- انواع توسل 1
- واژه توسل (الوسیله) 1
- چکیده 1
- توسل در قرآن 1
- توسل در نزد اهل سنت 2
- توسل در مکتب اهل بیت 3
- نقد و بررسی روایت 3
- حضرت عایشه و حکم توسل به قبر نبی اکرم 4
- راهنمایی عثمان بن حنیف 4
- حضرت عمر و توسل به عموی پیامبر اکرم 4
- اشاره 4
- توسل به آثار اولیا در سیره اصحاب و تابعین 4
- توسل به قبر نبی اکرم 5
- توسل به باب الحوائج 5
- توسل در نزد مالک 5
- توسل به علی بن الحسین 5
- نقد و بررسی اقوال مخالفان توسل 6
- توسل نزد امام شافعی 6
- نقد و بررسی دیدگاه ابن تیمیه 6
- اشاره 7
- نقد و بررسی دیدگاه مراغی 7
- اقوال بعضی از دانشمندان اهل سنت 7
- جمع بندی 8
- رفع یک شبهه 8
- پاورقی 9
فرمان می دهد او را از جهنم بیرون آورد. آن گاه خدا می فرماید: آگاه باش، به عزت و جلالت خودم سوگند، اگر نبودند کسانی که مرا به حقشان قسم دادی، هر آینه بر مذلت و خواری ات در آتش می افزودم، ولی بر خودم حتم کرده ام هر بنده ای مرا به حق محمد و اهل بیتش قسم دهد و سعادت خویش را از من بخواهد، او را بیامرزم و از گناهی که بین من و اوست، درگذرم. اینک تو را آمرزیدم و از گناهت درگذشتم. آن گاه او را به بهشت می برند. [46] .
توسل به آثار اولیا در سیره اصحاب و تابعین
اشاره
علاوه بر نص آیات و روایات، توسل به اولیای الهی در سیره اصحاب و تابعین و مسلمانان جایگاه ویژه ای دارد. اصحاب در صدر اسلام و مسلمانان به تابعیت آنان، تاکنون همواره در مقام دعا و نیایش به انبیای عظام، اولیا و صلحای ارجمند و انسانهای الهی متوسل شده اند و مقربان و آبرومندان در پیشگاه الهی را وسیله قرار داده اند تا خداوند به احترام آنها دعایشان را مستجاب کند و حوایجشان را برآورده سازد. اکنون چند نمونه از این امر را می آوریم.
حضرت عایشه و حکم توسل به قبر نبی اکرم
پس از رحلت پیامبر گرامی اسلام(ص)، در مدینه قحطی شدیدی رخ داد و مردم از این قحطی به ستوه آمدند و این مسئله را پیش حضرت عایشه شکوه نمودند. او گفت: «انظروا الی قبر رسول الله فاجعلوا منه کواً الی السماء حتی لا یکون بینه و بین السماء سقف؛ به قبر پیامبر نگاه کنید و آن را دریچه ای به آسمان قرار دهید؛ به طوری که میان قبر و آسمان سقفی نباشد.» مردم چنین کردند و باران آمد؛ زمین سرسبز شد؛ شترها چنان فربه شدند که گویا می ترکیدند. آن سال را «عام الفتق»، سال گشاده، نامیدند. [47] .
حضرت عمر و توسل به عموی پیامبر اکرم
«عن انس بن مالک: ان عمر بن الخطاب کان اذا قحطوا استسقی بالعباس بن عبدالمطلب فقال: اللهم انا کنا نتوسل الیک بنبینا فستقنا و انا نتوسل الیک بعم نبینا فاسقنا قال: فیسقون؛ [48] . انس می گوید: عمر بن خطاب در خشکسالی با توسل به عباس بن عبدالمطلب از خدا طلب باران می کرد و می گفت: خدایا، ما همواره به وسیله پیامبرت به تو متوسل می شدیم و ما را سیراب می کردی. اینک به وسیله عموی پیامبرمان به تو متوسل می شویم؛ پس ما را سیراب کن. وی می گوید: آنان سیراب می شدند.» در روایت تاریخی دیگری، در سال رماده، هنگامی که قحطی به اوج رسید، عمر به وسیله عباس طلب باران نمود. خداوند نیز باران فرستاد و زمین سرسبز شد. در این هنگام عمر رو به مردم کرد و گفت: به خدا سوگند، عباس وسیله ما در پیشگاه خداست و مقامی در نزد خدا دارد. سال الام_ام وق_د تتابع جدبنا++ فسقی الغم_ام بغ_ره العباس ع_م النبی وصن_وا والده ال_ذی++ ورث النبی
بذک دون الناس احیی الاله به البلاد فاصبحت++ مخضره الاجناب بعد الیأس [49] . این حکایت تاریخی به ما نشان می دهد یکی از مصادیق «وسیله»، توسل به ذوات محترم و صاحب منزلت است که مایه تقرب به خداوندند. قسطانی می گوید: وقتی عمر به وسیله عباس طلب باران نمود، گفت: ای مردم، پیامبر خدا عباس را به دیده پدری می نگریست. از او پیروی کنید و او را وسیله خود به سوی خدا قرار دهید. این عمل اندیشه کسانی را باطل می کند که مطلق توسل و یا توسل به غیر پیامبر را تحریم کرده اند. [50] . رعینی در المواهب الجلیل جلد 4 صفحه 405 می نویسد: آنچه منع شده قسم به غیر خداست ولی تعظیم به آنها منع نشده است بلکه امر به تعظیم آنها شده است و تعظیم در حق انبیا و اولیا و ملائکه واجب گردانیده است چنانچه در صحیح بخاری در فضل عباس آمده است که عمر در زمان قحط از او توسل جسته است و فعل عمر که در دیدگاه صحابه انجام شده است و کسی هم منع نکرده است دلیل بر جواز توسل است.