایمن باشد از ضرر بر خود یا شخص محترم دیگر عرضا و نفسا و در بعض موارد مالا؛و چون این شرایط حاصل آید،واجب شود.
امر دوم: آنکه شخص آمر و ناهی باید بداند ترتیب امر و نهی را؛مثلا اوّل اظهار کراهت نماید اگر مفید نشد اعراض نماید از او به این که سلام به او نکند و از تکلم با او دوری جوید اگر اثر نکرد ترک معاشرت کند اگر اثر ننمود به نرمی او را منع کند اگر مؤثر واقع نشد به غلظت او را منع نماید و پس از آن اگر مؤثر نشود به مراتب ضرب بپردازد و در تمام این مراتب باید خود شخص آمر و ناهی به قلب انکار داشته باشد ترک معروف و ارتکاب منکر را و راضی به آن نباشد و در صورتی که هیچ اثر نبخشد البته خود شخص هجرت کند از آن قوم و ابدا با آنها نزدیکی و معاشرت ننماید؛زیرا که نفس دزد است و زود اخلاق فاسده را به خود جذب می نماید و رفته رفته مثل آنان شود و مستحق عذاب و هلاک گردد.
و دیگر آنکه باید بداند که آمر به معروف و ناهی از منکر دو قسم است:اوّل آنکه آمر و ناهی از نفس خود باشد و بعد از آنکه از خود فارغ گردید و کاملا نفس خود را منع از منکرات و الزام به معاریف[کرد]،آن گاه شروع به قسم دوم کند که دیگری را آمر و ناهی شود قسم دوم فی الجمله معلوم گردید و امّا قسم اوّل خیلی مشکل و کار هرکسی نخواهد بود بلکه یک عده برجسته های دنیا از عهده این قسم می توانند برآیند؛لذا فرمود:«جهاد