- مقدمه 1
- دین چیست؟ 3
- اشاره 5
- 1- دین اکراه بردار و اجباری نیست 5
- جوان و درک او از ویژگی های دین 5
- 2- ارتداد و انواع آن 6
- اشاره 6
- انواع مرتدها و اصل آزادی 9
- 3- دین فطری است 11
- اشاره 13
- 4- جوان و دین ناب 13
- چرا همه جوانان به دین فطری متدیّن نیستند؟ 14
- 5- دین حنیف جوانان را از هر قیدی آزاد می سازد 15
- الف - فاعلیّت ثابت و قابلیّت متغیّر 17
- 6- دین اسلام، خاتم و اکمل ادیان آسمانی است: 17
- ج- بدن متغیّر و روح ثابت 19
- د- خاتمیّت و رشد جامعه 21
- اشاره 22
- 7- جوان و مراتب دین 22
- دین سهل وآسان است 25
- اشاره 27
- روش جذب دینی جوانان، به شناخت آن ها بستگی دارد. 27
- الف- سنّ جوان 28
- ب - فرصت جوانی 30
- ج - رغبت جوان به مذهب 33
- اشاره 35
- د- جوانان از نظر عقل وعاطفه 35
- جوان و کمبود شخصیت 36
- دوره های فرزند و ارزش جوانی 37
- ه - جوان و جمال 40
- اشاره 40
- چند نکته درباره عشق و زیبایی 42
- و- برخورد اعتدالی و عقلانی والدین نسبت به فرزندان جوان 45
- ز- جوان و اشتغال 49
- ح- جوان و رفاقت 52
- 1. نیاز به دوست خوب 52
- 2. دوستی و سرایت 54
- 3. دوست خوب و بد در قرآن و روایات 55
- 4. مراتب دوستی 60
- ط- جوان و الگو پذیری 63
- اشاره 63
- بیان امام علی درباره الگوی مناسب بودن انبیا 67
- ی- جوان و بزرگسالان 69
- اشاره 69
- قرآن و رابطه فرزندان با والدین 71
- ک- تغذیه و پیری زودرس جوان 73
- ل- جوان و دین اعتدالی 77
- مقدمه 80
- نبوت در لغت و اصطلاح 81
- دلایل حسن بعثت انبیا 82
- دلایل وجوب عصمت انبیا 83
- عصمت و اختیار 86
- معجزه اثبات کننده صدق انبیاست 87
- تفاوت معجزه با کرامت و ارهاص 87
- فَصاحت و بَلاغت 89
- ابعاد اعجاز قرآن 89
- نکته بلاغی دو آیه 92
- سرانجام مردی که به سه کلمه قرآن ایراد گرفت 93
- هماوردی با قرآن 94
- پیش گوئی های قرآن 97
- بنا به دلایلی قرآن تحریف ناپذیر است 98
- تفاوت میان نبی و رسول و محدَّت و امام 102
- نظریه های مختلف درباره ی تفاوت میان رسول و نبی 104
- تعداد انبیا(علیه السلام) و کتب آن ها 105
- معراج پیامبر اسلام 107
- خاتمیت،در لغت و اصطلاح 110
- خاتمیت رسالت 110
- راز خاتمیت 111
- خاتمیت در قرآن 112
- تفاوت میان اکمال و اتمام 113
- خاتمیت در روایات 115
- جهانی بودن آیین اسلام 116
- پیامبر ختمی مبعوث جنیان و... 118
- شعور حیوانات و ذکر آن ها و ورود بعضی از آن ها به بهشت 119
- امامت در لغت و اصطلاح 122
- ضرورت وجود امام 123
- بطلان قیاس فقهی 126
- ادله قرآنی عصمت و امامت 127
- 1. امامت به ظالمان نمی رسد 127
- 2. آیه تطهیر 129
- 3. آیه«اولی الامر» 132
- 4. آیه ولایت 133
- 5. آیه تبلیغ 135
- 6. ادله روایی امامت 137
- حوض کوثر 138
- 1. تاریخچه 143
- 2. زمینه سازان قیام حضرت مهدی(عج) در روایات 145
- 3. مهدی در آیات قرآن 148
- 4. وجه تسمیه أبا صالح و القائم و بیان چند مسئله خانوادگی امام زمان 152
- 5. علایم مشروط و حتمی ظهور 154
- 6. دجال و خرِدجال 157
- 1. رجعت در لغت و اصطلاح 163
- 2. ماهیت و دلیل رجعت 164
- 3. رجعت در قرآن و روایات 166
- 4. عیسی مسیح پشت سر امام عصر(عج) نماز می خواند 169
- 5. رجعت همگانی انبیا و رجعت مکرر علی(علیه السلام) 170
- 6. مسئله رجعت و حرکت جوهری صدرایی 171
- مقدمه 174
- معنای ولایت مطلقه فقیه 176
- تاریخچه ی ولایت فقیه 179
- ولایت فقیه در اهل تسنن 182
- ولایت فقیه از منظر شیخ انصاری 183
- انتصاب و انتخاب 185
- ویژگی های ولی فقیه 187
- دلایل روائی ولایت فقیه 188
إِنِّی لِمَا أَنزَلْتَ إِلَیَّ مِنْ خَیْرٍ فَقِیرٌ(1)؛ ای پروردگار من، من به آنچه از خیر و نیکویی برایم بفرستی نیازمندم». سوگند به خدا موسی(علیه السلام) از خدا چیزی نخواسته بود مگر نانی را که بخورد؛ زیرا گیاه زمین می خورد و به جهت لاغری و کمی گوشت او، سبزی گیاه از پوست نازک درونی شکم او دیده می شد.
و اگر باز برای دفعه سوم بخواهی پیروی کنی، از داوود(علیه السلام) تبعیت کن که به دست خود از لیف خرما، زنبیل هایی می بافت و به همنشین های خود می گفت: کدام یک از شما در فروختن آن ها مرا کمک می کند، در حالی که از ثمن و بهای آن قرص نان جوی می خورد.
و اگر باز بخواهی پیروی کنی، از عیسی بن مریم(علیه السلام) پیروی کن که بالشش سنگ بود و جامه خشن می پوشید و طعام خشن می خورد و خورش او گرسنگی بود و چراغش در شب، ماه بود و سایه بانش در زمستان، مشارق و مغارب زمین بود و میوه و سبزی خوشبوی او گیاهی بود که زمین برای چهارپایان می رویانید... نه زنی داشت که او را به فتنه افکند و نه فرزندی داشت که او را اندوهگین سازد... مرکب او دو پایش بود و خادمش دو دست او بود].(2)
نباید تصور کرد که همه، مخصوصاً جوانان باید مانند آن ها زندگی کنند؛ زیرا علی(علیه السلام) می فرماید: «إنّ الله تعالی فَرَض عَلَی ائمه الحقِّ (العدل) أن یُقَدِّروا اَنفُسَهُم بِضَعفَهِ النّاسِ کَیلا یَتَبَیَّغَ بالفَقیرِ فَقرُهُ»(3)؛ خداوند تنها بر ائمه ی عدل واجب کرده است که خود را با مردمانِ تنگدست برابر نهند تا فقر به فقیر فشار نیاورد .
دیگر این که، زمان آن ها با زمان ما تفاوت دارد، چنان که آن حضرت می فرماید: آیا همین که به من امیرالمؤمنین(علیه السلام) بگویند قانع باشم و در سختی های روزگار با آن ها شریک نباشم؟ «أَ أَقْنَعُ مِن نَفسی بِأن یُقالَ: هذا امیرُالمؤمنینَ(علیه السلام) و لا اُشارِکُهُمْ فی مَکارِهِ الدَّهرِ».(4)
علاوه بر آن، ائمه(علیه السلام) به قدری در سیر و سلوک غرق اند که حلال های دنیا برای ما، حرام های آن، برای آن هاست. آن حضرت فرمود: «اَلا و اِنَّکم لا تَقدِروُنَ عَلی ذلِکَ ولکِنْ اَعینونی بِوَرَعٍ و اجتِهادٍ و عِفَّهٍ و سَدادٍ»(5) و نیز می فرماید: «چگونه خانه دنیا را وصف کنم که آغازش رنج است و
1- - قصص،24.
2- - نهج البلاغه، خطبه159.
3- - همان، خطبه200.
4- - همان، نامه45.
5- - همان، نامه45.