شرح خطبهی توحیدیه صفحه 34

صفحه 34

را نهايتي هست، پس وجود او را معلق به فايده [101] و مصلحتي ساخته، مانند ساير ممكنات، كه بعد از انقضاي مصلحت وجود ايشان متغير و معدوم مي‌شوند. و هر كه او را چنين داند؛ پس وجودش را زايد بر ذات دانسته است. و اين است معني صاحب اجزاء دانستن و هر كه او را صاحب صفات زايده داند، پس به چندين خدا قائل شده است، و ملحد در ذات حق گرديده است.

و بنابر ثاني [102]، مراد آن خواهد بود كه هر كه وجود خدا را به غايتي منتهي داند، پس او را [103] واجب الوجود ندانسته، و محتاج به علت دانسته است. و هر كه او را محتاج به علت داند، پس وجودش را زايد بر ذات دانسته است، و به تعدد آلهه قائل شده است، به بياني كه مذكور شد.

مترجم گويد كه اين احتمالات، در اين فقرات، به خاطر اين قاصر رسيد؛ و هيچ يك، خالي از قصوري نيستند؛ و حق تعالي، مراد معصوم - عليه‌السلام - را بهتر مي‌داند.

و در «امالي» شيخ مفيد - رحمه الله عليه - به جاي اين فقرات، چنين است:

و من قال حتي م فقد غياة و من غياة فقد حواه و من حواه فقد الحد فيه.

يعني: هر كه كه گويد «تا كي خواهد بود؟»، پس غايتي براي او قرار داده است؛ و هر كه غايت براي او قرار دهد، پس (پنداشته كه) [104] حقيقت او را دانسته است، چنانچه حقايق ممكنات را مي‌داند؛ پس ملحد شده است در ذات او.

لا يتغير الله بانغيار المخلوق كما لا يتحدد بتحديد المحدود

لا يتغير الله بانغيار النخلوق كما لا يتحدد [105] بتحديد المحدود.

متغير نمي‌شود خدا به تغير مخلوق او، چنانچه محدود نمي‌شود به سبب محدود گردانيدن اموري كه حد و اندازه‌اي دارند.

مترجم گويد كه دو وجه در حاصل معني محتمل است:

اول: آن كه تغييراتي كه در مخلوقات، به هم مي‌رسد - از وجود و عدم و ساير احوال ايشان - باعث تغيير در صفات حقيقيه‌ي او نمي‌شوند؛ چنانچه ممكنات محدود به حدود را خلق كرده [106] سبب آن نمي‌شود كه او صاحب حدود گردد.

مثل آن كه حق تعالي علم دارد به زيد، در وقتي كه معدوم است، كه موجود خواهد شد. و چون موجود شد، علم دارد كه او موجود است و چون معدوم شد، علم دارد كه او موجود بوده. و اين تغييرات، راجع به تغير معلوم مي‌شود. و در علم، تغييري [107] به هم نرسيده است. و در همه وقت، وجود [108] زيد را در وقت معين به يك وجه دانسته است. و چون حق تعالي خارج از زمان است، نسبت به او، ماضي و حال و استقبال نمي‌باشد. ليس عند الله صباح و لا مساء.

و همچنين در ساير متعلقات صفات كماليه، تغيير و تحديد در متعلق آنها، باعث تغيير و تحديد در ذات مقدس او نمي‌گردد.

دويم: آنكه مراد آن باشد كه تغييرات [109] مخلوقات او، در او نمي‌باشد، و به تحديد محدودات متصف نمي‌گردد [110].

احد لا بتأويل العدد

احد [111] لا بتأويل العدد [112].

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه