میراث حوزه اصفهان جلد 7 صفحه 222

صفحه 222

می گویند آن است که:شاید مجرور به مجاورت«برؤسکم»باشد نه به عطف؛و این معلوم البطلان است و ضرورتی داعی نیست،خصوصا در جایی که اشتباه واقع شود و معلوم نشود که مجرور است به عطف،و باید پای ها مسح شود؛یا به جوار،و باید غسل شود.و بعضی دیگر از اهل سنّت که لاعلاج شده اعتراف نموده اند که«و أرجلکم» عطف بر«برؤسکم»،و عامل در آن«فامسحوا»باشد.و می گویند مراد آن است که:

پای ها را باید شستن به اندک شستنی که شبیه به مسح باشد.و این حرف شنیع تر از اوّل است؛زیرا که هرگاه آیه کریمه و قول رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله و احادیث بسیار دلالت بر مسح پای ها نمود،داعی و دلیل چیست که باید مراد از مسح،شستن خفیف باشد که معنی مجازی است.و از این حدیث شریف استنباط می شود که:معطوف در حکم معطوف علیه است و همچنان که باید بعض سر مسح شود،پای ها تا کعبین چنین است.و اشعار فرمود به ابلغ وجهی که رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله که مفسّر قرآن است؛تبلیغ و تفسیر و توضیح نموده و عامّه ضایع و تحریف قرآن نموده اند و بعد از آن در تیمم نیز از راه باطن، (1)که افاده تبعیض می کند،استدلال فرموده«لانّه علم انّ ذلک اجمع لم یجز علی الوجه».

حاصل استدلال حضرت بر مسح بعض دست ها در تیمّم آن است که:چون حق تعالی فرمود که:«مسح کنید دست های خود را از آن صعید طیّب»که مراد خاک است و«من»افاده بعضیّت می کند؛یعنی از آن صعید به اعتبار آنکه چون دست،پستی و بلندی و منفذهای کوچک دارد و چون بر خاک گذارده شود خاک به تمام اجزاء آن نمی رسد و حق تعالی فرموده که:از بعض آن صعید مسح کنید؛پس هرگاه دست ها به تمام اجزائه بر روی،جاری نتواند شد،بر پشت دست ها نیز جاری نخواهد شد؛پس معلوم است که رسیدن صعید به تمام اجزاء دست واجب نیست؛پس مسح بعض دست، کافی باشد.و از این حدیث استدلال نموده اند بعضی که:باید در تیمّم،بعضی از اجزاء خاک در دست بماند که به آن مسح واقع شود.و مشهور خلاف آن و حدیث دلالت بر


1- (1)) -رضوی:با.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه