مذاهب صفحه 494

صفحه 494

بریده بن خصیب از یاران رسول خدا است که موقع رحلت پیامبر در مأموریت بود. وی پس از درگذشت پیامبر وارد مدینه شد و اوضاع را دگرگون دید، پرچمی را که در دست داشت در برابر خانه علی(ع) نصب کرد، و با چهره ای برافروخته وارد مسجد گشت، و با خلیفه و همفکر وی به گفتگو پرداخت. او گفت:

به خاطر دارید که روزی پیابر گرامی(ص) به همه ما دستور داد که، به عنوان رئیس و فرمانروای مؤمنان، بر علی سلام کنیم

و بگوییم: «السلام علیک یا امیر المؤمنین». (پیامبر به یاران خود فرمود: سَلِّموا عَلی عَلیٍّ بأمره المؤمنین.) اکنون چه شد که این توصیه ها و سفارشها را به دست فراموشی سپردید؟

خلیفه در پاسخ «بریده» به نظریه تفکیک دو مقام از هم چسبید و گفت: هر روز خداوند، کاری پس از کاری انجام می دهد، هرگز خداوند در یک خاندان، نبوت(رهبری معنوی) و فرمانروایی را جمع نمی کند.

یعنی اهل بیت و بستگان پیامبر، یا باید رهبر معنوی و پیشوای امّت، در بیان احکام و شرایع الهی باشند، و یا زمامدار مسلمانان؛ و این دو منصب هرگز با هم جمع نمی شود.

قدری در سخن خلیفه دقت کنیم؛ فکر نمی کنیم که مقصود وی این باشد که هرگز این دو مقام در یک جا مطلقاً جمع نمی شوند زیرا پیامبر گرامی(ص) شخصاً هر دو مقام را دارا بود، هم فرمانروای مسلمانان، و هم رهبر معنوی مردم بود. علاوه بر پیامبر گرامی اسلام(ص)، پیامبران دیگری مانند حضرت سلیمان ƙʘҠاز هر دو مقام بهره کاملی داشتند. لابد مقصود وی این است که پس از درگذشت پیامبر، این دو مقام در خاندان او جمع نمی شوند، ولی این نظر نیز به سان نظریه پیشین بی اساس است، و لذا هنگامی که امام باقر(ع) نظریه تفکیک را از گردانندگان سقینه نقل می کند فوراً برای ابطال آن از آیه زیر، که حاکی از اجتماع هردوم منصب در فرزندان ابراهیم است، کمک می گیرد: «ام یَحسُدون عَلی ما آتاهم الله مِن فَضله فَقد آتینا آل ابراهیم الکتاب والحِکمه و آتیناهم مُلکاً عَظیماً» نساء/50 [آیا آنان بر آنچه که خدای متعال از کرم و فضل خود به اولاد ابراهیم بخشید، رشک می ورزند، همانا ما به

فرزندان ابراهیم کتاب و حکمت و فرمانروایی عظیمی دادیم.]

امام باقر(ع) پس از تلاوت آیه فرمود: «فکیف یُقرّون فی آل إبراهیم و یُنکرونه مِن آل محمّد» چگونه به اجتماع این دو مقام در خاندان ابراهیم اعتراف می کنند، ولی همان را در دودمان محمّد(ص) انکار می نمایند؟

اصولاً تفکیک این دو مقام از یکدیگر، یک نوع مسیحی گرایی است که بر زبان همفکران این نظریه جاری شده است. زیرا این آیین مسیحیت تحریف شده کنونی است که می گوید من مأمورم امور قیصر را به خود قیصر واگذار کنم، نه آیین اسلام که سراسر قوانین آن حاکی از یک نظام کلی و همه جانبه مادی و معنوی است که می تواند نیازمندیهای بشر را در زمینه امور اجتماعی و اخلاقی و سیاسی و اقتصادی تأمین کند.

آیین اسلام، که ریشه و اساس و تاروپود احکام و قوانین آن را سیاست انسانی که همان تدبیر امور جامعه اسلامی تشکیل می دهد، نمی تواند مقام رهبری معنوی را از حکومت و فرمانروایی سیاسی جدا سازد.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه