میراث حوزه اصفهان جلد 5 صفحه 74

صفحه 74

کسی (1)پیش از من نداده اند.می دانم علم منایا را-و آن علمی است که چون کسی را می بینند (2)قدر حیات او و مدّت بقای او و زمان مرگ او دانسته می شود-و می دانم علم بلایا را-که هر بلایی در چه وقت می آید (3)و (4)به که می آید و هرکس به چه بلا (5)مبتلا (6)می گردند و آن حضرت این دو علم را به بعضی از خواصّ خود تعلیم کرده بود مثل سلمان و رشید (7)هجری و میثم (8)تمّار و حبیب بن مظاهر أسدی،علمدار (9)حضرت سیّد الشّهدا (10)-صلوات اللّه علیه (11)-چنانکه بعضی از آن بتفصیل خواهد آمد.

منم صاحب (12)علم فصل الخطاب (13)-که حکم می کنم میان هر دو کس به علم لدنّی که حق ظاهر می گردد (14)؛چنانکه خواهد آمد-.پس فوت نشد (15)از من آنچه غایبست (16)از من.بشارت می دهم به إذن خدا و (17)أدا می کنم از خدای-تبارک و تعالی-همه (18)اینها از جانب خدای-تبارک و تعالی-است که مرا بر اینها استوار گردانیده است به إذن خود.

[روایت چهاردهم:از امام جعفر صادق(علیه السّلام)]

و عن أبی عبد اللّه جعفر بن محمّد الصّادق-صلوات اللّه و سلامه علیه-أنّه قال:نحن ولاه (19)أمر اللّه و خزنه علم اللّه و عیبه وحی اللّه. (20)


1- (1)) -چند که به کسی/در M مکرّر است.
2- (2)) -می بینند/ M می بیند.
3- (3)) -می آید/ M می کونیدابد[؟!].
4- (4)) -و/در M زبر دارد.
5- (5)) -بلا/ M بلاء.
6- (6)) -مبتلا/ M مبتلاء.
7- (7)) -رشید/در M «ر»زبر دارد.
8- (8)) -میثم/ M میشم.
9- (9)) -علمدار/ M علم دار[!].
10- (10)) -سیّد الشّهدا/ M سید الشهداء[کذا بسکون الیاء!].
11- (11)) -اللّه/ M +و سلامه.
12- (12)) -صاحب/در M حاء زبر دارد.
13- (13)) -فصل الخطاب/ M فضل الخطاب[!].
14- (14)) -می گردد/ M می کرداند.
15- (15)) -نشد/در M شین زبر دارد؛فتأمّل.
16- (16)) -غایبست/ M غایب است.
17- (17)) -و/در M زبر دارد.
18- (18)) -همه/در M «م»زبر دارد.
19- (19)) -ولاه/هم در R و هم M به ریخت«ولات»کتابت گردیده است.
20- (20)) -نگر:الکافی،ط.غفّاری،192/1.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه