مذاهب صفحه 1091

صفحه 1091

تذکر 2 : صرف اعتقاد به تخطیه در فقه شیعه یا تصویب در فقه سنی ، هیچ بار ارزشی مثبت یا منفی ندارد .زیراانکار حکم واقعی و گمان صحت دایمی فتوا از سوی مکتب تصویب ، هرگزواقع را تغییر نمی دهد .اگر در واقع حکمی موجود باشد و فتوای مجتهدمخالف آن باشد، گمان تصویب چه بار ارزشی مثبتی دارد؟!

تذکر 3 : مجتهدی که احتمال خطا در فتوای خود می دهد، می داند روشی که در استنباط حکم شرعی پیموده روشی است که خود دین به او آموزش داده پس یقین دارد که :

اولا" : در صورت خطا، نزد خداوند معذور است ؛

ثانیا" : این روش گرچه احتمال خطا دارد، اما بهترین روشی است که بیشترین حکم واقعی را برای اوبه دست می دهد، و یقینا" عمل به این احکام در مجموع می تواند سعادت بشر را تضمین کند؛ زیرا خدایی که آورنده دین است ، آگاه از توانایی های دستگاه ادراکی بشر و با خبر از وقایع تاریخی پس از رسالت و سرگذشت منابع دین است ، و همو این روش را

برای فهم دین خاتم آموزش داده است. پس یقینا" احکامی که از این طریق فهمیده می شود می تواند در مجموع سعادت بشر را تامین کند، ( این مساله در کتب اصول فقه شیعه با عنوان ( ( جمع بین حکم واقعی و ظاهری ) ) مطرح می شود و نظریه فوق رای مشهور علمای شیعه است گرچه در درون مکتب تخطیه نظریات دیگری نیز وجود دارد،رجوع کنید به : اصول فقه ، محمدرضا مظفر، ج 2 ) .

سوم : منشا اختلاف در فتوا امکان دارد دو فقیه در فهم قرآن یا روایت با یکدیگر اختلاف پیدا کنند و یا فقیهی راوی یک حدیث را معتبر و فقیه دیگر او را غیر معتبر بداند و همین مساله باعث اختلاف فتوای آنان بشود .در این بین وظیفه غیر مجتهد ین این است که از بین مجتهدین ، داناترین آنان به استنباط احکام شرعی را انتخاب و از اوتقلید کند .این مقلد نیز به یقین می داند عمل به فتوای مجتهد اعلم نه تنها او رالا اقل در اکثر موارد به واقع می رساند و باعث درک مصالح واقعی و پرهیز ازمفاسد واقعی می شود، در موارد احتمال خطا نیز عذر مقبول نزد خداوند محسوب می شود .

تذکر : دو فقیهی که در یک مساله با یکد یگر اختلاف دارندهیچیک فهم روش مند دیگری را خارج از چارچوب دین و تفسیر به رای نمی داند .آری ، اگر فهمی از دین ، خارج از روش مورد تایید دین باشد تفسیر به رای به شمار می آید و نه تضمین کننده سعادت بشر و درک مصالح واقعی وپرهیز

از مفاسد واقعی است ؛ و نه در صورت مخالفت ، عذ ر نزد خدا قرارمی گیرد ( بسیاری از تفسیر از دین که امروز به نام ( ( قرایت های آزاد از دین ) ) معرفی می شوند منطبق بر روش آموخته دین نیست و تفسیر به رای به شمارمی آید ) . چهارم : آیا خداوند متعال ، رسول اکرم ( ص ) و ایمه اطهار ( ع ) احکام راصریح بیان نکردند؟ قرآن کریم وحی الهی است و بی کم و زیاد کلام خدااست . بخش مهمی از عقاید، اخلاق و احکام و تاریخ پیامبران و امم پیشین وپند و اندرزها در آن آمده است و در بیان خود اهمال و ابهام ندارد .قرآن کریم تبیین کامل هدایت الهی را به عهده رسول اکرم ( ص ) گذاشته است ، ( نحل /44 ) و به صراحت کامل اطاعت از او را در همه اوامر و نواهی اش واجب کرده است ، ( نسا / 59 ) . پیامبر اکرم ( ص ) نیز در بیان دین و ابلاغ رسالت کوتاهی نکرد و این نکته را قرآن کریم تصریح فرمود، ( مایده / 3 ) و ما نیز در زیارت آن حضرت شهادت می دهیم ( ( اشهد انک قد بلغت الرساله ... اشهد انک قد بلغت رسالات ربک ... و ادیت الذی علیک من الحق ) ) ، ( زیارت رسول اکرم ، مفاتیح الجنان ، شیخ عباس قمی ، شرکت تعاونی ناشران قم ، ص 515 ) . پیامبراکرم ( ص ) با بیانی واضح و در موارد متعدد کلام

اهل بیتش را مبین دین قرارداد و همگان را به وضوح به سوی آنان رهنمون ساخت ( مانند حدیث ثقلین که به همراه منابع آن از کتب اهل سنت ذکر شد ) . اهل بیت ( ع ) نیز در طول تاریخ حضور خود همه آنچه به عنوان دین از سوی پیامبر اکرم ( ص ) بیان شده بود به وضوح تبلیغ کردند و در انجام رسالت خود هیچ کوتاهی نکردند و مااین نکته را نیز در زیارات آنان شهادت می دهیم ، ( ( ... حتی اعلنتم دعوته ، وبینتهم فرایضه ... ) ) ، ( زیارت جامعه کبیر، مفاتیح الجنان ، ص 904 ) . اما چه شده است که امروز در فهم دین و به ویژه در احکام از سوی فقها اختلاف نظر وجوددارد .آیا علت آن از ناحیه مبلغین دین - یعنی رسول ( ص ) و اهل بیت ( ص ) -است یا از امور دیگر؟ در اینجا به اختصار به مهمترین منشا این اختلاف اشاره می کنیم : مرور زمان به طور طبیعی مقتضی نابودی بخشی از قراین غیر لفظی الفاظ قرآن و سنت است . ایمه اطهار ( ع ) سعی کردند مانع از نابودی این قراین شوند و همه آنها را نیز بیان کردند .اما عوامل متعدد سیاسی و مذهبی زمان آنان باعث شد تلاش اهل بیت ( ع ) در این زمینه با دشواری هایی همراه شود.جعل احادیث کاذب ، منع از نشر احادیث صحیح و کتابسوزی هایی که در این دوران صورت گرفت از مهمترین این دشواری ها است . امروز شناخت روایت صحیح از

غیر صحیح و فهم دقیق معانی روایات ، به دلیل همین عوامل بسیارمشکل شده است ، و گاه با اختلاف نظر مواجه می شود .این بلیه تنها دامن شیعیان را نگرفت ، حتی اهل سنت را نیز که کمتر تحت فشار و اختناق دستگاه خلافت بودند مبتلا ساخت . نزدیک به یک قرن منع کتابت حدیث از سوی عمر در زمان خلیفه اول ( منابع تاریخی این فاجعه در ابتدای پاسخ ذکر شد ) ،و نیز جعل روایات از سوی عالمان درباری خلافت از یک سو و نیاز به توجیه فقهی و کلامی وقایع پس از وفات رسول اکرم ( ص ) از سوی دیگر، به انضمام دوری از مکتب اهل بیت ( ع ) ، علمای اهل سنت را به کلی از فهم صحیح دین و احکام آن دور ساخت و به اختلاف چشم گیری دچار ساخت به گونه ای که در دوران اندکی اختلاف به حدی رسید که برای جلوگیری از آن راه اجتهاد رامنسد کردند و احکام را منحصر در فتاوای چهار مجتهد : احمد بن حنبل ( 164- 241 ه ) ، مالک بن انس ( م : 179 ه ) ، محمد بن ادریس شافعی ( 150 - 204ه ) ، ابو حنیفه ( 80 - 150 ه ) نمودند و تا امروز همه اهل سنت مقلد یکی ازاین چهار مجتهدند .در دوران معاصر حرکت هایی از سوی علمای اهل سنت برای احیای فکر اجتهاد زنده صورت گرفته است تا بتوانند نواقص وضعیت موجود را جبران کنند .با توجه به مسایل یاد شده می توان دریافت که منشااساسی اختلاف فتوا

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه