فرهنگ عقاید و مذاهب اسلامی: زیدیه و اسماعیلیه و دیگر فرق - جلد 7 و 8 صفحه 161

صفحه 161

او نامۀ دومی به مضمون نامه پیشین به «مثنی بن مخربه» نوشت که رئیس شیعه در بصره بود. مثنی در پاسخ نوشت: ما شیعیان، خدا را سپاس گزاریم که شما چنین تصمیمی را گرفته اید، ما نیز در همان وقت که تعیین کرده اید به شما می پیوندیم، سپس نامۀ خود را با چند شعر به پایان رساند.(1)

سیاست گردآوری اموال و دعوت افراد برای خروج در یک وقت معین ادامه داشت و این کار به صورت سرّی انجام می گرفت و پاسخ ها هم به صورت سرّی به مرکز می آمد تا آنجا که گروه زیادی بر قیام تصمیم گرفتند، ناگهان خبر مرگ یزید بن معاویه در سال 64 هجری به کوفه رسید. قهراً برنامۀ توّابین سرعت بیشتری گرفت، جلسه ای تشکیل و یکی از آنان گفت: طاغوت زمان به هلاکت رسید اکنون نظام اموی در کوفه ضعیف و ناتوان شده و جانشین ابن زیاد در کوفه، «عمرو بن حریث» است، اگر مایل هستید با یک خیزش کار این جانشین را تمام کنیم و به عنوان خونخواهان حسین علیه السلام به پا خیزیم و قاتلان او را بکشیم و مردم را نیز به این هدف مقدس دعوت کنیم.

ولی این نظریه مورد پذیرش سلیمان واقع نشد، گفت: در این مورد شتاب نکنید، زیرا قاتلان حسین، بزرگان کوفه و تک سواران عرب هستند.

هرگاه آنان بفهمند که هدف این است که با قاتلان حسین علیه السلام برخورد شود، قطعاً بر ضدّ شما برمی خیزند و شما را در این راه، ناکام می گذارند، بلکه باید شیوه و شعار خود را عوض کنید. به جای جنگ با قاتلان حسین جنگ با شامیان را مطرح کنید که پایه های حکومت یزید را تحکیم کردند و او را بر تخت نشاندند و هرگز متعرض قاتلان حسین علیه السلام در کوفه نباشید.


1- (1) . ابن اثیر جزری، کامل فی التاریخ، ج 4، ص 158-162؛ طبری، تاریخ الطبری، ج 4، ص 431.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه