- سخن ناشر 1
- چگونگی بیان داستان 4
- پیشینه ممتاز 5
- سود تجارت با خدا 7
- کیفر ترک واجبات 10
- ارزش والای تجارت با خدا 11
- نور معرفت الهی در مقابل عمل 15
- طهارت نفس در مقابل عمل 16
- فلاح و رستگاری در مقابل عمل 17
- عزیز مصر شدن نتیجه کرامت نفس 23
- انسان ناقص 24
- عناوین هفده گانه برای یوسف 25
- زیبایی یوسف 26
- عشق خدیجه به رسول خدا صلی الله علیه و آله 27
- استمداد از خداوند در پاکی ها 28
- اخبار قرآن از آینده زمین 34
- هم راز و همراهان الهی 35
- ظرافت عمل 37
- قرآن، بیانگر آینده 38
- ثمره عشق الهی 40
- قدم اوّل عشق 42
- زیبای بی نهایت 43
- عشق پایدار و ناپایدار 44
- قرآن، طریق دلباختگی 45
- عشق در تجلی آیات 46
- علامت باور واقعی 47
- عاقل ترین مردم 50
- نقش معصوم در عالم 53
- عشق حقیقی و مجازی 54
- حکایت تواضع ملا طاهر قزوینی 56
- ادامه داستان تواضع صاحب ریاض 57
- صعود و سقوط نفس در سوره یوسف 61
- عظمت انسان الهی 67
- حکایت بی نمازان 68
- خداگونه باش نه خدابین 68
- جائی که پشیمانی سودی ندارد 73
- اهل عمل نیز با یکدیگر برابر نیستند 76
- رابطه معصوم با امّت 78
- ریشه سقوط جامعه غربی 83
- بدن روشن و روح تاریک 84
- حکایت تکان دهنده علی علیه السلام و بیت المال 99
- حکایت میرزا تقی خان امیرکبیر 101
- ادامه سفارش امیرالمؤمنین علیه السلام به امام حسن علیه السلام 103
- هزینه کردن دشمن برای ناپاکی ها 107
- ریشه اختلافات 109
- سرزمین پاکی ها و ناپاکی ها 115
- پاک سازی نفس از آلودگیها 117
- موسی و فرعون مصداق پاکی ها و ناپاکی ها 117
- حفاظت از پاکی ها 118
- پناه بردن به خدا برای حفظ پاکی ها 120
- موانع صعود نفس 123
- ابزار گمراهی و تباهی انسان 126
- استقامت کردن در پاکی ها 126
- پاک دلان 127
- نیکی های فراموش شده 128
- ناپاکی ها به جای پاکی ها 129
- شب قدر 133
- اثر یک شب زنده داری 135
- دوستان و دشمنان واقعی 138
- عامل سعادت یوسف 139
- اختلاف ظرفیت های انسان 141
- دوست شناس و دشمن شناس 143
- جرم ما خوبی ماست 144
- گره زلف خدا به مردم نجران 145
- اتصال به حق و انقطاع از حق 147
- راه رسیدن به اوج وصال و علت هجران و فراق 148
- مَثَل های قرآن 148
- انسان، موسیقیِ طبیعیِ زمینی - آسمانی 150
- صدای هماهنگ یوسف علیه السلام 154
- صداهای هماهنگ خلقت 157
- مَثَل فاسق 162
- قرار گرفتن انسان، در گروه خاسرین و فاسقین 163
- توبه و اعاده حیثیت 167
- تکبر، دلیل خروج از انسانیت 169
- سخن حضرت سجاد علیه السلام درباره تواضع 170
- گناه جابجایی مقام و منصب 172
- اثر توبه 175
- توبه حرّ 177
- بدترین، گناه جبران نکردن گناه است 180
- شخص جسور و اهانت به پیامبر اکرم 180
- نثر و نظم ماجرای موسی و کافر 182
- برخورد عیسی بن مریم علیه السلام با گناهکار حرفه ای 186
- برگردان طرح نظامی فتح مکّه توسط علی علیه السلام 187
- نماز پیامبر بر جنازه گنهکار نیکوکار 189
- نعمت از خدا، پاسخ از بنده 190
- اقسام مردم 192
- نتیجه پیوند عقل با انبیاء 196
- اسیر شهوت 197
- اقسام دشمنان 202
- دشمن ترین دشمنان 203
- تکلیف عمر 206
- آثار تکلیف عمر 207
- غریزه شهوت همراه با هدایت الهی 209
- احساس مسئولیت یوسف 210
- پاداش عابدان 214
- آرزوی گنهکار در قیامت 215
- اشراف بهشتیان بر جهنّمیان 216
- گردش فلک، موجب تداوم عمر 217
- اولین سؤال در روز محشر 217
- همه سلطنت در مقابل عمر 218
- همسر فداکار آیت الله بروجردی 226
- سرانجام گمراهان 229
- یوسف علیه السلام محاسبه گری دقیق 233
- مقاومت یوسف علیه السلام در مقابل چهار جاذبه 239
- قوی ترین دشمنان یوسف علیه السلام 241
- علت دوری از حق 245
- فهرست آیات 250
- فهرست اعلام 267
این که در دنیا بسیار بمانی و این بسیار ماندن را در طاعت خداوند عالم خرج کنی. همه سخنان خدا را گوش دهید.
خداوند در قرآن مجید، برای یک زندگی سالم، مطلب دارد. طاعت خدا فقط نماز و روزه نیست. گوش دادن به همه سخنان او در همه زمینه ها لازم است.
همسر فداکار آیت الله بروجردی
آیت اللّٰه بروجردی (1) در احوالات خود گفته است من در اصفهان تحصیل می کردم. اساتید آن روز اصفهان، کم نظیر بودند ؛ مانند آیت اللّٰه العظمی کلباسی (2)، مرحوم آقا سید محمد باقر درچه ای (3)، حکیم بزرگ قشقایی (4) و حکیم کم نظیر
1- 1) - شرح حال ایشان در کتاب تواضع و آثار آن جلسه 12 آمده است.
2- 2) - فهرس التراث: 141/2؛ «محمد إبراهیم الکلباسی (1180 - 1262) الشیخ محمد إبراهیم بن محمد حسن الکاخی الخراسانی الأصفهانی. مما قال شیخنا العلامه: من أعاظم علماء عصره المشاهیر، ولد فی ربیع الثانی سنه 1180، و هاجر إلی العراق و أخذ عن الوحید البهبهانی و غیره، ثم رجع إلی إیران و اشتغل علی المحقق القمی فی قم، و النراقی فی کاشان، ثم رجع إلی أصفهان و نهض بأعباء العلم مع شدّه الاحتیاط و الورع، و أشغل منصه التدریس طیله حیاته، و کانت بینه و بین معاصره السید محمد باقر حجه الإسلام صله وثیقه، لم تخل بها زعامه کلّ منهما توفی فی 8 جمادی الاولی سنه 1261. و ألّف ابنه الشیخ جعفر رساله فی حیاه والده، کما ألّف حفیده أبو الهدی رساله سمّاها (البدر التمام فی ترجمه الوالد القمقام و الجدّ العلّام) روی عن الشیخ جعفر کاشف الغطاء. أسند إلیه المرعشی فی الإجازه الکبیره: 168. من آثاره: إشارات الأصول طبع طبعه حجریه بطهران سنه 1245 ه.
3- 3) - دائره المعارف تشیع: 473/7؛ «درچه ای، آقا سید محمد باقر (1264 - 1342 ق)، از علما و فقهای برجسته امامیه که به زهد و تقوی شهره بود. در دُرچه، یکی از روستاهای اصفهان، متولد شد. نخست در اصفهان نزد میرزا محمد باقر چهار سوئی، میرزا محمد حسن نجفی و میرزا ابوالمعالی کلباسی به تحصیل پرداخت و سپس عازم نجف اشرف شد و در آنجا از محضر بزرگانی چون میرزا محمد حسن شیرازی، حاج میرزا حبیب رشتی و حاج سید حسن کوه کمره ای استفاده کرد و به مقام اجتهاد رسید، پس از مراجعت به اصفهان به تدریس فقه و اصول پرداخت، از آثار او یک دوره فقه و اصول در شانزده جلد است. آیت الله درچه ای شاگردان بسیاری تربیت کرد که از آن جمله اند: آیت الله بروجردی و جلال الدین همایی وی به مرض سکته رخت از جهان بربست و در تخت فولاد اصفهان به خاک سپرده شد. استاد همایی که به مدت دوازده سال متوالی ملازم خدمت او بود درباره مرحوم درچه ای می نویسد: «آن بزرگ در علم و ورع و تقوا آیتی بود عظیم، به حقیقت جانشین پیغمبر اکرم و ائمه معصومین علیهم السلام بود. در سادگی و صفای روح و بی اعتنایی به امور دنیوی گویی فرشته ای بود که از عرش به فرش فرود آمده بود . . . مکرر دیدم سهم امامهای کلان برای او آوردند و دیناری نپذیرفت، وقتی سبب می پرسیدم، می فرمود: من فعلاً بحمدالله مقروض نیستم و خرجی فردای خود را هم دارم و معلوم نیست که فردا و پس فردا چه پیش آید و (ما تَدری نفس ماذا تکسب غداً).»
4- 4) - موسوعه طبقات الفقهاء: 160/14 - 159، قسم 1؛ «4507 القشقائی (1243 - 1328 ه) جهانگیر خان بن محمد خان القشقائی الأصفهانی. کان فقیها إمامیا، أصولیا، فیلسوفا متبحّرا.ولد فی دهاقان (من قری أصفهان) سنه ثلاث و أربعین و مائتین و ألف.و تعلّم فی قریته.و درس المقدمات فی أصفهان، و أخذ بها العلوم العقلیه عن محمد رضا القمشهی (المتوفّی 1306 ه) و قصد النجف الأشرف، فحضر فی الفقه علی محمد حسن بن باقر النجفی صاحب «جواهر الکلام».و برع فی الفقه و الأصول، و أولع بالفلسفه و تعمّقها، و صار من المبرّزین فیها.و باشر تدریس الفقه و الأصول و الفلسفه و الریاضیات فی مدرسه الصدر بأصفهان.و حاز شهره واسعه، لا سیما فی تدریس الفلسفه، و تقاطرت علیه الطلبه من سائر البلاد لأخذها عنه. و قد انتفع به، و تخرج علیه جمع غفیر، منهم: المیرزا محمد حسین النائینی (المتوفّی 1355 ه) و السید حسین بن علی البروجردی (المتوفّی 1380 ه)، و علی أکبر بن حسن بن أبی القاسم الیزدی (المتوفّی 1349 ه)، و السید یحیی الیزدی الواعظ، و أسد الله بن محمود الگلبایگانی مؤلف «شمس التواریخ»، و السید جمال الدین بن حسین الگلبایگانی (المتوفّی 1377 ه)، و السید حسین بن هبه الله الرضوی الکاشانی (المتوفّی 1384 ه)، و غیرهم. و صنّف شرحا علی «نهج البلاغه»، و له شعر بالفارسیه أودعه الکثیر من آرائه الفلسفیه. توفّی فی أصفهان سنه ثمان و عشرین و ثلاثمائه و ألف.» - موسوعه طبقات الفقهاء: 160/14 - 159، قسم 1؛ «4507 القشقائی (1243 - 1328 ه) جهانگیر خان بن محمد خان القشقائی الأصفهانی. کان فقیها إمامیا، أصولیا، فیلسوفا متبحّرا.ولد فی دهاقان (من قری أصفهان) سنه ثلاث و أربعین و مائتین و ألف.و تعلّم فی قریته.و درس المقدمات فی أصفهان، و أخذ بها العلوم العقلیه عن محمد رضا القمشهی (المتوفّی 1306 ه) و قصد النجف الأشرف، فحضر فی الفقه علی محمد حسن بن باقر النجفی صاحب «جواهر الکلام».و برع فی الفقه و الأصول، و أولع بالفلسفه و تعمّقها، و صار من المبرّزین فیها.و باشر تدریس الفقه و الأصول و الفلسفه و الریاضیات فی مدرسه الصدر بأصفهان.و حاز شهره واسعه، لا سیما فی تدریس الفلسفه، و تقاطرت علیه الطلبه من سائر البلاد لأخذها عنه. و قد انتفع به، و تخرج علیه جمع غفیر، منهم: المیرزا محمد حسین النائینی (المتوفّی 1355 ه) و السید حسین بن علی البروجردی (المتوفّی 1380 ه)، و علی أکبر بن حسن بن أبی القاسم الیزدی (المتوفّی 1349 ه)، و السید یحیی الیزدی الواعظ، و أسد الله بن محمود الگلبایگانی مؤلف «شمس التواریخ»، و السید جمال الدین بن حسین الگلبایگانی (المتوفّی 1377 ه)، و السید حسین بن هبه الله الرضوی الکاشانی (المتوفّی 1384 ه)، و غیرهم. و صنّف شرحا علی «نهج البلاغه»، و له شعر بالفارسیه أودعه الکثیر من آرائه الفلسفیه. توفّی فی أصفهان سنه ثمان و عشرین و ثلاثمائه و ألف.»