کلام و عقائد 2 : نبوت و امامت صفحه 113

صفحه 113

ثالثاً: احادیث اندک «ارجاع به اصحاب» با احادیث فوق تواتری که در منابع اهل سنّت دربارۀ «ارجاع به اهل بیت» آمده است منافات و تضاد دارد.

اشکال چهارم: قرآن، سنّت، سیرۀ صحابه و علمای دینی برای هدایت کافی است.

پاسخ دیگری که ممکن است اهل سنّت مطرح کنند این است که هنگام بروز اختلافات فکری و عملی در میان امّت، باید به علمای دین مراجعه کرد و بر اساس رأی و نظر آنان، اختلاف را برطرف نمود.

اما این پاسخ هم مشکل را به طور کامل برطرف نمی کند زیرا این خود علمای دینی هستند که در بسیاری از مسائل فقهی و اعتقادی با هم اختلاف نظر دارند نه مردم عامی و عادی که تخصصی در مباحث دینی ندارند. همان طور که در مباحث سابق هم اشاره شد، تاریخ کلام و عقاید مملّو از همین تعارضات فکری میان اندیشمندان مسلمان است و اساساً خود حدیث

«افتراق الاُمه» ناظر بر همین امر است. نمونۀ بارز این اختلافات، نظرات مختلف مفسران در آیات قرآن است. علاوه بر این هیچ مفسری در تاریخ اسلام ادعا نکرده است که علم کامل و مطلق به تمام ابعاد قرآن دارد و دیگر هیچ مجهولی در مورد کتاب الهی برای او وجود ندارد. به همین دلایل کس دیگری باید وجود داشته باشد که میان خود علمای دین رفع اختلاف نماید و حجت را بر آنان تمام نماید و همان گونه که قبلاً هم گفته شد، کسی می تواند اتمام حجت نماید که سخن او کاملاً مطابق سخن خدا و دارای علم کامل الهی باشد و این ویژگی در هیچ یک از علمای دینی وجود ندارد.

نتیجه گیری

بنابراین از مجموع آنچه گفته شد نتیجه می شود که حتماً در کنار قرآن و سنّت پیامبر باید کسانی وجود داشته باشند که علم کامل و خطاناپذیر به تمام محتوای کتاب و سنّت داشته باشند تا اگر اختلافی در فهم کتاب و سنّت هم پیش آمد، آن را برطرف و مردم را به عقیده و عمل صحیح راهنمایی کنند و برای این امر لازم است که سخن آنان فصل الخطاب همۀ سخن ها و حق محض و عاری از هرگونه نقص و اشتباهی باشد، چرا که در غیر این صورت نه تنها اختلافات دینی و اجتماعی برطرف نمی شود بلکه سخن آنان خود منشأ اختلاف خواهد شد. از این جا معلوم می شود که اینان باید دارای علم الهی (و نه بشری) و نیز معصوم از خطا باشند تا قول و فعل آنان بر همگان حجت و رافع هر اختلافی باشد. این ویژگی ها نه در اصحاب (به معنای عام آن) وجود داشت و نه در هیچ یک از علمای دینی وجود دارد. بنابراین ویژگی های یادشده باید در کسانی باشد که خدا آنان را برای رهبری همه جانبۀ امت پس از پیامبر برگزیده باشد؛ زیرا فقط خداوند است که (همانند انتخاب انبیا) از صلاحیت افراد برای داشتن این مقام و علم و عصمت الهی آگاه است و این همان عقیدۀ شیعه در مورد اهل بیت رسول خدا و امامان (علیهم السلام) است. در مباحث بعد خواهیم دید که اشارات آیات قرآن و تصریحات پیامبر اسلام هم مؤید همین مطلب است.

چکیده

مباحث امامت هم، مانند نبوت، به دو بخش عامه و خاصه تقسیم می شود.

بحث از ضرورت وجود امام معصوم و منصوب از جانب خدا یکی از مباحث امامت عامه است.

بحث از امامت، بحثی بسیار ضروری است و هیچ منافاتی با وحدت اسلامی ندارد، زیرا اولاً این بحث، صرفاً یک بحث تاریخی نیست و جنبۀ اعتقادی دارد و اعتقاد به وجود امامان معصوم، به منزلۀ اعتقاد به

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه