میراث حوزه اصفهان جلد 7 صفحه 98

صفحه 98

برداشته؛چون کور را برپای کردند،دوش او محاذی روزنه بود.دانستند که کار ایشان است،بعد از تهدید و وعید،خود اقرار نمودند.

[خشت های طلا،سبب هلاکت]

آورده اند که:روزی حضرت با سه کس به راهی می رفت،ناگاه چشم ایشان بر دو خشت طلا افتاد که بر سر آن راه بود،رفقای آن حضرت میل تصرّف در آن ها نمودند، حضرت عیسی علیه السّلام از ایشان جدا شده،از راه اعجاز خبر داد که آن خشت های طلا سبب هلاک آن سه کس خواهد شد.آخر الامر یکی از آن سه کس (1)به بازار رفت که طعامی بیاورد و آن دو شخص بر سر خشت های طلا ماندند و با یکدیگر تمهید درست داشتند که چون رفیق بیاید،او را بکشند و قسمت خشت ها میان دو نفر درست آید؛و آورنده طعام نیز چنین فکری کرده (2)،قدری زهر داخل طعام (3)نموده،آورد که چون دو نفر میل نمایند،هلاک شوند و بدون شریک هردو خشت را (4)صاحب شود؛اتفاقا چون آن مرد طعام را آورد،آن دو نفر به موجب تمهید او را به قتل رسانیده؛ (5)خشت ها را قسمت کرده (6)،به خاطر جمع،غذا را میل کردند و آن ها نیز مردند و خشت های طلا بی صاحب ماند.چون حضرت عیسی علیه السّلام مراجعت فرموده،این حال را مشاهده نمود،خطاب به دنیا فرمود (7)که:ای دنیا!مردم در محبّت و تحصیل تو،آخرت و جان خود را،چنین (8)بر باد می دهند و تو از ایشان چنین کناره می کنی و وفاداری نمی نمایی (9).


1- (1)) -رضوی:نفر.
2- (2)) -رضوی:نمود.
3- (3)) -رضوی:در طعام.
4- (4)) -رضوی:-را.
5- (5)) -رضوی:او را دو نفر که تمهید نموده بودند به قتل رسانیدند.
6- (6)) -رضوی:نموده.
7- (7)) -رضوی:کرد.
8- (8)) -رضوی:در راه چنین.
9- (9)) -«ان عیسی بن مریم علیه السّلام توجّه فی بعض حوائجه و معه ثلاثه نفر من اصحابه فمر بلبنات ثلاث من ذهب علی ظهر...»-بحار الأنوار،ج 14،ص 284،باب 21-مواعظ عیسی علیه السّلام-
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه