کلام و عقائد 2 : نبوت و امامت صفحه 108

صفحه 108

حقایق جهان ندارند و همه چیز را می دانند؟ آیا می شود ادعا کرد که انسانِ امروز همه چیز را دربارۀ امور اخلاقی می داند و هیچ مجهولی دربارۀ طریق سیر و سلوک و تهذیب نفس ندارد؟ آیا بعد از پیامبر اکرم (صلّی الله علیه وآله) دیگر هیچ اختلافی در امور فکری و اجتماعی بین افراد بشر وجود ندارد و همۀ مردم در همۀ موضوعات عقیدۀ حق و واحدی دارند؟

تمام آن ده ها و صدها فرقۀ کوچک و بزرگ فقهی و کلامی در عالم اسلام بعد از وفات پیامبر اسلام (صلّی الله علیه وآله) به وجود آمده اند و دائماً هم بر تعداد آن ها افزوده می شود. همۀ این فرقه ها خود را حق محض و دیگری را باطل می دانند و کار فرقه گرایی به جایی رسیده است که وهابیان، غیر از خودشان، پیروان تمام آیین ها و ادیان و مذاهب و فرقه ها، حتی اهل سنّت را، کافر و مشرک محسوب می کنند و همۀ آنان و هر کسی را در جهان که عقاید وهابیت را قبول نداشته باشد واجب القتل می دانند. امروزه تنها در کشوری مانند هندوستان هزاران فرقه و نحله وجود دارد که گاه میان آنان نزاع های خونینی درمی گیرد که منجر به قتل عام زنان و کودکان بی گناه بسیار می شود. حقیقتاً چه کسی باید بین همۀ این ها رفع اختلاف کند و با حکم نهایی خود حجت را بر همگان تمام نماید؟ اگر گفته شود که «ضرورتی در رفع این اختلافات نیست و یا خود این گروه ها بر اساس موازین عقلی و استدلالی و با بحث های منطقی اختلافات را برطرف و عقیدۀ صحیح را انتخاب کنند»، نظیر این سخن را می توان در همۀ زمان ها مطرح کرد و در این صورت حتی نیازی به بعثت پیامبران نمی بود.

بنابراین همان گونه که در زمان انبیا ضروری است که انواع اختلافات و به ویژه اختلافات فکری برطرف شود و با ارائۀ حق محض و پیام الهی توسط آنان حجت بر همۀ تمام گردد، بعد از پیامبر اسلام نیز چنین ضرورتی وجود دارد و حقیقتاً چه فرقی است میان مردم زمان پیامبران و مردم بعد از پیامبر اسلام؟ چگونه است که فقط برای 23 سال دورۀ نبوت او، مردم به رفع اختلافات نیاز داشتند ولی برای قرن ها پس از وی تا قیامت چنین نیازی ندارد، و چرا آنان نیاز به راهنمایی و هدایت الهی داشتند ولی اینان باید از آن محروم باشند؟ در مباحث گذشته گفته شد که رفع اختلاف و اتمام حجت واقعی هنگامی صورت می گیرد که کسی سخن و پیامی را که مطلقاً باطل در آن راه ندارد یعنی پیام خداوند را به مردم ابلاغ نماید و اگر در ذهن مردم، کمترین تردیدی در سخن آن فرد به عنوان سخن خدا پیدا شود، نه تنها اختلاف مردم برطرف و حجت بر آنان تمام نمی شود، بلکه قضاوت او خود عامل اختلافات جدید خواهد شد. بنابراین اگر بعد از پیامبر اسلام وجود کسانی برای رفع اختلاف و اتمام حجت بر مردم تا قیامت لازم است، سخن آنان باید همان سخن خدا باشد و هیچ خطا و باطلی در آن راه نداشته باشد و این به معنای آن است که آن ها باید نمایندگان و برگزیدگان از سوی خداوند باشند و این همان امامت مورد عقیدۀ تشیع است.

در پاسخ به این استدلال، ممکن است اهل سنّت اشکالات متعددی را مطرح کنند که به بررسی آن ها می پردازیم.

اشکالات مخالفان امامت

اشاره

اهل سنّت و به طور کلی مسلمانانی که نظریۀ امامت را قبول ندارند، ممکن است در پاسخ به این دلایل، چنین بگویند که: «درست است که مردم بعد از پیامبر اسلام (صلّی الله علیه وآله) همانند امت های انبیا به هدایت و تعلیم الهی در ابعاد مختلف زندگی نیازمندند و باید اختلاف میان آنان برطرف و حجت بر آنان تمام شود، ولی لازم نیست که این نیازها در هر زمان توسط فردی خاص تأمین شود که همانند پیامبران، معصوم و

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه