- مقدمه 1
- شخصیت خاندان رسالت 3
- اشاره 7
- اشاره 13
- آیات مربوط به شفاعت چند گروهند 14
- پاسخ به یک پرسش 33
- بیانی از استاد علاّمه طباطبایی در پاسخ همان سؤال 35
- شفاعت های منفی و مثبت 37
- شفاعت های مردود 37
- شفاعت های مثبت 38
- اشاره 45
- اشاره 46
- آیه مودت در قربی 48
- سؤال یکم 55
- اشاره 55
- پاسخ 56
- پاسخ : 58
- سؤال دوم 58
- پاسخ 59
- سؤال سوم 59
- سؤال چهارم 65
- پاسخ 66
- پاسخ 72
- اشاره 72
- سؤال پنجم 72
- مفاد آیه 77
- سؤال ششم 78
- سؤال هفتم 83
- سؤال هشتم 86
- اشاره 90
- پرسش نخست: 91
- پرسش هایی پیرامون آیه 91
- سؤال دوم 97
- سؤال سوم 98
- سؤال چهارم 100
- اشاره 104
- یورش به خانه وحی 108
- جنایتکار عصر بنی امیه 110
- تعصب های ناروا 112
- پاسخ 113
- اشاره 120
- هیئت نمایندگی نجران در مدینه 124
- نمایندگان نجران با پیامبر مذاکره می کنند 127
- هیئت نمایندگی نجران از مباهله منصرف می شوند 131
- صورت صلحنامه ای که به امضای طرفین رسید 132
- بزرگ ترین سند فضیلت 133
- در پایان از تذکر چند نکته ناگزیریم: 134
- اشاره 141
- اشاره 142
- الهام و الکسیس کارل 147
- شهود و فلسفه برکسن 151
- غرور بیجا 151
- اشاره 153
- 1. وجود وحی در حیوانات 154
- 3. الهام به افراد 155
- 2. خواب های راستین 155
- 4. ارتباط با ارواح 156
- 5. روشن بینی و تله پاتی 157
- اشاره 159
- آیات گروه نخست 160
- پاسخ چند پرسش یا اعتراض 163
- اعتراض نخست 164
- این پندار از جهاتی مردود است 165
- سؤال دوم 169
- پاسخ 169
- سؤال سوم 171
- اشاره 178
- هدف آیه نخست 180
- تشریح آیه دوم 182
- تحلیل معنی آیه سوم 184
- تحلیل معنی آیه چهارم 185
- 1. آگاهی حضرت آدم از غیب 187
- اشاره 187
- 2. آگاهی های غیبی حضرت نوح 190
- 3. خبرهای غیبی یعقوب 192
- 4. خبرهای غیبی حضرت یوسف 194
- 6. خبرهای غیبی همسفر موسی 199
- 7. به مادر موسی الهام می شود 201
- 9. ابراهیم از آینده قوم لوط آگاه می گردد 204
- 10. آگاهی پیامبر اسلام از غیب 205
- 1. گنج های کسری را تصرف می کنید 209
- 3. علی جان! شقی ترین افراد تو را می کشد 210
- 4. ابی ذر تنها می میرد 211
- 5. عمار را گروه ستمگر می کشد 212
- 6. بر شتری سوار می شوی و با علی نبرد می کنی 213
- 7. علی، تو با گروه سه گانه نبرد می کنی 213
- 8. شیرویه خسرو را کشت 214
- 9. زبیر تو با علی ظالمانه می جنگی 214
- 10. دوازده نفر از آیین اسلام سرپرستی می کنند 215
- 11. بنی امیه بر جان و مال و دین مردم مسلط می شوند 216
- 1. شهر بصره غرق می شود 218
- اشاره 218
- 2. معاویه بر سرزمین عراق مسلط می گردد 219
- 3. ده نفر از خوارج جان به سلامت نمی برند و از یارانم ده نفر کشته نمی شود 220
- 5. اگر خوارج نبرد کنند، کشته می شوند 221
- 7. مروان بن حکم حکومت بسیار کوتاهی خواهد داشت 222
- 8. زنجی ها بر بصره مسلط می گردند 223
- 11. خدا انتقام خود را می کشد 225
- 12. زخمی ها از روی کشته ها راه می روند 226
- 14. در اینجا فرزندم حسین کشته می شود 227
با آنان بازی کند، یعقوب فوراً گفت: (وَ أَخافُ أَنْ یَأْکُلَهُ الذِّئْب)(1)«از آن می ترسم که گرگ او را بخورد». او با این جمله از جنایت و اندیشه ناجوانمردانه برادران گزارش داد که اگر او را همراه آنها بفرستد، او را به سوی او باز نخواهند گردانید و به طور دروغ خواهند گفت که او را گرگ خورده است و جریان نیز همان طور شد و خبر تحقق پذیرفت و وقتی آنان با چنین دروغی به حضور پدر بار یافتند، در پاسخ آنان گفت:
(بَلْ سَوَّلَتْ لَکُمْ أَنْفُسُکُمْ)(2)
«این کاری است که ضمیرتان آن را برای شما زیبا جلوه داده است».
3. وقتی برادران یوسف با برادر تنی وی به مصر رفتند، برادر یوسف به اتهام دزدی بازداشت شد. برادران باور کردند که برادرشان به راستی دزدی کرده است; لذا پیش پدر باز گشتند و او را از علت بازداشت شدن برادر خود آگاه ساختند، ولی یعقوب روی آگاهی خاصی که داشت، فوراً آنان را در این نظر تخطئه کرد و گفت:
(بَلْ سَوَّلَتْ لَکُمْ أَنْفُسُکُمْ أَمْرا)(3)
«این نسبت واقعیت ندارد، ضمیر شما آن را حقیقت جلوه داده است».
4. یعقوب پس از سالیان درازی به فرزندان خود دستور می دهد که از یوسف و برادر او تحقیق کنند و می گوید:
(یا بَنِیَّ اذْهَبُوا فَتَحَسَّسُوا مِنْ یُوسُفَ وَ أَخیه)(4)
«فرزندانم، بروید از یوسف و برادر او تفحص کنید».7.
1- . یوسف، 13.
2- . یوسف، 18.
3- . یوسف، 83.
4- . یوسف، 87.