- سرآغاز 1
- مقدمه 1
- پیش گفتار 4
- اشاره 6
- اصحابی که حدیث ولایت از آن ها روایت شده 6
- راویان حدیث ولایت 7
- حدیث ولایت به روایت ابن عبّاس 10
- چکیده بررسی 12
- بررسی اسناد حدیث ولایت به نقل از عمران بن حصین 14
- حدیث ولایت به روایت بریده بن حصیب 18
- حدیث ولایت بیان گر عصمت 26
- اشاره 30
- حدیث ولایت بیان گر ولایت امیر مؤمنان علی علیه السلام 30
- ب) بعدیّت زمانی 31
- الف) انحصار ولایت 31
- ج) متون دیگری از حدیث ولایت 32
- د) مناقب و فضایل دیگر 33
- ه) تصریح ابن عبّاس 35
- و) حدیث ولایت در آغاز دعوت 35
- وجود نفاق و حرکت منافقانه در دوران رسول خدا صلی اللّه علیه و آله 36
- نگاهی به دشمنی خالد با امیر مؤمنان علی 37
- بغض علی علیه السلام موجب خروج از اسلام 43
- نقد مخالفان درباره استدلال به حدیث ولایت 44
- اشاره 44
- الف) تحریف حدیث ولایت در 45
- ب) بیهقی و تحریف حدیث ولایت 46
- ج) بغوی و تحریف حدیث ولایت 47
- د) خطیب تبریزی و تحریف حدیث ولایت 48
- ه) ابن تیمیه و حدیث ولایت 48
- «الف» 51
- «ت» 51
- «ع» 52
- «م» 53
- «ک» 53
سلطان حقّ تبارک و تعالی فرود آورده باشد، حجّت قرار داد.
به وسیله این انوار با موجوداتی که به خودی خود قادر به تکلّم نبودند، به انواع لغت ها سخن گفت تا همه در مقابل این حقیقت که «او تبارک و تعالی آفریننده زمین ها و آسمان هاست» معترف و مقِرّ باشند.
آن بندگان خاص را شاهد بر مخلوقاتش قرار داد و از تصرّفاتش آن چه را می خواست به آنان واگذار نمود.
آنان را بیان گر مرادهای خودش و زبانِ گویای خواسته هایش از خلق قرار داد، (1) در حالی که اینان، با همه این مقامات، بندگان او هستند و در گفتارشان از خدا پیشی نمی گیرند و فقط بر طبق امر حقّ تبارک و تعالی عمل می کنند. خداوند متعال همه چیز پیش و پس روی آنان را می داند و آنان شفیع نمی شوند، مگر به کسانی که خدای تعالی راضی است، و آنان به جهت ترس عالمانه ای که از حق تعالی دارند، در مقام خائفان هستند.
آری، این ها مقامات کسانی است که جز به فرمان حقّ تبارک و تعالی به کاری اقدام نمی نمایند؛ بندگانی که مورد اکرام و عنایت
1- 1) همین تعبیر بیان گر عصمت صاحبان این مقامات است.