فرهنگ عقاید و مذاهب اسلامی: زیدیه و اسماعیلیه و دیگر فرق - جلد 7 و 8 صفحه 142

صفحه 142

حکومت می کرد در سال 60 هجری به هلاکت رسید و دست پروردۀ او یزید که شبیه او در خلقت و خوی بود، به جای او نشست. جهان اسلام، از شنیدن این خبر، تکان خورد، زیرا احساس کردند انسان می گسار و همیشه مستی که همنشین سگ ها و میمون هاست، بر مسند خلافت نشسته است و در حقیقت می خواهد به نام جانشینی از پیامبر، فاتحۀ اسلام و مسلمانان را بخواند.

در این هنگام حسین بن علی علیهما السلام دید حجت بر او تمام است که باید به پا خیزد و او را به جهانیان معرفی کند و سرانجام، از خودکامگی او بکاهد یا او را وادارد که از خلافت کنار رود، زیرا احساس کرد زمان، همان زمانی است که جد بزرگوارش فرموده:

«إذا ظهرت البدع فعلی العالم أن یظهر علمه و إلّافعلیه لعنه اللّه».(1)

«آن گاه که بدعت ها آشکار گشت، بر عالم لازم است که علم خود را آشکار کند (وظیفۀ مردم را بیان کند) در غیر این صورت، لعنت خدا بر او باد».

یزید نیز، این حقیقت را احساس می کرد که حسین بن علی علیهما السلام راه سکوت را برنخواهد گزید و لذا به استاندار مدینه «ولید بن عقبه» نوشت که از حسین بن علی برای او بیعت بگیرد. در ملاقاتی که رخ داد، استاندار مدینه در حالی که «مروان بن حکم» نیز در آنجا حاضر بود، فرمان یزید را بر حسین علیه السلام خواند.

حضرت در همان مجلس، هر نوع بیعت با یزید را ردّ کرد و عجیب این که در همان مجلس مروان بن حکم با حسین بن علی علیهما السلام روبرو شد و گفت: من تو را نصیحت می کنم که با یزید بیعت کنی. تا این سخن از دهان مروان درآمد، امام


1- (1) . کلینی، الکافی، ج 1، ص 54.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه