عریضه نویسی به اهل بیت علیهم السلام صفحه 115

صفحه 115

باید بیایی من به لبخندت

محتاج هستم ای پر از شادی

من مثل یک ویرانه، ویرانم

اما تو سر سبزی، تو آبادی

وقتی بیایی با تو . . . امّا حیف

حرفم زیاد و واژه هایم کم

وقتی بیایی می شوم باران

همراه گریه با تو می خندم

موعود دلها

سعیده شمس

سلام ای آخرین امید مادر

سلام ای وارث غم های حیدر

کجایی آشنای نیمه شب ها

غریب هر سحر، موعود دل ها

بگو با ما ز بدر و فتح خیبر

غدیر و ذوالفقار و دست حیدر

بگو راز احد، خون جگرها

بگو از قلب و سینه، این سپرها

بگو دستی که دستان خدا بود

ید بیضای ختم انبیا بود

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه