میراث حوزه اصفهان جلد 7 صفحه 231

صفحه 231

بدهد دیگر فقرا را حاجتی نمی ماند؛زیاده بر قدر مقرر،قرار نداد و اگر می دانست که این قدر (1)،کفایت به فقرا نمی نماید زیاده بر آن قرار می داد؛پس هرفقیری که محتاج و بی قوت بماند و آزار کشد گناه آن بر گردن اغنیاست و عقوبتش را ایشان می کشند،به سبب آنکه حق فقرا را حبس نموده اند.

فایده:بدانکه زکات واجب نمی باشد مگر در نقدین؛که آن طلا و نقره است به شرطی که مسکوک باشد به سکّه که معامله بر آن کنند؛و به قدر نصاب باشد؛و سال بر آن بگذرد؛و در غلّه های چهارگونه که آن جو و گندم و خرما و مویز است؛و در چهارپایان سه گانه که آن شتر و گوسفند و گاو است؛و در باقی چیزها مثل مادیان و سودی که از تجارت به هم رسد و برنج و عدس و ماش و امثال آن سنّت است؛امّا نصاب،پس در طلا اوّلا بیست مثقال است که آن چهار دانگ و نیم مثقال صیرفی که متعارف این زمان است باشد و در آن نیم مثقال واجب است تا آنکه برسد به بیست و چهار مثقال،چون به این قدر رسد نیم مثقال و ده،یک مثقال باید داد و از این قرار هر چهار مثقال که اضافه شود،عشر مثقال،در زکات اضافه می شود تا به چهل مثقال برسد، که در آن یک مثقال واجب خواهد بود و در نقره،نصاب اوّلش دویست درهم است و در آن پنج درهم واجب است و همچنین هرگاه چهل درهم بر دویست درهم اضافه شود، یک درهم می دهد و قبل از رسیدن به دویست،و بعد از دویست به چهل نرسیده،عفو است و چیزی واجب نیست.

و امّا نصاب شتر،اوّلا پنج است و همچنین تا بیست و پنج،هرپنج را گوسفندی واجب است پس چون برسد به بیست و شش،در آن یک بنت مخاض،آن شتری است که یک سالش تمام و داخل سال دوّم شده،واجب است و دیگر چون برسد به سی و شش،در آن یک بنت لبون،که آن شتر دو ساله است واجب می شود،دیگر چهل و شش که برسد،باید یک شتر حقّه داد که آن شتری است که داخل سال چهارم شده


1- (1)) -رضوی:که قدری که قرار داده.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه