فرهنگ عقاید و مذاهب اسلامی: شیعه شناسی - جلد 6 صفحه 27

صفحه 27

آمادۀ حرکت گشت ولی پیامبر، علی علیه السلام را جانشین خود در مدینه قرار داد که در غیاب او فتنه گران، یعنی منافقان، آتش فتنه را روشن نکنند. وقتی علی علیه السلام اجازۀ خروج خواست به او اجازه نداد. چشمان علی از اشک لبریز شد. پیامبر به او فرمود: «أَما تَرضی أن تَکونَ منّی بِمَنْزِلَهِ هارونَ مِنْ مُوسی إلّاأَنّه لا نَبِیّ بَعدی»(1): آیا راضی نمی شوی که نسبت به من، همچون هارون باشی نسبت به موسی؟ بااین تفاوت که بعد از من پیامبری نخواهد بود.

استثنا حاکی از آن است که کلیۀ مناصب هارون از آن علی بوده، جز نبوت، چون هارون به نصّ قرآن مانند موسی پیامبر بوده ولی در عین حال، وزیر و خلیفۀ او نیز بود.

مُسلِم، محدّث نامدار اهل سنت، در صحیح خود نقل می کند: معاویه (که لعن و سبّ علی را رواج داده بود) به سعد بن أبی وقاص اعتراض کرد که چرا ابوتراب را دشنام نمی دهی؟ او در پاسخ گفت: من پیوسته سه فضیلت از فضائل علی را به خاطر می آورم، از این جهت به او دشنام نمی دهم و آرزو داشتم که یکی از آنها از آن من بود. آن گاه که رسول خدا دستور داد علی در مدینه بماند، علی علیه السلام به پیامبر گفت: ای رسول خدا! مرا از همراهی خود بازداشتی و در میان زنان و کودکان نهادی. پیامبر فرمود: «أما ترضی أن تکون منّی بمنزله هارون من موسی إلّاانّه لا نبیّ بعدی».(2)


1- (1) . صحیح بخاری، ج 5، باب فضل أصحاب پیامبر، باب مناقب علی، حدیث شماره 4706 وشمارۀ 4416.
2- (2) . صحیح مسلم، ج 6، باب فضائل علی، ص 120، چاپ محمدعلی صبیح.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه