- مقدمه ناشر 1
- توسل 3
- تعریف توسل 3
- توسل در لغت 3
- تعریف توسل 3
- فتوا های وهابیان 4
- توسل در اصطلاح 4
- فلسفه توسل 5
- توسل از دیدگاه قرآن 7
- عالم مظهر خداست 12
- ولیّ کامل، وجه خدا 13
- تأثیر دعای پیامبرصلی الله علیه وآله 14
- 1 - توسل به خدا، به ذات و اسماء و صفاتش 16
- انواع توسل 16
- موارد اتفاق بر جواز 16
- 2 - توسل به طاعت و ایمان 17
- 3 - توسل به قرآن کریم 18
- 5 - توسل به آثار پیامبرصلی الله علیه وآله در زمان حیات 19
- 6 - توسل به دعای پیامبرصلی الله علیه وآله در حال حیات 20
- 8 - توسل به انبیا و اولیا در حیاتشان 21
- موارد اتفاق بر عدم جواز 22
- 1 - توسّل به طاغوت: خداوند متعال می فرماید: 22
- موارد اختلاف 22
- موارد اتفاق بر عدم جواز 22
- 2 - توسل به بتان: خداوند می فرماید: 22
- موارد اختلاف 22
- دلیل جواز و رجحان 23
- دیدگاه علمای اهل سنّت 27
- 2 - توسل به دعای پیامبرصلی الله علیه وآله در حیات برزخی 30
- دلیل جواز و رجحان 30
- منع از توسل، از بدعت های امویان 32
- کلمات اهل سنّت درباره توسّل 34
- پاسخ به شبهات 36
- پاسخ به شبهات 36
- 1 - اسمای الهی، تنها وسیله 37
- پاسخ 37
- 3 - ابراهیم و ردّ وسیله 39
- 2 - تنها وسیله، طاعات و اعمال صالح 39
- پاسخ 39
- پاسخ 40
- دو نوع وسیله 40
- اشاره به توسل در شعائر دینی 44
- خلقت از طریق وسائط 49
- خلقت از طریق وسائط 49
- 1 - گرفتن جان 50
- 2 - واسطه در روزی رساندن 51
- سلسله کتاب های پیرامون وهابیت 56
1- 100. سوره بقره، آیه 125.
2- 101. سوره بقره، آیه 158.
انجام دهند].» و هرگز اعمال بی رویّه مشرکان، که بت هایی بر این دو کوه نصب کرده بودند، از موقعیّت این دو مکان مقدس نمی کاهد. در سبب نام گذاری این دو کوه به صفا و مروه گفته اند که چون حضرت آدم علیه السلام بر کوه صفا قرار گرفت آن را صفا نامیده اند که برگرفته از لقب آدم صفی اللَّه است. و چون حضرت حوّاء بر کوه مروه فرود آمد آن را مروه نامیده اند که مشتق از مرأه؛ یعنی زن است.
انسان در سعی بین این دو کوه که یک عمل عبادی و واجب در ایام حج است، به یاد هاجر و فداکاری او برای تحصیل آب برای فرزندش اسماعیل می افتد. پس در این مورد عمل واجب عبادی از راه توجّه به اولیای الهی انجام گرفته است.
4 - در آیاتی از قرآن کریم به شخص پیامبرصلی الله علیه وآله قسم یاد شده، با این که سوگند به شخص در حقیقت واسطه قرار دادن و توسل به اوست و او را منشأ توفیق قرار دادن است. اینک به برخی از آیات در این باره اشاره می کنیم:
خداوند می فرماید: «لَعَمْرُکَ إِنَّهُمْ لَفِی سَکْرَتِهِمْ یَعْمَهُونَ»؛(1) «به جان تو سوگند، این ها در مستی خود سرگردانند.»
و نیز می فرماید: «لا أُقْسِمُ بِهذَا الْبَلَدِ * وَأَنْتَ حِلٌّ بِهذَا الْبَلَدِ» (2) «قسم به این شهر مقدس [مکه] شهری که تو در آن ساکنی.»
می دانیم که کلمه «لا» در آیه اول زائد است و قسم خوردن به شهر