- مقدمه 1
- اشاره 1
- درباره این مجموعه 1
- هوالشکور 1
- مقدمه محقق 8
- اشاره 8
- اشاره 8
- نگاهی به زندگی میر محمدصالح خاتون آبادی 9
- اشارتی به زندگی میر محمّدحسین خاتون آبادی 13
- شیوه تحقیق رساله 14
- آثار و تألیفات 14
- اشاره 18
- قیود هشت گانه تعریف غیبت 19
- اوّل: غیبت انسان باشد 19
- دوم: معین باشد نه مبهم 19
- سوم: غایبانه باشد در جلوی او 19
- مقدّمه در بیان معنی غیبت و تحقیق حقیقت آن 19
- چهارم: آنچه اسناد می دهد در او باشد 20
- هشتم: مردم آن عیب را ندانند 21
- اشاره 21
- باب اوّل: در بیان حرمتِ غیبت و سرّ حرمتِ آن 21
- هفتم: به قصد مذمّت باشد 21
- ششم:آن عیب را در عرف نقص شمارد 21
- آیات و اخبار نهی از غیبت 22
- اخبار عقوبت اخروی غیبت 26
- اخبار عقوبت دنیوی غیبت 28
- باب دوم: در بیان آنکه حرام است شنیدن غیبت و واجب است ردّ آن 28
- باب سوم در اقسام غیبت 30
- نوع اوّل:اقسام آن به اعتبار تعدّد امور قبیحه 30
- اشاره 31
- قسم اوّل: یاد کردن آن به قول 31
- نوع دوم: اقسام آن به اعتبار تعدّد طرق نسبت دادن امور مکروهه 31
- اشاره 32
- قسم سوم: یاد کردن به کتابت 32
- اوّل: [نمیمه] 32
- تتمیم: [اتصاف غیبت به صفات ذمیمه دیگر] 32
- نمیمه در آیات و روایات 33
- حکمت حرمت نمیمه 34
- دوم: کلام ذی اللّسانین و ذی الوجهین 35
- اشاره 37
- باب چهارم: در بیان کیفیت علاج غیبت و طریق محافظت خود 37
- اشاره 38
- صفات و اسباب دهگانه غیبت 38
- اول: متابعت خشم 39
- دوم: همراهی با غیبت کنندگان 41
- اشاره 41
- علاج به منع مصاحبت بطله و فسقه 42
- اشاره 43
- سوم: مبارزه با اعداء از دوستان و اقربا 43
- علاج روایی این صفت ذمیمه 44
- چهارم: در مقام برائت از انتساب امر شنیع 45
- ششم: حسادت 47
- اشاره 48
- هفتم: برای شوخ طبعی و خوش صحبتی 48
- نظر شهید ثانی در سخره و استهزاء 51
- هشتم: ترحّم و خیرخواهی خطاکارانه 51
- نهم: در مقام تعجب و غفلت از شیطان 52
- دهم: عدوات و غفلت منشأ گرفته از تقوی 53
- باب پنجم: موارد جواز غیبت 55
- اشاره 55
- اوّل تظلّم 55
- سوم شهادت 55
- دوم جرح شهود 55
- هفتم وقایت اهل اسلام از ضلالت 56
- چهارم استفتا 56
- پنجم نصیحت مستشیر 56
- ششم نهی از منکر 56
- هشتم اطلاع سامع از موضوع 57
- دهم: استحقاق از جهت فسق 58
- نهم: اشتهار به لقب و صفت نقص 58
- غیبت حیوانات 68
- اشاره 69
- باب ششم: در بیان کیفیت توبه از غیبت و بیان کفاره آن 69
- استحباب قبول عذر مغتاب 75
- تنبیهات پنج گانه 75
- استحلال باید واقعی باشد 75
- در خصوص لفظ استغفار 75
- حکم غیبت کسی که غیبت خود را مباح کند 77
- وجوب نیت در کفاره 79
- موارد لازم در دفع عقاب بهتان و نمیمه 79
- فهرست منابع 81
- اشاره 98
- زندگینامه 98
- تولد 99
- وفات 101
- میر محمد حسین در کلام بزرگان 102
- اساتید 103
- آثار و تألیفات 105
- نسخه شناسی رساله و شیوه تحقیق 108
- در بیان فضیلت زکات 112
- اشاره 112
- وامّا تارِک عقابِ زکات 115
- فضیلت خمس و ثواب آن 117
- مصرف خمس 118
- عقاب تارک خمس 121
- باب اول: بیان مسائل زکات 122
- اشاره 122
- زکات نقره 122
- زکات طلای مسکوک 124
- زکات انگور 127
- زکات غلات 128
- زکات انعام 130
- شرایط وجوب زکات انعام 130
- زکات گوسفند 131
- زکات گاو 132
- زکات شتر 133
- مُستحق زکات 135
- باب دوم: بیان مسائل خمس 136
- اشاره 136
- غنائم 136
- معادن 137
- آنچه به واسطه غواصی به دست می آید 138
- گنج 139
- زمینی که کافر ذمی از مسلمان بخرد 141
- مال حلال مخلوط به حرام 142
- هفتم: زیاده بر مونه سال 143
- مستحق خمس 146
- آشنایی با «فوائد» 153
- اشاره 153
- مقدمه محقق 153
- ولادت و زادگاه 155
- آشنایی با موءلّف این اثر 155
- اساتید و شاگردان 156
- مجازین 157
- مشایخ اجازه 157
- آثار علمی 158
- مؤلّف این اثر از نگاه دیگران 159
- آشنایی با رساله حاضر 161
- سخن پایانی 162
- الفائده الاولی: ما یعتبر فی کتب الأخبار 165
- اشاره 165
- الفائده الثانیه:ما یعتبر فی الحاکم الشرعی 168
- الفائده الثالثه: ما یعتبر فی الحدیث الوصوی 171
- الفائده الرابعه:فائده فی الامامه 172
- الفائده الخامسه: عدم الربا بین الوالد و الولد 173
- الفائده السابعه: حکم تزویج إمرأه فقدت زوجها 175
- الفائده الثامنه: حکم نفوذ أو عدم نفوذ حکم غیر الأهل 181
- الفائده التاسعه: فی علائم الوضع و الحقیقه 184
- الفائده العاشر: منشأ الاشتباه فی حال الراوی فی علم الرجال 184
- اشاره 189
- اشاره 189
- مقدمه محقق 189
- نام و نسب 191
- معرفی مؤلف 191
- اشاره 194
- سیر علمی و اساتید 194
- 2 علامه بزرگوار و محدّث خبیر ملا محمدباقر مجلسی اعلی اللّه مقامه الشریف 195
- 3 فقیه و حکیم عظیم الشأن و نابغه دوران جناب فاضل اصفهانی مشهور به فاضل هندی أعلی اللّه مقامه الشریف 196
- 4 شیخ حرّ عاملی اعلی اللّه مقامه الشریف 197
- شاگردان، فرزندان و معاصران 198
- وفات و مدفن 199
- جایگاه علمی 201
- تألیفات 202
- ادبیّت 205
- تتمه 206
- اشاره 207
- نسخ مورد بررسی و مراحل تصحیح 210
- روند تصحیح 212
- اشاره 213
- الاعتقاد و أقسامه 233
- بداهه ثبوت جهل المرکب 234
- الحاجه إلی المنطق و تعریفه 236
- الضروریّ و النظریّ 236
- الفنّ الأوّل فی المعرِّف 238
- مباحث الألفاظ 238
- دلاله المرکّب 242
- المفرد و المرکّب 244
- الکلمات الوجودیّه 247
- أقسام المفرد 247
- اقسام اللفظ المتحد المعنی 248
- المتواطی و المشکّک 250
- عدم التشکیک فی الذاتیّات 251
- أقسام اللفظ المتکثّر المعنی 252
- الترادف و التباین 255
- دفع شبهه الدور فی الدلاله 256
- الدلاله لیست تابعه للإراده 263
- توجیه کلام الشیخ 263
- الجزئیّ و الکلّیّ 265
- اللفظ تابع للمعنی فی الکلّیّه و الجزئیّه 266
- النسب الأربع بین کلّیّین و نقیضیهما 266
- النزاع لفظیٌّ 300
- الدلیل الثانی للنافین و جوابه 301
- الوجود لغیره خارج عن محلّ النزاع 303
- شبهه 321
- اشاره 339
- زندگی نامه فاضل اصفهانی رحمه الله 343
- ولادت 343
- آثار پدر فاضل هندی 343
- خاندان 343
- کودکی فاضل اصفهانی 344
- تحصیلات 344
- شاگردان 345
- استادان 345
- خانواده 345
- مقام علمی و مرجعیّت 347
- اجتهاد در عصر فاضل 348
- مقدمه: در آنچه متعلق است به لفظ اعرابی 354
- مقصد اول : در آنچه متعلق است به اسم 355
- اشاره 355
- مقاله اولی : در آنچه متعلق است به معرب 356
- فصل : در بیان غیرمنصرف و احکام آن 362
- اشاره 372
- قسم اول : فاعل 372
- باب اول : در اسمای مرفوعه 372
- قسم دوم : مفعول ما لم یسم فاعله 376
- اشاره 384
- باب دوم : در آنچه متعلق است به اسماء منصوبه 384
- قسم اول : مفعول مطلق 384
- اشاره 386
- قسم دوم : مفعول به 386
- موضع اول : منادی 387
- موضع دوم : ما اضمر عامله علی شریطه التفسیر است 394
- موضع سوّم: تحذیر است 397
- قسم سوم : مفعول فیه 398
- موضع چهارم: اغراء 398
- قسم چهارم : مفعول له 399
- قسم پنجم : مفعول معه 400
- قسم ششم : حال است 401
- قسم هفتم : تمیز 403
- قسم هشتم: مستثنی 404
- قسم نهم: خبر کان و اخوات آن 407
- قسم دهم : اسم إنّ و اخوات آن 408
- قسم دوازدهم : خبر ما و لا المشبّهتین به لیس 410
- باب سوم : در اسماء مجروره 411
- قسم اول : نعت 415
- اشاره 415
- فصل 415
- قسم دوم: عطف به حرف 417
- قسم چهارم : بدل 421
- مقاله ثانیه : در اسماء مبنیه 422
- اشاره 422
- قسم اول : مضمرات 423
- قسم سوم: موصوله 427
- قسم دوم : اسماء اشاره 427
- قسم چهارم : اسماء افعال 430
- قسم پنجم : اصوات 431
- قسم ششم : مرکبات 432
- قسم هشتم : بعضی از ظروف 434
- فصل :در بیان معرفه و نکره 438
- فصل :در بیان اسم عدد 440
- فصل :در بیان مذکر و مؤنث 442
- فصل : در بیان مفرد، مثنی، جمع 444
- فصل : در آنچه تعلق به مصدر دارد 447
- فصل : در بیان آنچه متعلق است به اسم فاعل 448
- فصل : در آنچه متعلق است به صفت مشبّهه 449
- فصل :در آنچه متعلق است به اسم مفعول 449
- فصل : در آنچه متعلق است به اسم تفضیل 450
- فصل: در بیان جمله بعد از فعل 457
- فصل : در بیان فعل مقاربه 459
- فصل : در آنچه تعلق به فعل تعجب دارد 459
- اشاره 460
- فصل : در آنچه متعلّق است به فعل مدح 460
- قسم اول : حروف جاره 460
- مقصد ثالث : در آنچه متعلّق است به حرف 460
- قسم دوم : حروف مشبّهه بالفعل 465
- قسم سوم : حروف عاطفه 466
- قسم ششم : حروف ایجاب 468
- قسم پنجم : حروف ندا 468
- قسم هشتم : حرف تفسیر 469
- قسم یازدهم : حرف توقع (قد) 470
- قسم دهم : حروف تحضیض 470
- قسم نهم : حروف مصدر 470
- قسم دوازدهم : حرف استفهام 471
- قسم سیزدهم : حروف شرط 472
- قسم شانزدهم : تنوین 473
- قسم هفدهم : نون تأکید 473
- قسم چهاردهم : حرف ردع 473
- قسم پانزدهم تاء تأنیث ساکنه 473
- قسم هجدهم : هاء سکت است 474
- فهرست منابع 475
- اشاره 478
- تولد، احوال و اساتید 478
- آثار و تألیفات 478
- مقدمه 495
- اشاره 495
- اشاره 607
- فهارس فنی 607
ص :203
لا اشکال و لا خلاف فی أن القضا واجب کفایه إذا علم أن المسلمین اعتقدوا نفوذ حکمه و نفوذ غیره أیضا إذا کان أهلا اولا إلاّ أ نّهم لم یکونوا مقصرین فی الاعتقاد أو کانوا منها لکنهم غافلون أو أ نّهم فی هذه الحال غیر متمکنین و کذا لا اشکال.(1)
====
1 و إلیک نصّ کلام المحقق النراقی فی المستند، ج 17، ص 11 12، المسأله الرابعه:
« ... إنّ القابل للحکومه و الأهل للقضاء فی البلد أو فی مکان لم یتعسّر الوصول إلیه إمّا واحد باعتقاد ذلک القابل و سائر أهل البلد بعد بذل جهدهم، أو متعدّد.
فعلی الأول: یکون القضاء واجباً عینیّا علی ذلک القابل، و الوجه ظاهر.
و علی الثانی: فإمّا یکون القابل متعدّداً باعتقاد الجمیع، أو لا یکون کذلک.
فعلی الأول: یکون القضاء علی کلّ من المتعدّدین واجباً کفائیّاً، و وجهه أیضاً ظاهر.
و علی الثانی: فإمّا یکون الأهل- باعتقاد واحد ممّن له الأهلیّه متعدّداً، دون اعتقاد الرعیّه، بل هم لا یعتقدون الأهلیّه إلاّ لهذا الشخص.
أو یکون بالعکس، أی لا یعتقد ذلک الأهل أهلیّه غیر نفسه، و الرعیّه یعتقدون أهلیّه غیره أیضاً.
فعلی الأول: فإن علم ذلک الأهل أنّ عدم اعتقاد المعتقدین للغیر لیس مستنداً إلی تقصیرهم فی الفحص، بل هو إمّا منبعث عن الفحص، أو هم قاصرون عن الفحص أی غیر متمکّنین من المعرفه، لعدم شیاع و استفاضه مفیدین للعلم لکلّ أحد، و عدم دلیل آخر لهم فیکون القضاء علیه واجباً عینیّاً، للانحصار فیه حقیقه، لأ نّه لا یکفی فی الأهل وجوده الواقعی، بل اللاّزم وجوده بحسب علم المکلّف.
و إن علم أنّ عدم اعتقادهم فی الغیر ناشئ عن التقصیر فی الفحص مع تمکّنهم منه، لا یجب علیه عیناً، بل یکون واجباً کفائیّاً علیه.
و علی الثانی: فإن لم یعلم انبعاث اعتقادهم عن تقصیر أو قصور، لایجب علیه أیضاً عیناً، بل یکون کفائیاً، و إن علم ذلک یجب علیه عیناً.
و منه یظهر الحکم فی الصورتین الأخیرتین إذا اختلفت الرعیّه فی اعتقاد الغیر و عدمه، فتکون العینیّه و الکفائیّه لذلک الأهل بالنسبه إلی القضاء لکلّ بعض کما ذکر.
و إن کان هناک أهل للقضاء باعتقاد نفسه دون اعتقاد الرعیّه کلاًّ أو بعضاً، فیعتقدون عدم أهلیّته إمّا علماً أو عداله، أو لایعتقدون أهلیّته:
فإن علم ذلک الأهل أنّ اعتقادهم العدم أو عدم اعتقادهم منبعث عن الفحص و السعی، لایجب علیه قضاوءهم أصلاً، لأنّ حکمه لیس نافذاً علیهم شرعاً، فلا یترتّب علیه أثر، بل ربّما یحرم علیه لو علم عملهم بحکمه لعدم المبالاه فی الدین، لکونه إعانه علیهم فی تأثیمهم، بل هو لیس أهلاً شرعاً، إذ عرفت أ نّه من کان کذلک باعتقاد المکلّف.
بل و کذلک الحکم إذا لم یعلم ذلک، أو علم انبعاثه عن التقصیر أو القصور، لأ نّهم ما داموا کذلک لا یجب علیهم قبول حکمه، بل لایجوز لهم، فتأمّل».