رجعت - که به عنوان تأکید کنندۀ اصل تفکّر مهدویّت و در امتداد و توضیح دهندۀ آن است - وجود ندارد.
بنابر این، ایمان به رجعت، مکمّل و بیانگر اصل تفکّر مهدویّت است که همۀ مسلمانان آن را قبول دارند، پس تأکید بر این اصل وژرف نگری در آن، از طریق تفکّری عمیق و مساعدت کتاب و سنّت، فضیلتی است که شایستۀ بزرگداشت و احترام است. با همۀ اینها رجعت - چنان که سیّد محسن امین عاملی (رحمه الله) فرموده - «امری است نقلی؛ اگر نقل صحیح باشد، اعتقاد به آن لازم است و اگر نقل صحیح نباشد، اعتقاد به آن لازم نیست». (1)
به همین دلیل به نظر برخی از علماء که این نقل نزد آنان تمام نیست، یا در دلالت آن اشکال دارند؛ روایت های موجود در این زمینه را به صورتی تفسیر کرده اند که از آن برانگیخته شدن در دنیا قبل از آخرت، لازم نمی آید بلکه به معنای بازگشت دولت حقّ وشکست قدرت ظلم وستمگری می باشد. (2)
3- دلیلهای اثبات رجعت
اشاره
اثبات رجعت و اقامۀ دلیل بر آن، دارای سه مرحله است:
الف: مرحله اثبات امکان رجعت و محال نبودن آن
بهترین دلیلی که امکان آن را اثبات می کند، این است که «رجعت» نوعی از «معاد» است که هیچ اختلافی ندارد، با این تفاوت
1- (1) - نقض الوشیعه: 376، چاپ مؤسّسۀ اعلمی- بیروت.
2- (2) - ر.ک: مجمع البیان: 7/ 366 (تفسیر آیۀ 83 از سورۀ نمل).