- مقدمه مترجم 3
- سبب ترجمه کتاب 4
- بداء 9
- اشاره 9
- فصل اول: معنای کلمه بداء در لغت 13
- اشاره 24
- فصل دوم: اقتضای قانون محاوره عرفی 24
- حقیقت علم و اقوال علما در علم باری تعالی 31
- فصل سوم: اختلاف در حقیقت علم 32
- اشاره 32
- اختلاف در علم باری تعالی 36
- جهت اوّل: از حیث حقیقت و ماهیت علم خداوند 36
- اشاره 36
- جهت دوم: از حیث محدوده علم خداوند 37
- جهت سوّم: از حیث کیفیت علم خداوند 38
- فصل چهارم: نکوهش بعضی از اهل خلاف در مورد این مطلب که شیعه امامیه قائل به بداء و تقیه می باشند 46
- اشاره 52
- فصل پنجم: اقوال علمای اسلام (شیعه و سنی) در مسئله بداء 52
- اختلاف کلمات علما در مسئله آجال 75
- اشاره 78
- فصل ششم: روایاتی که در مسئله بداء وارد شده 78
- روایات اهل سنت در مسئله بداء 83
- اشاره 86
- فصل هفتم: توجیه علما در نسبت بداء به خداوند 86
- توجیه اول 87
- اشاره 87
- فرمایش محمد رفیع بن مؤمن گیلانی 90
- توجیه دوم 96
- توجیه سوم 98
- فصل هشتم: روایات پیرامون امامت امام حسن عسکری علیه السلام 106
- اشاره 106
- مقدمه اول 118
- مقدمه دوم 120
- اشاره 126
- خاتمه 126
- پاسخ نظریه تفویض 128
- پاسخ نظریه جبر 129
- اشاره 134
- یادنامه شهید سید محمّدحسین بنی سعید لنگرودی 134
- خصوصیات اخلاقی شهید سید محمد حسین بنی سعید 141
- مطلب اول: مرا در کودکی و نوجوانی به چنین فرزند شهیدی بشارت داده بودند 142
- مطلب دوم: ندای حق در مستجار 143
- مطلب پنجم 145
- مطلب سوم 145
- مطلب چهارم 145
- مطلب ششم 146
- مطلب هفتم 147
- فهرست منابع 148
مرحوم مجلسی قدس سره در جلد دوازدهم «بحار الانوار» (طبع کمپانی) راجع به امامت امام حسن عسکری علیه السلام روایاتی نقل کرده اند که بعضی از آنها دلالت بر بداء، و برخی اشاره به آن دارد. در این فصل این روایات را نقل کرده و به شرح آن می پردازیم.
1. محمد بن حسن، در «بصائر الدرجات»(1) از عبد الله بن
مروان انباری روایت کرده که گفت: موقعی که ابو جعفر فرزند امام دهم علیه السلام از دنیا رفت من حاضر بودم که امام دهم علیه السلام تشریف آوردند، برای ایشان کرسی گذاردند و حضرت روی آن نشستند در حالی که حضرت امام حسن عسکری علیه السلام کناری ایستاده بود. پس از فراغت از کار ابو جعفر به طرف امام حسن عسکری علیه السلام التفات فرموده و گفتند: فرزندم، شکر خدا را بجا آور که امری را (امامت) برای تو حادث کرد.(2)
1- . بصائر الدرجات، ج1، ص 472.
2- . بحارالانوار، ج 50، ص240، روایت6، باب :2 «بصائر الدرجات، الْحُسَیْنُ بْنُ مُحَمَّد، عَنِالْمُعَلَّی بْنِ مُحَمَّد،عَنْ أَحْمَدَبْنِ مُحَمَّدِبْنِ عَبْدِ اللَّهِ، عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحُسَیْنِ، عَنْ عَلِیِّ بْنِعَبْدِاللَّهِ بْنِ مَرْوَانَ الاَْنْبَارِیِّ قَالَ:کُنْتُ حَاضِراًعِنْدَمُضِیِّ أَبِی جَعْفَرِبْنِ أَبِی الْحَسَنِ علیه السلام فَجَاءَأَبُو الْحَسَنِ فَوُضِعَ لَهُ کُرْسِی فَجَلَسَ عَلَیْهِ وَ أَبُو مُحَمَّد قَائِمٌ فِی نَاحِیَه؛ فَلَمَّا فَرَغَ مِنْ أَبِیجَعْفَر الْتَفَتَ أَبُو الْحَسَنِ اِلَی أَبِی مُحَمَّد فَقَالَ: یَا بُنَیَّ أَحْدِثْ لِلَّهِ شُکْراً فَقَدْ أَحْدَثَ فِیکَ أَمْراً».