میراث حوزه اصفهان جلد 11 صفحه 77

صفحه 77

چرا باید بعد از مرگ ما را خبر کنند به آنچه در دار دنیا کرده ایم از زشتی ها؟ با آنکه چه قدر شرّ را خلاّق عالم از لطف و کرم خود بخشیده باشد و هنوز «فَیُنَبِّئُکُم بِمَا کُنتُمْ تَعْمَلُونَ» ذکر شود.

و مطلب در این مقام طول دارد، محول به کنزالعرفان حقیر است ما به بسط کلام و در این وجیزه نهایت اختصار می شود به جهت نسوختن دماغ خواننده.

[پرداختن به امور آخرت اصلاح کننده امور دنیا نیز هست]

بلی امثال ماها آنچه که کار می کنیم از برای دنیاست، مثل اینکه ما را از برای کار دنیای محض خلق کرده باشند، بالمرّه از خیال آخرت بیرون می باشیم، این است که از مرگ انکار [66] داریم، از شدّت انس در دنیا و حال اینکه هرگاه به امور آخرت هم بپردازیم، البته خلاّق عالم علاوه به عطا کردن نعم اخروی، نعم دنیوی هم عطا خواهد کرد، چونکه ما زاهد در دنیا نیستیم و کارهای دنیا را هم صورت خواهد داد.

حکی عن بعض الصالحین: أ نّه سأل عن توبه رجل، فقال: إنّی کنت رجلا دهقانا، فاجتمع علیّ أشغال الدنیا فی لیله واحده، کنت أحتاج إلی أن أسقی زرعا و کنت حملت حنطه إلی الطاحونه، فذهب حماری، فقلت: إن اشتغلت بطلب الحمار، فأتنی سقی الزرع. و إن اشتغلت بالسقی، ضاع الطحن و الحمار؛ و کان ذلک لیله الجمعه و بین قریتی و الجامع مسافه بعیده، فقلت: أترک هذه الأمور کلّها و أمضی إلی صلاه الجمعه. فمضیت و صلّیت، فلمّا انصرفت و مررت بالزرع، فإذا هو قد سقی، فقلت: من سقاه؟ فقیل: إنّ جارک أراد أن یسقی زرعه، فغلبته عیناه من النوم، فدخل الماء زرعک، فلمّا وافیت باب الدار إذا أنا بالحمار علی المعلف، فقلت: من ردّ هذا الحمار؟ قالوا: استأصل علیه الذئب، فلتجأ إلی البیت، فلمّا دخلت الدار، إذا أنا بالدقیق موضع هناک، فقلت: کیف سبب هذا؟ فقالوا: إنّ الطحان طحن هذا بالغلط، فلمّا علم(1) أ نّه لک، ردّه إلی منزلک، فقلت: ما أصدق من کان للّه، کان اللّه له و من أصلح للّه أمرا أصلح اللّه له أموره.(2)

یعنی: و روایت شده است از بعض صالحین از سبب توبه مردی، پس گفت آن مرد


1- 1 حافظ، غزل شماره 71.
2- 2 در نسخه: «اعلم».
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه