شرح خطبهی توحیدیه صفحه 25

صفحه 25

كل معروف بنفسه مصنوع

يعني: هر شناخته شده‌اي [61] به نفس خود، ساخته [62] شده است.

و بيان حاصل معني آن، بر چند وجه ممكن است:

اول: آنكه [63] مبني بر آن است كه اشياء، بر دو قسمند:

بعضي به حواس مدرك مي‌شوند، و آنها به نفس خود شناخته مي‌شوند، مانند يد كه ديده شود، و صدائي كه شنيده شود؛

و بعضي به حواس در نمي‌آيند، و به آثار بر آنها استدلال مي‌كنند، مانند حق تعالي.

پس مراد، آن است كه هر چه به نفس خود مدرك مي‌شود، و به حواس در مي‌آيد، او ممكن و مصنوع است، پس حق تعالي مدرك به حواس نمي‌تواند شد.

دويم: آنكه هر چه به كنه حقيقت مدرك شود، او ممكن و مصنوع است؛ يا به اعتبار آن كه وصول به كنه، از جهت تعقل اجزاء مي‌باشد، و هر صاحب جزوي مركب و ممكن است؛ يا به اعتبار آن كه صورت عقلي، فردي از حقيقت او خواهد بود، و تعدد و تركب لازم مي‌آيد.

سيم: آنكه گوييم كه هر چه متعقل و متصور مي‌شود، صورتي از آن، در ذهن در مي‌آيد؛ و آن صورت، معلوم به نفس خود است، نه به صورت ديگر؛ و آن صاحب صورت، به صورت معلوم مي‌شود.

پس اين فقره، دليل [64] خواهد بود بر آنكه هر چه در اذهان و عقول به در مي‌آيد، عين حقيقت و كنه ذات حق تعالي نمي‌تواند بود؛ زيرا كه آن صورت كه معلوم بنفسه است، مصنوع و حادث و ممكن است؛ و معلل است به علل بسيار؛ كه از جمله‌ي آنها،

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه