توسل از نگاه فریقین صفحه 7

صفحه 7

اشاره

چنان که دانسته شد، ابن تیمیه اصل توسل را می پذیرد و از سوی دیگر توسل به غیر خدا را شرک می داند؛ زیرا قرآن، خواندن غیر خدا را منع نموده است: «فلا تدعو مع الله احداً». [64] بنابراین، توسل به ذات اولیای الهی و مقام و حرمت آنها حرام است. در پاسخ باید گفت: اولاً: طبق نظر شما خواندن غیر خدا شرک است. در این صورت، چگونه اعمال صالح و دعای پیامبر اکرم(ص) را نیز وسیله قرار می دهید؟ اگر خواندن غیر خدا شرک باشد، توسل به اعمال صالح و دعای پیامبر نیز شرک

به شمار می آید. بنابراین هر خواندن غیر خدا شرک نیست بلکه کسی غیر خدا را به عنوان معبود بخواند شرک خواهد بود. ثانیاً: معنای شرک بودن توسل به ذات اولیای الهی چیست؟ زیرا شرک این است که آدمی غیر خدا را در مقابل خدا مستقل بالذات بداند یا در صفات و افعال قائل به استقلال او شود یا غیر خدا را قابل پرستش بداند. اکنون چرا باید بگوییم متوسل شرک ورزیده است؟ مگر خالق جهان را دو تا پنداشته است که به اعتقاد توحیدی در خالقیت او لطمه ای بخورد؟ یا مدبر کارگردان را دو تا دانسته است تا توحید در ربوبیت او انکار شود؟ یا غیر خدا را پرستش نموده است تا توحید عبادت و پرستش او دستخوش اختلال گردد؟ وسیله قرار دادن ذات پیامبر اکرم(ص) یا به جاه آن حضرت توسل جستن، در هیچ کدام از انواع شرک داخل نیست.

اقوال بعضی از دانشمندان اهل سنت

در اینجا مناسب است بعضی از اقوال دانشمندان اهل سنت را ملاحظه کنیم: شیخ محمد الفقی می گوید: انبیا و رسل از همه برترند. اینان در پیشگاه خداوند عالم منزلت ویژه ای دارند: «ذلک فضل الله یؤتیه من یشاء والله ذوالفضل العظیم». [65] مردم در هنگام مشکلات به آنان مراجعه می کنند و آنان مستجاب الدعوه اند و جواز توسل به جاه و دعای آنها احادیث متواتر و اخبار مستفیض دارد. [66] . دکتر عبدالملک اسعدی می گوید: هنگامی که می گوییم: «اللهم انی توسلت الیک. بجاه فلان...» در جایز بودن آن خلافی نیست؛ زیرا مراد از جاه ذات نیست، بلکه مکان و مرتبه آن است. چون در قرآن درباره حضرت موسی آمده است: «کان عندالله وجیهاً» و در مورد

حضرت عیسی آمده است: «وجیهاً فی الدنیا و الاخره». [67] این را کسی انکار نمی کند؛ زیرا احتمال ندارد که نسبت تأثیر به «متوسل به» بدهد؛ زیرا او مقصود نیست، بلکه جاه و مکانت «متوسل به» نزد خدا مراد است. [68] . اما قصه استسقای عمر به عباس این است که عمر نگفت به عباس بن عبدالمطلب توسل می جوید، بلکه گفت: «بالعباس عم نبیک». وجاهت عباس از نبی اکرم(ص) بوده است و این خود اعترافی است که جاه نبی اکرم(ص) بعد از رحلت نیز همیشه باقی است، حتی به عباس، عموی آن حضرت هم سرایت کرده است. [69] . دانشمند دیگر اهل سنت، زرقانی، می گوید: به پیامبر توسل جویید و از خدا به جاهش سؤال کنید؛ چون این کار کوههای گناه را می ریزد؛ زیرا عظمت هیچ گناهی به برکت شفاعت و عظمت او نزد خدا نمی رسد و اگر کسی خلاف این معتقد شود، از این رحمت محروم خواهد ماند. [70] . وقتی ما سیره صحابه، تابعین و مسلمانان را می بینیم، روشن می شود که آنان بعد از رحلت آن حضرت، به قبر نبی اکرم(ص) می رفتند و دعا می کردند و رسول اکرم(ص) را وسیله قرار می دادند. این ادعای ابن تیمیه که می گوید: ما در صحابه، تابعین و تبع تابعین کسانی را نیافتیم که به قبر رسول توسل جسته باشند و نماز و دعا خوانده باشند، نادرست است. کسانی که از تاریخ اسلام بی خبرند و عموم مردم که غالباً با تاریخ اسلام و متون دینی و اعتقادی سروکار ندارند یا کسانی که غرض و مرض دارند، فوراً سخنان ابن تیمیه یا مانند او را می پذیرند. دانشمند برجسته اهل سنت، ذینی دحلان،

در سیره خود می نویسد: بعد از رحلت پیامبر اکرم(ص)، ابوبکر خطاب به پیامبر گفت: «اذکرنا یا محمد عند ربک ولنکن علی بالک.» [71] حضرت امیرالمؤمنین(ع) نیز به هنگام غسل دادن پیامبر اکرم(ص) خطاب به آن حضرت فرمود: «بابی انت و امی یا رسول الله لقد انقطع بموتک ما لم ینقطع بموت غیرک من النبوه والانباء واخبار السماء... بابی انت و امی اذکرنا عند ربک و جعلنا من بالک؛ [72] پدرم و مادرم فدای تو ای رسول خدا! با مرگ تو رشته ای پاره شد که در مرگ دیگران این گونه قطع نشد. با مرگ تو رشته پیامبری، فرود آمدن پیام و اخبار آسمانی گسست. پدرم و مادرم فدای تو! ما را در پیشگاه پروردگارت یاد کن و در خاطر نگه دار!» سمهودی به نقل از حافظ عبدالله محمد بن موسی بن النعمان، از علی(ع) نقل می کند که فرمود: سه روز بعد از رحلت رسول اکرم اعرابی ای آمد و خود را بر قبر نبی انداخت و خاک بر سر خود گرفت و گفت: تو گفتی و ما شنیدیم. آنچه را تو از خدا گرفتی، ما از تو گرفتیم و این (آیه) بر شما نازل شد: «ولو انهم اذ ظلموا انفسهم جاؤک فاستغفروا الله واستغفر لهم الرسول لوجدوا الله تواباً رحیماً». [73] اکنون من بر نفس خودم ظلم کردم و آمده ام تا تو برای من استغفار کنی. [74] مانند این، روایت دیگری در کتب تفسیری و حدیثی اهل سنت از عتبی نقل شده است، محی الدین نووی درالمجموع، جلد8 صفحه272، درباره آداب زیارت قبر نبی می نویسد: ابن عمر هرگاه از سفر بر می گشت داخل مسجد نبوی می شد و در نزد

قبر پیامبر اکرم(ص) می گفت: «السلام علیک یا رسول الله» و نیز از بیهقی نقل می کند: بعد از زیارت خانه خدا مستحب مؤکد است، به طرف مدینه برود به قبر نبی اکرم(ص) متوسل شود و بهترین کلام همان است که عتبی از اعرابی نقل کرده است: السلام علیک یا رسول الله سمعت یقول الله «وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوکَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحِیماً» و سپس گفته یا خیر من دفنت بالقاع اعظمه++ فطاب من طیبهن القاع والاکم نفس الفدا لقبر انت ساکنه++ فیه العفاف و فیه الجود والکرم همین واقعه را تعداد زیادی از دانشمندان اهل سنت من جمله ابن قدامه (متوفی620)، بهوتی (متوفی1051) ابن ابی الحدید، سبکی(متوفی756)، متقی هندی(متوفی975)، ابن کثیر، سیوطی، ثالعبی، دمیاطی در کتب خود نقل نموده اند. [75] . سمهودی می گوید: مقام استغفار رسول به علت موت او پایان نمی یابد، چون استغفار رسول خدا برای همه مومنان است. ما نمی پذیریم که رسول اکرم بعد از موت استغفار نمی کند؛ زیرا ثابت شده که پیامبر در برزخ زنده است و در روایات صحیح آمده است که اعمال بندگان خدمت رسول اکرم عرضه می شود و این کمال رحمت آن حضرت است که هر کسی نزد آن حضرت رود، او را محروم نکند. علما از این آیه اطلاق و عموم را فهمیده اند که هم در حال حیات و هم در حال ممات آن حضرت قابل استفاده است. این روایت چنان مشهور است که همه مصنفان در کتابهای خود نقل نموده اند. ابن عساکر در تاریخ خود و ابن جوزی در مشیرالغرام الساکن آن را نقل کرده اند. [76] . توسل به پیامبر اکرم(ص) بعد از رحلت آن حضرت،

سیره مستمر اصحاب و مسلمانان بوده است. حال چگونه ابن تیمیه می گوید هیچ کس از اصحاب و تابعان توسل نکرده است؟ او سیره مسلمین را نادیده گرفته و فتوای کفر و قتل داده و عالم اسلام را به علت افتراق درونی و همین فتواها دشمن یکدیگر ساخته است.

نقد و بررسی دیدگاه مراغی

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه