مذاهب صفحه 1383

صفحه 1383

از جمله خصایص احمد - بر خلاف پیشوایان دیگر اهل سنت - این بود که نوشتن و تدوین اصول فقهی را از نظر دینی جایز نمی دانست و فقط تدوین احادیث را مباح و جایز می دانست. وی از شدت احتیاط در سنت گرایی، با هر چیز تازه ای مخالف بود و آن را بدعت می دانست، و از همین رو نوشتن و تدوین مطالب علمی و فقهی به جز قرآن و حدیث را انحراف از دین می دانست. لذا نه خودش چیزی می نوشت و نه به شاگردانش چنین اجازه ای می داد. کتاب معروف او به نام المسند یادداشت های پراکنده او در باب حدیث است که بعد از مرگ وی و به توصیه خودش، به وسیله فرزندش عبداللَّه بن احمد تنظیم شد. در المسند روایات ضعیف و قوی از شیعه و سنی جمع آوری شده که بالغ بر سی هزار روایت است.

از دیگر خصایص احمد این است که جنبه محدث بودن وی بیش تر از جنبه فقاهت اوست؛ لذا او خود را به عنوان یک محدث معرفی نموده و دیگران نیز چنین عقیده ای نسبت به او دارند. بنابراین او را فقیه و مجتهد به حساب نمی آورند. بر همین مبنا او طبق اخبار و احادیث فتوا می داد و

اگر در حکم و مسأله ای حدیثی نمی یافت، به استنباط اجتهادی و گاهی به قیاس روی می آورد.

بنابر گفته برخی از صاحب نظران همچو.ن ابوزهره، اصول و مبانی فقه احمد شش اصل است:

1. کتاب؛ 2. سنت (که شامل احادیث و رفتار و گفتار پیامبر(ص) و فتواهای اصحاب او می شود)؛ 3. اجماع؛ 4. قیاس (که در موارد اضطراری که مبنا و ملاک دیگری برای حکم نمی یافت، به آن متوسل می شد. البته طبق گفته ابوزهره او از میان انواع قیاس، قیاس منصوص العله را ملاک حکم فقهی قرار می داد)؛ 5. استصحاب؛ 6.مصالح مرسله.

مذهب حنبلی از نظر اهمیت و نفوذ و انتشار در بلاد اسلامی نسبت به سه مذهب دیگر، همواره در اقلیت بوده است. علت آن چند چیز بوده است: 1. پیروان مذهب حنبلی سخت به حدیث و سنت پیامبر(ص) تعصب دارند و با هر فرقه از مذاهب اسلامی که قدری آزادانه فکر کنند مخالفند و حتی با آنان درگیری های داشته اند.ابن اثیر گوید: وقتی در سال 322 هجری مذهب حنبلی توسعه یافت معتقدان به این مذهب در کوچه و بازار می گشتند و اگر آلت موسیقی می یافتند، صاحب آن را می زدند و آلت مزبور را می شکستند و در کارهای خصوصی مردم هم مداخله می کردند. برای نمونه، چنانچه می دیدند زن و شوهری در شهر با هم راه می روند ممانعت می کردند و بسا آن ها را به دست شرطه می دادند و به آنان نسبت نابجای فحشا می دادند. حتی برخی از حنابله بغداد خود را به نابینایی می زدند و در مساجد می نشستند و اگر یک نفر شافعی مذهب از کنارشان عبور می کرد، او را می زدند. همچنین با شیعیان خیلی دشمنی داشتند و با آنان

ستیزه می نمودند و همواره آنان را به کفر وضلالت و انحراف از اره مستقیم نسبت می دادند.

پطروشفسکی می نویسد: حنبلیان حتی کوچک ترین تجلی آزادی عقیده را در مسائل دینی جایز نمی شمارند. اینان از پیروان فرق ومذاهب دیگر اسلامی، متعصب ترند. ارتجاع عقیدتی که بعد از سقوط معتزله ظهور کرد، موجب شیوع مذهب ارتجاعی حنابله شد. در فاصله قرن های دهم تا چهاردهم میلادی، حنبلیان گرچه در سراسر عالم بسیار بودند اما ظاهراً در هیچ یک از بلاد اسلامی اکثریت نداشتند. در آستانه قرن سیزده و چهارده میلادی، احمد بن تیمیه، فقیه نامی حنبلی، با تعصب مفرطی که داشت علیه هر گونه نواندیشی و بدعت قیام کرد. و چون مواعظ و تبلیغات وی ناشیانه بود سرانجام خسران و زیانکاری حنبلیان را در پی آورد و موجب دشمنی دیگران علیه آنان گشت. قشری بودن و متابعت از ظاهر کلمات، بدویت افکار و تعصب مفرط حنبلیان و دور افتادگی مکتب فقهی آنان از واقعیات زنده تاریخی و مهجور بودن آنان از هر چه در اجتماع و زندگی روزمره تازه بود، سرانجام منجر به سقوط و انحطاط این مذهب شد.

بدین سان می بینیم که مذهب حنبلی از نظرشیوع و انتشار واهمیت، روز به روز در حال افول بود تا آن که به وسیله ابن تیمیه و بدعت های او و سپس در قرن دوازدهم هجری به وسیله محمد بن عبدالوهاب و بدعت های نشأت گرفته اش از ابن تیمیه، حیات تازه ای به خود گرفت.{1}

مذهب جعفری:

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه