پاسخ به پندارهای توسل صفحه 68

صفحه 68

تدبیر جهان پرداخت، او خداوند) رحمان است؛ از او بخواه که از همه چیز آگاه است. (فرقان: 59) و نیز آیه سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ. (معارج: 1) (1)

در سؤال «استعطائی» هرگز «باء» بر سر مفعول نمی‌آید؛ مگر بر سر کسی که به آن توسل جسته می‌شود. در این باره دعاهای نقل شده بسیارند. (2) وانگهی نمی‌توان تصور کرد که باء در اینجا بر سر مفعول دوم

آمده است؛ زیرا چنین تصوری باطل و خروج از قواعد نحوی است. معنای کلمه «حق» اجابت کردن نیست؛ بلکه آن چیزی است که انسان‌های درخواست کننده و متضرع، از فضل خداوند استحقاق دارند. (3)

پس اینکه «بحق السائلین» را سؤالی از روی هذیان بدانیم، به ویژه باتوجه به عطفی که در حدیث به این عبارت وجود دارد (4) و نیز بگوییم در سیاق حدیث عبارتی نیست که در آن خواسته‌ای دیده شود، همه این سخنان بسیار خنده‌دار و موجب شگفتی و حیرت است؛ زیرا در روایت آمده که «أن تُعیذَنی مِنَ النّار». وقتی یک فعل برای تأکید تکرار می‌شود، مفعول یکی از این افعال برای هر دو فعل منظور می‌شود. حتی اگر تکرار افعال از روی تأکید

1- قرطبی می‌گوید: حرف باء می‌تواند به معنای «عن» باشد. سوال نیز به معنای دعاست؛ یعنی دعا کردن برای نزول عذاب خداوند. این معنا را ابن‌عباس و دیگران گفته‌اند. ج 18، ص 287. ابن‌کثیر می‌گوید: معنا این است که فرد درخواست کننده، طلب نزول سریع‌تر عذاب را مطرح کرد. سپس می‌گوید: نسائی درباره این آیه چنین گفته است: منظور، نضر بن حارث است. این مطلب را عوفی از ابن‌عباس نقل می‌کند. این درخواست عذاب خداوند است؛ حال آنکه بر آنان فرود آمده است. مختصر ابن‌کثیر، ج 3، ص 547.

2- ابوداود روایت می‌کند: از عایشه نقل می‌شود که وقتی رسول خدا ص شب هنگام از خواب بیدار می‌شد، این عبارت را می‌گفت: «لا إلهَ إلّا أنتَ سُبحانَکَ اللّهُمَّ استَغفِرُکَ لِذَنبی وَ أسألُکَ رَحمَتَکَ اللّهُمَّ زِدنی عِلماً وَ لاتُزِغ قَلبی بَعدَ إذ هَدَیتَنی وَهَب لِی مِن لَدُنکَ رَحمَةً إنَّکَ أنتَ الوَهّاب».

روایت دیگر در این زمینه را ابوداود و نسائی از ابوموسی اشعری نقل می‌کنند که وقتی پیامبر ص از قومی بیم داشت، چنین دعا می‌فرمود: «اللّهُمَّ إنّا نَجعَلُکَ فی نُحورِهِم وَنَعُوذُ بِکَ مِن شُرُورِهِم». ترمذی نیز روایتی حسن نقل می‌کند که معاذ بن جبل از پیامبر ص نقل می‌کند که می‌فرمود: «اللّهُمَّ اکفِنِی بِحلالِکَ عَن حَرامِکَ وَ اغنِنی بِفَضلِکَ عَمَّن سِواک».

3- در گذشته به این معنا اشاره کردیم. شیخ علی می‌گوید: این کرامت همان چیزی است که خداوند به اصحاب غار [سه تن که صخره‌ای در غار را به رویشان بست و آنها با دعا و بیان یکی از اعمال صالح خود، از خدا طلب گشایش کردند] عطا فرمود. آنان به کرامت اعمال صالح خود متوسل شدند. توسل آنها به اعمالی بود که در گذشته انجام داده بودند، نه اعمالی که در غار انجام دادند. الهدایه، ص 76.

4- متن کامل حدیث این‌گونه است: «حدثنا محمد بن سعید بن یزید بن إبراهیم التستری، ثنا الفضل بن الموفق أبو الجهم، ثنا فضیل بن مرزوق، عن عطیة، عن ابی‌سعید الخدری، قال: قال رسول الله مَن خَرَجَ مِن بَیتِهِ إلَی الصَّلاةِ فَقال: اللّهُمَّ إنِّی أسألُکَ بِحَقِّ السّائلِینَ عَلَیکَ، وَأسألُکَ بِحَقِّ مَمشای هذا. فَإنّی لَم أخرُج أشَراً وَلا بَطَراً وَلا ریاءً ولا سُمعَةً. وَخَرَجتُ اتّقاءَ سَخَطِکَ وَابتِغاءَ مَرضاتِکَ. فَأسألُکَ أن تُعیذَنی مِنَ النّارِ وَأن تَغفِرَ لِی ذُنُوبی. إنَّه لا یغفِرُ الذُّنُوبَ إلّا أنتَ أقبَلَ اللهُ عَلَیهِ بِوَجهِهِ، وَاستَغفَرَ لَهُ سَبعُونَ ألفَ مَلَکٍ». سنن ابن‌ماجه، محمد بن یزید قزوینی، ج 1، ص 256.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه