- هوالشکور 1
- مقدّمه تحقیق 9
- رساله فی الحبوه 9
- اشاره 9
- شرح حالِ والدِ ماجد مؤلّف 12
- زندگینامه مؤلّف 12
- نام و شهرت 12
- نسب شریف 14
- تولّد تحصیل 14
- در گفتار بزرگان 16
- تألیفات 17
- مسافرت به عتبات و وفات در بین راه 19
- اشاره 21
- بیان و تنبیه 41
- فهرست مصادر التحقیق 45
- نگاهی کوتاه به زندگی آقا ملا علی آرانی کاشانی 50
- مقدمه تحقیق 50
- اشاره 50
- استادان 51
- تألیفات آرانی 52
- معرفی منبع الخیرات و شیوه تحقیق آن 55
- اشاره 60
- مطلب اول: [نماز اشرف عبادات] 60
- مطلب دوم: [شرط حضور قلب در عبادات] 63
- [معانی قلب] 63
- مطلب سوم: [آیات و اخبار حضور قلب] 71
- [جمع بندی نتیجه روایات] 79
- [حکایاتی از حضور قلب اولیای الهی در نماز] 80
- مطلب چهارم: [ذکر دوائی نافع در ازاله غفلت و توجه قلب] 84
- [اسباب خواطر قلبی] 84
- [اسباب ظاهری] 85
- [بازگشت همه خواطر به حب دنیا] 89
- اشاره 95
- اشاره 95
- باب اول: [مقدمات نماز] 95
- اشاره 95
- مطلب اول: [طهارت از حدث] 95
- [ابواب مباحث نماز] 95
- مبحث دوم: در اسرار مخفیّه غسل است 100
- مبحث سوم: [در اسرار پنهان تیمم] 102
- مطلب دوم: در طهارت از خبث و تخلّی است 103
- اشاره 103
- [در اسرار تخلّی] 104
- مطلب سوم: در ستر عورت است 105
- مطلب چهارم: در اسرار مخفیه مکان مصلی است 108
- مطلب پنجم: در اسرار خفیه وقت نماز است 108
- مطلب ششم: در مخفیّات رموز استقبال قبله است 112
- مطلب هفتم: در اسرار مخفیّه مقدمات مستحبّه نماز است 114
- [امر] اوّل: [اختیار مکان مناسب برای مناجات] 114
- [امر] دوم: از مقدمات مستحبه، اذان و اقامه است 116
- [امر] سوم: [در اسرار افتتاح نماز به تکبیرات هفتگانه] 118
- اشاره 121
- فصل اول: در مقارنات رکنیه است 121
- مقصد اول: در بیان اسرار قلبیّه قیام است 121
- باب دوم در مقارنات نماز است 121
- مقصد دوم: در وظائف قلبیه نیت است 125
- اشاره 134
- مقدمه تحقیق 134
- نگاهی به زندگی مؤلّف 134
- موقعیت سیاسی اجتماعی 135
- زهد و تقوای ملا محمدباقر خاتون آبادی 135
- شاگردان 135
- وفات 136
- روش تحقیق 136
- [مقدمه مؤلّف] 142
- مطلب اول 146
- مطلب دُوم: در بیان عقد متعه و بعضی از احکام آن 164
- [تفاوت عقد نکاح و عقد متعه] 164
- اشاره 164
- فصل اوّل: در آداب زفاف کردن 179
- اشاره 179
- اشاره 191
- مطلب سوم: در بیان مجملی از احکام افطار روزه ماه مبارک رمضان 191
- [احتمالات روزه] 192
- منابع تحقیق 198
- اشاره 203
- مقدّمه محقق 203
- معرفی نسخه و روش تصحیح و تحقیق 204
- سرّ لزوم عصمه الأنبیاء و أوصیائهم... 207
- جواب از منافات حدیث «الولد سرّ أبیه» با تولّد شقی از سعید، و تولد 211
- تتّمه فیها تکمله و تبصره 215
- جواب از این که الظاهر عنوان الباطن و گاهی خلاف این است 216
- الف: آشنایی اجمالی با «تداخل اسباب» 224
- مقدمه 224
- اشاره 224
- دوم: اساتید 226
- اول: ولادت و زادگاه 226
- اشاره 226
- ب: آشنایی با مؤلّف رساله حلو التناول 226
- چهارم: فرزندان 227
- سوم: مشایخ اجازه 227
- پنجم: آثار و تألیفات 228
- ششم: وفات و مدفن 229
- ج: آشنایی با رساله حلوالتناول 229
- اشاره 231
- حلو التناول 231
- ه: تذکر چند نکته 231
- د: شیوه تحقیق 231
- [الأقوال حول مسئله التداخل] 237
- [المقدمه] 237
- [المشهور عدم التداخل مطلقاً] 238
- [القائلین بالتداخل مطلقا] 239
- [قول ابن ادریس فی المسأله] 239
- [کلام المحقق السبزواری] 240
- [بیان العلامه المجلسی] 240
- [کلام صاحب المدارک] 240
- [نقل الأقوال حول المسأله] 240
- [قول المصنّف قدس سره قبل تألیف الرساله] 241
- [قول المصنف حین تألیف الرساله] 242
- [التقاریر السته] 242
- [قول المصنف حین تألیف الرساله] 242
- اشاره 242
- [التقاریر السته] 242
- [دفع التوهم] 245
- اشاره 245
- التقریر الثالث 245
- [توهم القائلون بالتداخل] 245
- [بعض الأخبار الداله علی عدم التداخل] 248
- التقریر الرابع 248
- اشاره 248
- التقریر الخامس 248
- [نقل کلام المحقق الشیروانی و نقده مجملاً] 250
- التقریر السادس 250
- [نقل کلام المحقق الشیروانی و نقده مفصلا] 253
- [کلام العلامه فی مختلف الشیعه] 259
- [نقل کلام العلامه] 260
- [عود إلی کلام المحقق الشیروانی و نقده] 260
- [عود إلی کلام العلاّمه فی المختلف و نقده] 262
- [بیان سائر وجوه النظر فی کلام العلاّمه] 262
- [تتمیم فی نقل کلام صاحب السرائر] 272
- [تقریر المعارضه فی المقام] 276
- [حصیله التحقیق] 279
- [کلام المحقق الخوانساری فی المشارق] 280
- مقدمه محقق 286
- اشاره 286
- نگاهی کوتاه به زندگی مؤلّف 286
- مولی محمدجعفر کرباسی از نگاه بزرگان 288
- شاگردان 289
- آثار و تألیفات 290
- وفات 292
- فرزندان 292
- [منی چیست؟] 296
- [مذی چیست؟] 297
- [وذی چیست؟] 301
- [ودی چیست؟] 302
- اشاره 306
- مقدمه محقق 306
- اشاره 306
- نگاهی به زندگی ملاّ حبیب اللّه کاشانی 307
- «لبّ النظر» 310
- [الباب] الأوّل: فی الألفاظ 311
- [الباب] الأوّل: فی الألفاظ 312
- فصل 313
- الباب العاشر : فی الشعر 315
- الباب التاسع: فی السفسطه و المغالطه 315
- الباب السابع : فی الجدل 315
- اشاره 318
- مقدمه محقق 318
- زندگی ملاّ محمد محسن عاصی اصفهانی رشتی 319
- تألیفات 320
- نسخه شناسی 321
- مقدمه 416
- اشاره 416
- نگاهی به حوزه علمیه نجف آباد 417
نمی بخشد مال و فرزندان به احدی، مگر آن کسی که بیاورد به جانب خدا، قلب سلیم را. و فرمود که: نیت برمی خیزد از قلب بر قدر صفاء معرفت آن و مختلف می شود صفاء قلب به حسب اختلاف ایمان در قوت و ضعف آن و صاحب النیه خالصه، نفس و هوای او مقهورند در تحت سلطان، تعظیم خدا و حیاء از او.
و در تنبیهات، مرسلا از آن حضرت روایت کرده است که فرمود: «اخلاص در جمیع افعال مفتاح در بسته قبول اعمال است و پست ترین مرتبه اخلاص بذل بنده است، طاقت خود را در بندگی، و اینکه نداند از برای عمل خود در نزد خدا قدر و منزلتی که به واسطه عمل خود از خدا مزدی خواهد و چنان داند که اگر حق تعالی از او مطالبه کند وفاء به حق عبودیت را هر آینه او عاجز از اداء آن و منفعل و شرمسار باشد از پستی عمل خود، و بلندترین مرتبه اخلاص سالم ماندن است از جمیع گناهان و در آخرت رستگاری و خلاص است از آتش جهنم و فائز شدن است به بهشت».(1)
و در مصباح الشریعه، مرسلا از حضرت صادق علیه السلام [41] روایت کرده است که آن حضرت فرمود که: «ناچار است از برای بنده مؤمن که نیت خود را خالص گرداند در هر حرکت و سکونی، زیرا که اگر چنین نکند از غافلان خواهد بود و حق تعالی در کتاب خود غافلان را وصف فرموده است، در آنجا که می فرماید: «أُولئِکَ کَالاْءَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ(2)»، یعنی واللّه العالم، ایشان، مثل چهارپایانند، بلکه ایشان گمراه ترند، پس فرمود: «أُولئِکَ هُمُ الْغافِلُونَ»، یعنی ایشان غافلانند».(3)
1- 1) برگرفته از: مصباح الشریعه، ص 36، الباب السادس عشر فی الإخلاص. «الإخلاص یجمع فواضل الأعمال و هو معنی مفتاحه القبول و توقیعه الرضا فمن تقبل اللّه منه... و ادنی حدَّ الإخلاص بذل العبد طاقته، ثم لایجعل لعلمه عند اللّه قدراً».
2- 2) سوره مبارکه اعراف، آیه 179.
3- 3) مصباح الشریعه، ص 53، الباب الثالث و العشرون فی النیه. «... فلابد للعبد من خالص النیه فی کل حرکه و سکون لأ نّه إذا لم یکن بهذا المعنی، یکون غافلا و الغافلون، قد ذمّهم اللّه تعالی، فقال: إن هم إلاّ کالأنعام بل هم أضل...».