مذاهب صفحه 524

صفحه 524

سوم - ان اللّه لا یجمع امتی علی ضلاله . خداوند امت مرا بر گمراهی گرد نمی آورد .

این حدیث در مسند احمد , جلد 5 , صفحه 145 نقل شده , و مولف المعجم المهفرس لالفاظ الحدیث النبوی این حدیث را از سنن ترمذی کتاب فتن , ومقدمه سنن دارمی , نیز نقل نموده است . این حدیث با اینکه در این جوامع وارد شده است , باز چهره خبر واحد دارد و نقل سه محدث , بر تواتر آن دلالت نمی کند . شرط تواتر این است که حدیث در هر عصری ازاعصار , تا زمان نویسندگان

این جوامع و از زمان آنان تا زمان پیامبر , به صورت متواتر نقل شده باشد , بطوری که توطئه ناقلان حدیث در هر عصری بر جعل آن , محال عادی باشد . و این شرط در این حدیث که سه محدث آنرا با سندی نقل کرده اند ,موجود نیست . از مناقشه های سندی که بگذریم , این حدیث و مشابه آن گواه بر صیانت اجماع همه افراد امت از خطا و گمراهی است , و این حقیقت را همه افراد جامعه اسلامی اعم ازشیعه و سنی می پذیرند . شیعه , از این نظر مضمون آن را پذیرفته است که پیوسته در میان امت , فرد معصومی بنام امام وجود دارد . و اتفاق همه امت بر یک مطلب که یکی از افراد آن ,خود امام معصوم است , گواه بر صحت و استواری اتفاق خواهد بود . دانشمندان اهل تسنن , به اتکاء این روایات , خود اجتماع و اتفاق امت را , حجت ودلیل می شمارند , نه اینکه آنرا کاشف از نظر معصوم بدانند . ولی ناگفته پیداست که مقصود از کلمه امت همه افراد امت است , نه برخی و یا اکثریتی از آنان . و چنین اتفاق در مساله امامت تحقق نیافت . خاندان بنی هاشم پیشوائی ابوبکر را به رسمیت نشناخته و با او به مخالفت برخاستند . قبیله خزرج که در راس آنان سعد بن عباده بود , با خلیفه نخست بیعت نکردند , و روابط خزرج با دستگاه خلافت , آنچنان به تیرگی گرائید که رئیس خزرج در دوران خلافت عمر مجبور به ترک مدینه

شد و سرانجام در سرزمین شام به وضع مرموزی کشته شد و خون او آنچنان لوث گردید که معلوم نشد که وی بدست چه کسی کشته شد و سرانجام قتل او را به جنیان نسبت دادند . از آغاز سقیفه , دو گروه بصورت اقلیت و اکثریت , رویاروی یکدیگر قرارگرفتند . جامعه شیعه خلافت و جانشینی خلفاء را به رسمیت نشناخته , و معتقد بودندکه آنان نصوص ولایت را به دست فراموشی سپرده اند . از این جهت هیچ وقت امت اسلامی بر امامت و رهبری فردی اتفاق نکرد . در این باره کافیست سرگذشت سقیفه را باردیگر بخوانید (3) . گذشته بر همه اینها , اتفاق و اجماع امت در صورتی حجت و گواه است که از طرف پیامبر حکم مورد اتفاق بیان نشده باشد . در غیر اینصورت , اجماع جز اجتهاد درمقابل نص ارزشی نخواهد داشت . و در کتب مربوط به امامت روشن شده که پیامبرگرامی صلی اللّه علیه و آله پس از خود , وصی و جانشین خویش را تعیین کرده وموضوع زعامت و رهبری را به اختیار امت نگذاشته است .

چهارم - کونوا مع الجماعه , یداللّه مع الجماعه . با جماعت باشید , دست خدا همراه جماعت است .

مرحوم شیخ طوسی در کتاب تلخیص الشافی جلد 1 , صفحه 182 , این حدیث رااز دلائل اهل تسنن شمرده است . این حدیث , گذشته بر این که خبر واحد است , برفرض تواتر گواه مدعای آنان نیست , زیرا جماعتی که این حدیث ما را به آن دعوت می کند , غیر از امت است . امت

به همه مسلمانان جهان می گویند , درصورتی که جماعت به گروه معدودی از سه نفر به بالا گفته می شود . مدعای آنان این است که اتفاق امت حجت قاطع است , در صورتی که این حدیث اتفاق گروهی را که به آنان جماعت گفته شود , حجت می شمارد . کسی از امت , اتفاق گروه سه نفری را حجت ندانسته و در نتیجه مضمون حدیث , مورد اعتراض همگان است و کسی به مضمون این حدیث عمل نکرده است . گذشته بر این , حدیث بر فرض صحت به اتحاد و اتفاق دعوت می کند , و لذا در ذیل حدیث دارد : فان الشیطان مع الواحد و هو عن الاثنین ابعد (4) . شیطان با یکنفر است و از دو نفر دورتر است . شکی نیست که اموری که از نظر عقل و شرع به اختیار امت واگذار شده است , باگرایش اکثریت به یک سو لازم است اقلیت نیز از آن پیروی کرده و نیروها را در نقطه واحدی گرد آورند و از اختلاف و دو دستگیها بپرهیزند . لزوم پیروی از جماعت درموردی است که جماعت صلاحیت مداخله در آن مورد را داشته باشند و در این مورد بایدبه اکثریت پیوست . ولی در موردیکه امت و یا جماعت , حق اظهار نظر ندارند ,مانند مسائل عبادی از قبیل نماز و روزه یا مسائلی که نمی دانیم آیا صلاحیت دارندیا نه , مانند مساله زمامداری , در چنین موردی این حدیث و مشابه آن نقش موثری ندارند و مشروح این قسمت را در توضیح آیه و امرهم شوری بینهم

بیان کرده ایم (5) .

پنجم - مثل اصحابی کالنجوم بایهم اقتدیتم اهتدیتم . یاران من بسان ستارگان آسمان هستند , از هر کدام پیروی کردید , هدایت می یابید .

این حدیث , نه در صحاح ششگانه نقل شده و نه در کتابهای حدیثی اصیل که در قرون نخستین بدست محدثان زبردست اسلامی تنظیم شده است . ما با فحص اکیدی که انجام دادیم , این حدیث را در صحاح ششگانه معروف پیدانکردیم , صحاح ششگانه عبارتند از : صحیح بخاری , صحیح مسلم , صحیح نسائی , صحیح ترمذی , صحیح ابوداود و صحیح ابن ماجه . برای جستجوی بیشتر , به مواردی از سنن دارمی , موطا مالک , مسند احمد بن حنبل و مستدرک حاکم نیز مراجعه کرده و اثری از این حدیث نیافتیم . نه تنها ما اثری از آن ندیدیم , بلکه نویسندگان پر توان المعجم المفهرس لالفاظ الحدیث النبوی که لجنه ای بر تالیف آن اشراف داشته اند , این حدیث را در هیچیک از الفاظ و مواد حدیث نقل نکرده اند . بنابر این یک چنین حدیث نمی تواند برای یک مساله عقیدتی و حیاتی سند و مدرکی باشد . علاوه بر این , حدیث از نظر سند بسیار ضعیف است . ذهبی , متوفای 748 , در کتاب نفیس میزان الاعتدال فی نقد الرجال جلد 1 , طبع دار المعرفه بیروت می نویسد : حدیث اصحابی کالنجوم ایهم اخذتم بقوله اهتدیتم را حمزه بن ابی حمزه جزری نصیبی نقل کرده است و احادیث او به اندازه یک فلس ارزش ندارد , بخاری احادیث او را منکر شمرده ,

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه