میراث حوزه اصفهان جلد 7 صفحه 52

صفحه 52

و دیگری ناتوان است،پس ثابت شد که صانع یکی است،چنانکه می گویی از جهت عجزی که ظاهر شد در دیگری؛و اگر گمان داری که به درستی که صانع دو است،خالی نیست از اینکه یا هردو اتّفاق دارند از هرجهت،یا آنکه جدایی دارند از هرجهت؛پس چون دیدیم خلق را منتظم و فلک را جاری و تدبیر را یکی و شب و روز و آفتاب و ماه را،دلالت کرد درست بودن امر و تدبیر و انتظام و الفت داشتن امر،بر اینکه تدبیرکننده یکی است؛زیرا که اختلاف مدبّر،مستلزم اختلاف تدبیر است،پس لازم می آید تو را اگر دعوی کنی که صانع و مدبّر دو است،فاصله فی الجمله میان هردو،تا آنکه متحقّق شود دو بودن؛زیرا که اگر فاصله ای که مناط امتیاز است نباشد،دوئی متحقّق نمی شود، پس می گردد آن فاصله سیّم میان هردو قدیم و واجب الوجود،زیرا که اگر ما به الإمتیاز، ممکن الوجود باشد،لازم می آید احتیاج واجب به ممکن،پس لازم می آید تو را که به سه واجب قائل شوی.و اگر دعوی سه واجب نمایی،لازم می آید تو را آنچه گفتی در دو تا،و سه واجب محتاج خواهد بود بر دو ما به الإمتیاز؛پس لازم می آید که به پنج واجب قایل شوی و می رسد در عدد به عددی که نهایت نباشد از برای آن در بسیاری.

گفت هشام که:بعد از آن،از جمله سؤال زندیق آن بود که گفت:پس چه دلیل است بر وجود صانع؟فرمود حضرت که:بودن کارها دلالت می کند بر اینکه صانعی کرده این صنعت ها را.آیا نمی بینی که هرگاه تو نظر کنی به سوی بنای بلندی که بنا شده باشد، می دانی که از برای آن بناکننده ای هست اگرچه تو ندیده باشی بناکننده را و مشاهده ننموده باشی.

[چیستی و چگونگی خداوند]

گفت زندیق که:پس چه چیز است خدا؟فرمود حضرت علیه السّلام (1)که:چیزی است مخالف همه چیزها و فرمود که:برگرد به سخن من که گفتم چیز است به ثابت کردن


1- (1)) -رضوی:-حضرت علیه السّلام.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه