کلام و عقائد 2 : نبوت و امامت صفحه 112

صفحه 112

ارجاع به سنّت مستلزم ارجاع به اهل بیت (علیهم السلام) است زیرا سنّت و روایات پیامبر اکرم (صلّی الله علیه وآله) است که مردم را به اطاعت از اهل بیت خود دعوت می کند. در مباحث آینده نمونه های متعددی از این روایات ذکر خواهد شد

اشکال سوم: «قرآن و سنّت و صحابه» برای هدایت کافی است.

بعضی از اهل سنّت ممکن است سیره و گفتار صحابه را هم به قرآن و سنّت بیفزایند و مجموع آن ها را برای هدایت کافی بدانند، زیرا در منابع اهل سنّت در ادامه بعضی از احادیث «

افتراق الاُمه» - که پیش از این ذکر شد - مردم از پیامبر (صلّی الله علیه وآله) می پرسند که از میان تمام این فرقه ها، کدام گروه اهل نجاتند؟ و حضرت پاسخ می دهند:

«ما أنا عََلَیهِ وَأصحابی»؛ آن گروهی که به سیرۀ من و اصحابم عمل می کنند.(1)

پاسخ: به دلایل عقلی و نقلی، عبارت اخیر این احادیث که در آن پیامبر (صلّی الله علیه وآله) مردم را به پیروی از اصحاب فرا می خواند، کاملاً جعلی است و انگیرۀ جعل آن هم مقابله با احادیث بسیار زیادی است که در آن ها پیامبر مردم را به اطاعت از اهل بیت فرمان می دهد. زیرا:

اولاً: پیامبر اکرم (صلّی الله علیه وآله) در احادیث

«افتراق الاُمه» می خواهد در جواب پرسش مردم، راه و روشی را به آن ها معرفی کند که دچار اختلاف و گمراهی نشوند و در قیامت نجات یابند. حال چگونه ممکن است وی مردم را به طور مطلق به پیروی از اصحاب خود دعوت کند در حالی که بعضی از اصحاب بالاترین اختلاف و دشمنی را با یکدیگر داشتند و به جنگ و کشتن یکدیگر برخاستند؛ جنگ جمل، صفین و نهروان بعضی از نمونه های این امرند. حال اگر مردم بخواهند به توصیۀ پیامبر عمل کنند باید از روش کدام دسته از اصحاب تبعیت کنند؟ پیروی از هر دسته مستلزم جنگ با اصحاب دیگر و کشتن آن هاست و این خود خلاف دستور پیامبر است. در این جا مردم حیران می مانند که پیروی از اصحاب موجب سعادت آن هاست یا کشتن اصحاب؟ چرا که برای پیروی از بعضی اصحاب باید بعضی دیگر را بکشند. در این گونه موارد چه کسی باید میان خود اصحاب رفع اختلاف کند و آنان را به عقیده و علم صحیح راهنمایی کند؟

ثانیاً: جدا از اختلافات و تعارضات عملی، مراتب علم و آگاهی اصحاب دربارۀ امور فکری و اعتقادی هم بسیار متفاوت است. بعضی از آن ها دانش ضعیفی در این مورد داشته اند و بعضی دیگر، مانند حضرت علی (علیه السلام)، از معارف بسیار والایی بهره مند بوده اند. همچنین همۀ آن ها در تمام امور اعتقادی اتفاق نظر نداشته و اختلاف نظرهای گوناگون داشته اند. حال پرسش این است که در مباحث اعتقادی هم رأی و نظر کدام یک از اصحاب را باید معیار عقاید قرار داد؟ معنا ندارد که علی رغم تمام این تفاوت های عقیدتی میان اصحاب، پیامبر (صلّی الله علیه وآله) همۀ آن ها را رهبر فکری امت اسلام قرار دهد. تمسک به عقیده یکی یا گروهی از آن ها به منزلۀ مخالفت با عقیدۀ دیگر اصحاب است و این با توصیۀ پیامبر (صلّی الله علیه وآله) منافات دارد.


1- . قَالَ رَسُولُ اللهِ (صَلَّی اللهُ عَلَیه وَآلِه): «... کُلُّهُم فِی النَّارِ إِلَّا مِلَّهٌ وَاحِدَهٌ قَالُوا وَمَنْ هِیَ یَا رَسُولَ اللهِ قَالَ مَا أَنَا عَلَیْهِ وَأَصْحَابِی»؛ سنن ترمذی، کتاب الایمان، باب ما جاء فی افتراق هذه الامه، حدیث دوّم. در پاره ای از روایات اهل سنت، پیامبر پاسخ می دهند «الجَمَاعَه». به تفسیر عالمان اهل سنت، مراد از جماعت در این جا همان جماعتِ اصحاب است..
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه