فرهنگ عقاید و مذاهب اسلامی: شیعه شناسی - جلد 6 صفحه 329

صفحه 329

خشمگین می شدم. پیامبر فرمود: خدا مهر اورا به من داده است(1).

3. روزی پیرزنی با پیامبر سخن می گفت، وپیامبر از حال اومی پرسید وبه او احترام می گذاشت وقتی از انگیزه این کار پرسیدم، فرمود: وفا، از ایمان است، او درزمان خدیجه به خانۀ ما می آمد(2).

4. انس می گوید: هرگاه ارمغانی برای پیامبرمی آوردند، پیامبر می فرمود، آن رابه خانۀ فلان زن ببرید، او دوست خدیجه بود، اورا بسیار دوست می داشت(3).

5. عایشه می گوید: روزی پیامبر از خدیجه یاد کرد، من براو رشک بردم وگفتم: او پیرزنی بیش نبود وخدا بهتر ازاورا به تو داده است! در این هنگام پیامبر خشمگین شد، وموهای سرش راست ایستاد سپس فرمود: به خدا سوگند، چنین نیست. هرگز خدا بهتر ازاورا به من نداده است، او هنگامی که مردم به من کفر می ورزیدند، به من ایمان آورد، هنگامی که مردم مرا تکذیب می کردند، مرا تصدیق کرد، هنگامی که مردم مرا از دارایی خود محروم کردند، او سرمایۀ خود را در اختیار من نهاد، خدا فرزندانی از او به من ارزانی داشت، واز دیگران به من چیزی عطا نفرمود. عایشه می گوید: پس از شنیدن این سخنان با خود پیمان بستم که دیگر دربارۀ خدیجه بدگویی نکنم(4).

6. ابن عباس می گوید: پیامبر فرمود: برترین زنان بهشت، چهار زن هستند:

1. خدیجه دختر خویلد 2. فاطمه دختر محمد 3. مریم دختر عمران 4. آسیه دختر


1- (1) . صحیح مسلم، ج 7، ص 134.
2- (2) . شرح نهج البلاغه ابن أبی الحدید، ج 18، ص 108.
3- (3) . سفینه البحار، ج 1، ص 380، ماده «خرج»
4- (4) . صحیح مسلم، ج 7 ص 134، اسدالغابه، ج 5، ص 438.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه