میراث حوزه اصفهان جلد 7 صفحه 184

صفحه 184

خدمتک.قال:فقال لی:فالزم الباب.قال:فکنت فی الدار مع الخدم ثمّ صرت اشتری لهم الحوایج من السوق و کنت ادخل علیهم من غیر اذن اذا کان فی الدار رجال.قال:فدخلت علیه یوما و هو فی دار الرجال فسمعت حرکه فی البیت فنادانی مکانک لا تبرح فلم اجسر ان ادخل و لا اخرج فخرجت علی جاریه معها شیء مغطی ثم نادانی ادخل (1)فدخلت و نادی الجاریه فرجعت الیه فقال لها:اکشفی عمّا معک فکشفت عن غلام ابیض حسن الوجه و کشف عن بطنه فاذا شعر نابت من لبّته الی سرّته اخضر لیس باسود.فقال:هذا صاحبکم ثمّ امرها فحملته فما رأیته بعد ذلک حتّی مضی أبو محمّد علیه السّلام. (2)

ترجمه:مردی از اهل فارس که راوی نام او را گفته و کلینی فراموش کرده،می گوید که:آمدم به سرّ من رآی و ملازم شدم در،در خانه حضرت امام حسن عسکری علیه السّلام و حضرت مرا طلبید،پس داخل شدم بر آن حضرت و سلام کردم.فرمود آن حضرت که:

چه چیز باعث آمدن تو شد؟می گوید،گفتم:خواهش ملازمت تو.گفت که حضرت فرمود که:در،در خانه باش!و بودم به امر حضرت در آن خانه با خدمتکاران حضرت.

بعد از آن چنان شدم که ضروریات ایشان را از بازار،من می خریدم و داخل می شدم بر ایشان،بدون رخصت،هرگاه آن حضرت در مهمانخانه می بودند.می گوید که داخل شدم بر حضرت روزی و آن حضرت در میهمانخانه بود.شنیدم حرکتی در آن خانه،پس حضرت آواز کردند مرا و فرمودند:در جای خود باش و حرکت مکن!من جرأت نکردم که داخل شوم و جرأت نکردم که بیرون روم،پس بیرون آمد بر من،کنیزی که با او چیزی بود پوشیده شده؛بعد از آن طلبید مرا حضرت و فرمود که:داخل شو،پس داخل شدم و طلبید آن حضرت (3)کنیز را و کنیز برگشت به سوی حضرت و فرمود که:بگشا از آنچه با تو است،پس گشود و دیدم پسری سفید خوش روی و گشود شکم مبارک او را،


1- (1)) -رضوی:-و لا أخرج...ادخل.
2- (2)) -کافی،ج 1،ص 329،باب الأشاره و النص إلی صاحب الدار؛بحار الأنوار،ج 52،ص 26، باب 18-ذکر من رأه صلوات اللّه؛
3- (3)) -رضوی:-و فرمود...آن حضرت.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه