میراث حوزه اصفهان جلد 11 صفحه 80

صفحه 80

[اجل محتوم چاره ناپذیر است]

به هر حال اگر مرگ موعود نرسیده کس نخواهد مرد و اگر رسیده و حتم شده و اجلّ معلّق نیست، چاره پذیر نیست به جز تن به مرگ دادن؛ و در این باب دو حکایت ذکر می شود از حکایت مرگ و نجات از آن از برای عبرت اهل بصر.

قال السید الجزائری فی کتاب أنواره(1): إنّ رجلا عالما من علماء تستر و کان صاحبا لنا و کان بیته علی جوف الشطّ، فکان لیله من اللیالی قدّموا إلیه طعاما فجلس هو و أهله و أولاده لیأکلون، فاتفق أ نّهم نسوا احضار الملح، فقال لزوجته، احضری الملح، فقامت و مضت فابطاءت؛ فتبعها الولد فابطاء و قامت البنت و تبعتهم الجاریه و هم یریدون الإتیان بالملح من الحجره الأخری [70] فتعجب ذلک العالم و خرج فی أثرهم فلمّا وضع رجله خارج العتبه(2) انهلت تلک الحجره فی الماء مع ما فیها و کان بین البیت و الماء یقرب من طول المناره فسلّموا کلّهم بحمد اللّه تعالی و فی هذا التاریخ بعضهم موجود فی الشیراز.

یعنی: سیّد نعمت اللّه جزائری در کتاب انوار النعمانیّه خود نقل کرده است که: مرد عالمی از علماء تستر بود و او صاحب ما بود و خانه او در کنار شط واقع شده بود، شبی از شبها از برای او طعام آوردند، پس او و اهل و عیال او نشستند از برای غذا خوردن، اتفاقا نمک را فراموش نموده بودند که حاضر کنند در سفره، پس آن مرد عالم گفت به زوجه خود: نمک حاضر کن، پس زن برخاست(3) و رفت که نمک حاضر کند، طول کشید آمدن او، پس از عقب او رفت پسر او، او هم طول داد آمدن را، پس دختر از عقب او رفت او هم طول داد، پس کنیز از عقب آنها رفت و همه رفتند در حجره عقبی که نمک بیاورند و طول کشید آمدن آنها، پس آن عالم تعجّب کرد از نیامدن آنها، خود عالم هم از پی آنها رفت و چون از حجره پا را بیرون گذارد، فی الفور حجره با آنچه در او بود خراب شد و ریخت در آب شط، و طول حجره و آب و فاصله آنها به قدر یک مناره بلند بود، پس همه آنها سالم ماندند بحمداللّه تعالی.


1- 1 انوار النعمانیه فی معرفه النشأه الانسانیه، این کتاب جدیدا چاپ نشده، فقط چند مرتبه چاپ سنگی شده است و نسخه های خطی متعددی از آن در کتابخانه ها موجود می باشد.
2- 2 آستانه در.
3- 3 در نسخه: «برخواست».
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه