شرح خطبهی توحیدیه صفحه 41

صفحه 41

دويم: آن كه مراد، سبقت به عليت باشد؛ و مراد از عدم، عدم ممكنات باشد؛ و همچنين ابتدا، ابتداي آنها باشد؛ يعني وجود او، علت وجود ها و عدم ها. گرديده است؛ و ازليت او، علت ابتدا ها گرديده است؛ و در اين وجه، بعضي مناقشات هست.

سيم: آن كه سبقت، به حسب زمان، و همي و تقديري باشد؛ يعني وجود او، پيش از زمانها بوده؛ و پيش از عدم هاي متصل به وجود موجودات ديگر بوده؛ و ازليت او، پيش از ابتدا ها بوده.

بتشعيره المشاعر عرف ان لا مشعر له

به آفريدن او مشاعر و حواس مدركه را، دانسته شد كه او را مشعري و قوتي - كه به آن ادراك و احساس نمايد - نيست؛ بلكه به ذات، عالم است به جميع معلومات.

و اثبات اين مقدمه، به چند وجه ممكن است:

اول: آن كه حق تعالي، متصف به مخلوق خود نمي‌تواند بود، چنانچه گذشت.

دويم: آن كه مراد، آن باشد كه ما، چون بعد از افاضه‌ي حق تعالي مشاعر را بر ما، دانستيم كه(ما) [143] در ادراك محتاجيم به اين مشاعر [144]؛ دانستيم كه خدا منزه است از مشاعر؛ زيرا كه اگر او را مشاعر باشد، مثل ما محتاج خواهد بود.

سيم: آن كه چون عقل مي‌داند، كه مي‌بايد جاعل و مجعول، در صفات، مباين يكديگر باشند؛ به افاضه‌ي مشاعر بر ما، دانستيم كه او چنين مشاعر ندارد [145].

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه