مذاهب صفحه 812

صفحه 812

و اگر در حکم و مسأله ای حدیثی نمی یافت، به استنباط اجتهادی و گاهی به قیاس روی می آورد.

بنابر گفته برخی از صاحب نظران همچون ابو زهره، اصول و مبانی فقه احمد شش اصل است:

1. کتاب؛ 2. سنت (که شامل احادیث و رفتار و گفتار پیامبر(ص) و فتواهای اصحاب او می شود)؛ 3. اجماع؛ 4. قیاس (که در موارد اضطراری که مبنا و ملاک دیگری برای حکم نمی یافت، به آن متوسل می شد. البته طبق گفته ابو زهره او از میان انواع قیاس، قیاس منصوص العله را ملاک حکم فقهی قرار می داد)؛ 5. استصحاب؛ 6.مصالح مرسله/

مذهب حنبلی از نظر اهمیت و نفوذ و انتشار در بلاد اسلامی نسبت به سه مذهب دیگر، همواره در اقلیت بوده است. علت آن چند چیز بوده است: 1. پیروان مذهب حنبلی سخت به حدیث و سنت پیامبر(ص) تعصب دارند و با هر فرقه از مذاهب اسلامی که قدری آزادانه فکر کنند مخالفند و حتی با آنان درگیری های داشته اند. ابن اثیر گوید: وقتی در سال 322 هجری مذهب حنبلی توسعه یافت معتقدان به این مذهب در کوچه و بازار می گشتند و اگر آلت موسیقی می یافتند، صاحب آن را می زدند و آلت مزبور را می شکستند و در کارهای خصوصی مردم هم مداخله می کردند. برای نمونه، چنان چه می دیدند زن و شوهری در شهر با هم راه می روند ممانعت می کردند و بسا آنها را به دست شرطه می دادند و به آنان نسبت نابجای فحشا می دادند. حتی برخی از حنابله بغداد خود را به نابینایی می زدند و در مساجد می نشستند و اگر یک نفر شافعی مذهب از کنارشان عبور می کرد، او را می زدند. همچنین با شیعیان خیلی دشمنی

داشتند و با آنان ستیزه می نمودند و همواره آنان را به کفر و ضلالت و انحراف از اره مستقیم نسبت می دادند.

پطروشفسکی می نویسد: حنبلیان حتی کوچک ترین تجلی آزادی عقیده را در مسایل دینی جایز نمی شمارند. اینان از پیروان فرق و مذاهب دیگر اسلامی، متعصب ترند. ارتجاع عقیدتی که بعد از سقوط معتزله ظهور کرد، موجب شیوع مذهب ارتجاعی حنابله شد. در فاصله قرن های دهم تا چهاردهم میلادی، حنبلیان گرچه در سراسر عالم بسیار بودند اما ظاهراً در هیچ یک از بلاد اسلامی اکثریت نداشتند. در آستانه قرن سیزده و چهارده میلادی، احمد بن تیمیه، فقیه نام حنبلی، با تعصب مفرطی که داشت علیه هر گونه نواندیشی و بدعت قیام کرد و چون مواعظ و تبلیغات وی ناشیانه بود سرانجام خسران و زیانکاری حنبلیان را در پی آورد و موجب دشمنی دیگران علیه آنان گشت. قشری بودن و متابعت از ظاهر کلمات، بدویت افکار و تعصب مفرط حنبلیان و دور افتادگی مکتب فقهی آنان از واقعیت زنده تاریخی و مهجور بودن آنان از هر چه در اجتماع و زندگی روزمره تازه بود، سرانجام منجر به سقوط و انحطاط این مذهب شد.

بدین سان می بینیم که مذهب حنبلی از نظر شیوع و انتشار و اهمیت، روز به روز در حال افول بود تا آنکه به وسیله ابن تیمیه و بدعت های او و سپس در قرن دوازدهم هجری به وسیله محمد بن عبدالوهاب و بدعت های نشأت گرفته اش از ابن تیمیه، حیات تازه ای به خود گرفت.{1}

مذهب جعفری

مذهب جعفری همان مذهب شیعه اثنی عشری است. شیعیان اثنی عشری و پیروان مذهب جعفری کسانی هستند که به امامت اهل بیت عصمت و طهارت(علیهم السلام) که دوازده

نفرند معتقدند و سبب نامیده شدن این مذهب به مذهب جعفری آن است که دوره زندگی امام صادق(ع) مصادف بود با اواخر حکومت امویان و اوایل خلافت عباسیان و به سبب درگیری ها و اختلافای که میان این دو خاندان به وجود آمده بود مجال نسبتاً زیادی برای توسعه تشیع ایجاد گردید و از این فرصت به خوبی بهره برد و با تشکیل حلقات درس و تبیین معارف و مبانی تشیع، به نشر و تبلیغ اسلام پرداخت و روایات بسیار زیادی را بیان فرمود. به همین جهت حیات مجددی در کالبد شیعه دمیده شد و معارف و احکام شیعه بیش از هر زمانی گفتگو و بازگو گردید و نظم و ترتیب خاص و ارزنده ای به شیعه داده شد. به همین جهت این مذهب را به این امام همام منسوب می نمایند. زیرا علاوه بر تحکیم مبانی آن، عمده احادیث این مذهب - نسبت به امامان دیگر - از این امام بزرگوار نقل شده است. جالب این که در مجلس درس ایشان هزاران تن شرکت می کردند. برخی از آنان مانند ابو حنفیه، مالک بن انس، جابر بن حیان و زرارْ بن اعین، از ارکان و بزرگان اهل سنت و شیعه به شمار می آمدند.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه