- دیباچه 1
- مقدمه مؤلف 3
- درآمد 7
- فصل اوّل: توسّل 12
- توسّل در لغت 12
- اشاره 14
- انواع توسّل 14
- اشاره 23
- اشکال اول: دستور پیامبر (ص) عام نیست 23
- پاسخ 24
- البانی و تجویز توسّل به پیامبر (ص) 26
- اشاره 28
- اشکال دوم: حقیقت توسل به دعای پیامبر (ص) برمیگردد نه به شخص او 28
- پاسخ 29
- اشکال سوم: توسل به معنای تبرک و دعاست 37
- اشاره 37
- پاسخ 38
- توسل از دیدگاه شوکانی 39
- اشاره 45
- توسل، مبحثی غیر اعتقادی 45
- سخن صالح فوزان 51
- اشاره 51
- پاسخ 52
- سخن ابوبکر جزایری 58
- اشاره 58
- پاسخ 58
- سخن صالح عثیمین 59
- اشاره 59
- پاسخ 60
- اشاره 63
- کلام فقها در استحباب زیارت 63
- فصل دوم: زیارت 63
- ١. دلیل قرآنی 72
- اشاره 72
- اشکال عثیمین و پاسخ آن 78
- اشاره 85
- ٢. دلایل روایی 85
- نکته 86
- حکایت 88
- ٣. اجماع 90
- اشاره 93
- مفهوم حدیث «لا تُشَدُّ الرّحال. . .» ، دلیل بر استحباب زیارت 93
- اشاره 96
- دلیل اول: لزوم همجنس بودن مستثنی با مستثنیمنه 96
- نکته 100
- اشاره 102
- دلیل دوم: مستثنیمنه بودن «مکان» در حدیث «لاتشد الرحال. . .» 102
- دلیل سوم: عدم دلالت نهی در حدیث بر تحریم 105
- نکته 105
- روایت اول: شعر ابوطالب در توسل به پیامبر (ص) 114
- فصل سوم: بررسی احادیث توسل 114
- روایت دوم: توسل عمر به عباس، عموی پیامبر (ص) 116
- روایت سوم: حدیث عثمانبنحنیف در توسل به پیامبر (ص) 120
- روایت چهارم: کلام پیامبر (ص) به هنگام دفن فاطمه بنت اسد 138
- روایت پنجم: روایت عرض اعمال بر پیامبر (ص) 148
- اشاره 164
- اشاره 175
- بحثی در جرح و تعدیل عطیه عوفی 175
- نظر ابنمعین 198
- نظر ابوبکر بزّار 206
- نظر ابن شاهین 206
- نظر ابوحاتم رازی 207
- نظر یحیی بن سعید قطان 207
- نظر ابن خزیمه 207
- نظر امام ابو عیسی ترمذی 209
- روایت هفتم: حدیث رجال الغیب 222
- روایت هشتم: ماجرای ابوایوب انصاری با مروان 228
- روایت نهم: دعای صبح و شام رسول خدا (ص) 232
- روایت دهم: توسل آدم (ع) به پیامبر (ص) 233
- روایت اول: راهکار عائشه برای خشکسالی مدینه 241
- فصل چهارم: احادیث توسل صحابه به رسول خدا (ص) 241
- روایت دوم: توسل برای رفع خشکسالی در زمان عمَر 251
- اشاره 251
- بحثی در توثیق مالک الدار 255
- اشاره 255
- شیوه اول 255
- شیوه دوم 256
- شیوه سوم 259
- شیوه چهارم 261
- فصل پنجم: بررسی احادیث زیارت 271
- حدیث اول: شفاعت برای زائر قبر پیامبر (ص) 271
- اشاره 271
- بحثی در توثیق موسی بن هلال 272
- بیان شرح حال عبدالله بن عمر عُمری 298
- حدیث دوم: عدم تفاوت زیارت پیامبر (ص) در زمان حیات و پس از مرگ 313
- حدیث سوم: پیامبر (ص) شفیع و شاهد زائر در قیامت 319
- حدیث چهارم: پاداش زائر قبر پیامبر (ص) در قیامت 322
- حدیث پنجم: عدم تفاوت حیات و ممات در زیارت 325
- حدیث ششم: پاداش زیارت 330
- حدیث هفتم: شنیدن صدای زائر از سوی پیامبر (ص) 332
- حدیث هشتم: پاسخ پیامبر (ص) به سلام زائر 338
- حدیث نهم: پاسخ پیامبر (ص) به سلام حضرت عیسی (ع) 339
- حدیث دهم: جواز بار سفر بستن برای مسجدالنبی 345
در نتیجه، توثیق ابنسعد درباره عطیه عوفی باید پذیرفته شود و راه گریزی از آن وجود ندارد.
نظر ابنمعین
یحیی بن مَعین، پیشوای جرح و تعدیل، عطیه را توثیق کرده است و این موضوع چندین بار از او نقل شده است. در «سؤالات الدوری» (1)آمده است که به یحیی گفته شد: «روایت عطیه، چگونه روایتی است؟» پاسخ داد: «پذیرفتنی است»(2)
1- سؤالات الدوری، ج٢، ص۴٠٧.
2- صاحب «الکشف والتبیین» در ص٣٨ درباره گفته ابن مَعین درباره عطیه عوفی میگوید: «سخن ابن معین در «تاریخ الدوری» که گفته عطیه، فردی صالح است، نوعی تضعیف درباره عطیه است، چنانکه نظیر آن را حافظ در «هدی الساری» ص۶١٧ بیان کرده است» . پاسخ این است که: یک - گوینده این جمله، ابنحبان است نه حافظ و این واقعیت برای کسیکه در «هدی الساری» ص۴١٧ در بیان شرح حال عبدالرحمان بن سلیمان، معروف به «ابنغسیل» بنگرد، به خوبی آشکار است. واضحتر از آن این است که همین مطلب را در «المجروحین» ابنحبان، ج٢، ص۵٧ ملاحظه میکنید. دو - در قواعد حدیثشناسی ثابت شد که هرگاه منتقد از وضعیت حدیثِ شخصی بپرسد و پاسخدهنده بگوید: صالح است، این جمله حاکی از تعدیل آن فرد است، بدین سان، راوی با این گفته، موثق تلقی میشود؛ زیرا صالح الحدیث است؛ ولی مفهوم این جمله آن نیست که در درجه بالای توثیق قرار دارد؛ بلکه حدیث فردی نظیر او، حَسَن است. اگر بگویید که جمله «عطیه» فردی «صالح» است را میتوان از این جهت که ایرادی به شمار نمیآید، پذیرفت؛ اما نسبت به درجه بالای توثیق، تضعیف تلقی میشود، در حقیقت شما این عبارت را نسبت به انواع دیگری از عبارات، تضعیف میدانید با اینکه این سخن گفتهای نسبی است، نه مطلقاً چنین است؛ اما اگر جمله ابن مَعین را ایراد به شمار آورید، از عبارت وی فهمی نادرست داشتهاید و سخنی نسنجیده گفته شده است. سه - حافظ ابن قطان سجلماسی که خود، از جمله پیشوایان و اساتید بزرگ است، فهمی صحیح از جمله ابنمعین بیان کرده است و در کتاب «نصب الرایة» ، ج۴، ص۶٨ گفته است: «عطیه عوفی تضعیف شده است و ابن معین درباره او گفته است: «حدیث عطیه پذیرفتنی است» ، بنابراین حدیث وی حَسَن است» . ملاحظه کنید که حافظ ابن قطان، با اعتماد به گفته ابن معین که حدیث عطیه را صالح و پذیرفتنی دانسته در کتاب «نصب الرایة» حدیث عطیه را حَسَن دانسته است. هیثمی یکی دیگر از حافظان متأخر، در «مجمع الزوائد» ج٢، ص٣١۴ به توثیق ابن معین استناد کرده است چنانکه در جایی دیگر از همین کتاب، ج١٠، ص٣٧١ حدیث عطیه را حَسَن میداند.