- مقدمه مترجم 1
- توضیحی درباره کتاب 2
- پیش سخن 3
- در شناخت اصول اعتقادی 4
- ساختار دین اسلام 4
- سازگاری اسلام با تمدّن و عدالت 4
- اسلام 4
- تعداد اصول دین 5
- فروع دین کدام است؟ 5
- توحید 5
- صفات ثبوتی خدا 6
- صفات سلبی(13) پروردگار 8
- عدل 9
- کیفیت و چگونگی افعال(15) بندگان خدا 9
- نبوّت (سفارت الهی) 10
- نامهای پیامبرانی که در قرآن یاد شدهاند 11
- شمار پیامبران 11
- پیامبران اولوالعزم(22)، (صاحبان عزم) 11
- صفات نبی 11
- معجزات باهره پیامبرصلی الله علیه وآله 13
- عقیده ما درباره پدران(32) و مادران پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم 13
- [دلائل پیامبری] 13
- تعریف معجزه 13
- اخبار به غیب و امور آینده 14
- تواتر معنوی 16
- اقسام تواتر 16
- تواتر چیست؟ 16
- تواتر لفظی 16
- معجزه دوم 17
- دو معجزه جاوید 17
- دو معجزه جاوید 17
- معجزه اول 17
- بحث امامت 18
- صفات امام(67) 18
- عصمت(70) 19
- امامان دوازدهگانه(73) 20
- امام زنده 21
- مراقد و مشاهد امامان شیعه 21
- اصحاب کساء 22
- اهل بیتعلیهم السلام 23
- اعتقاد ما درباره حضرت زهراعلیها السلام 24
- دلائل امامت امیرمؤمنان علیعلیه السلام 24
- [حدیث غدیر] 25
- پیشگوییهای حضرت علیعلیه السلام 28
- بردبار ترین اصحاب بود 30
- عادلترین اصحاب رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم بود 31
- خوش خلق ترین اصحاب بود 31
- عابدترین اصحاب پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم بود 31
- فصیح ترین اصحاب رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم بود 31
- سهلانگاری نکردن در امور دین 32
- با تدبیر ترین اصحاب بود 32
- امامت سایر امامان 33
- اوّلین مسلمان بود 33
- حضرت مهدی صاحب الزمان - عجل اللَّه تعالی فرجه - 35
- نوّاب خاص 35
- بحث معاد 36
- صراط 36
- سایر اعتقادات 36
- دلیل عقلی: دلیل عقلی بر اثبات روز جزا آن است که اگر قیامت و روز باز خواستی نباشد «تکلیف»، کار نامعقول و بی فائده ای میشد؛(175) از این جهت برای جزای نیکوکاران و سزای بدکاران و گرفتن داد مظلوم از ظالم «معاد» حتمی است. و در این دنیا که خوشیها و لذت هایش آمیخته به رنج و محنت است و بیشتر اوقات هم روی خوش به تبهکاران نشان میدهد و آنان مکافات اعمال خود را نمیبینند [به مقتضای عدالت و حکمت خدا] باید جهان دیگری باشد که نیکوکاران پاداش نیکوکاری و بدکاران کیفر تبهکاری خود را ببینند.(176) 36
- سخن گفتن اعضا و جوارح 37
- میزان اعمال 37
- سؤال و حساب در قیامت 38
- حساب قبر 38
- تقسیم نامه اعمال 38
- بهشت [رزقنا اللَّه و سایر المؤمنین الوصول الیها] 39
- جهنّم 39
- شفاعت 39
- صحیفه یا نامه اعمال 40
- حوض کوثر(202) 40
- منابع تحقیق 40
- پی نوشت ها 49
خبری است که ناقلان گرچه به صورتهای مختلف آن را نقل میکنند [وقتی به مفاهیم تضمنی، یا التزامی آنها توجّه شود]برای رساندن بر یک چیز معّین با هم متحد و یکسان اند.(59) مثل اخبار جوانمردی حاتم(60) که مفاد مشترک جمعی از نقل ها است مثل این که بگویند؛ حاتم برای واردین به منزلش شتر نحر میکرد و یا ناقه و یا گوسفند ذبح میکرد، و یا اسب سواری خود را برای رفع نیاز همسایگان مستمند خود قربانی میکرد. یا به فلان بدهکاری که به او مراجعه کرده بود هزار درهم و به دیگری پانصد دینار بخشیده بود. یا به فلان عرب بیابانی بیست دست جامه داد. یا قطعه زمینی در اختیارش گذاشت. و یا پنجاه کیسه گندم و مانند آنها بخشید.
اکنون میگوییم، درست است که تک تک این اخبار به صورت غیر متواتر نقل شده ولی مدلول مشترکی دارند و آن سخاوت و بخشش حاتم طائی است. با توجه به این مقدمه میگوئیم معجزات رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم تواتر معنوی دارند چون به سبب نقل فراوان ناقلان اخبار برای ما قطع حاصل میشود که کارهای خارقالعاده از رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم سر میزد. هر چند علم به تک تک این معجزهها نداشته باشیم.
دو معجزه جاوید
دو معجزه جاوید
و همانطور که میدانیم از میان معجزات فراوان پیامبر تاکنون دو معجزه جاودانه مانده است.
معجزه اول
اولین چیزی که به آن میتوان پیغمبری خاتم النبیین را اثبات نمود وضع شریعت اسلام بر اساس حکمت و موافقت با مصلحت و نیازهای انسانها در هر عصر و زمان است، آن هم در زمان اندکی که بیشتر اوقات او صرف نبردهای گوناگون و اداره امور مسلمانها شده است. با این که آن جناب امّی بود و از خواندن و نوشتن بیبهره بود، و قبل از انتخاب به پیامبری هم به کسب و کار و زندگی عادی اشتغال داشت اما دست به کارهای سترگی زد که دیگران از انجام آن ناتوان بودند و جز در پرتو تعلیمات وحیانی و تأییدات غیبی امثال این کارهای بزرگ صورت پذیر نبود.
معجزه دوم
دومین معجزه رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم قرآن عظیم است که قریش بلکه تمام قبایل عرب که استادان سخن و فرمانروایان ملک فصاحت و بلاغت و سخنوری بودند با کمال کوشش از آوردن مانند آن درمانده شدند. خداوند با فرستادن آیات زیر از آنان خواست تا با بنده و فرستادهاش برابری کنند یعنی مثل آن را بیاورند.
«وَ إِنْ کُنْتُمْ فِی رَیْبٍ مِمَّا نَزَّلْنا عَلی عَبْدِنا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ».(61)