- دیباچه 1
- زندگینامه محمد زاهد کوثری 4
- اشاره 4
- محمد زاهد کوثری از زبان برخی معاصرانش 6
- تألیفات 9
- اشاره 12
- تألیفات، مقدمهها، تعلیقهها و مقالههای مرحوم کوثری 12
- بخش اول 13
- بخش دوم 16
- مقالات 22
- مقدمهها و تعلیقههای شیخ محمد زاهد کوثری 22
- مقدمه 23
- فصل اول: ادله جواز توسل 24
- اشاره 24
- قرآن 26
- روایات 28
- دلایل عقلی 33
- فصل دوم: نگاهی تفصیلی به روایات جواز توسل 42
- اشاره 42
- دلالت حدیث 67
- فصل سوم: ادله جواز استغاثه 70
- خاتمه 76
- اشاره 76
- توسل نکوهیده از نگاه امام ابوحنیفه 78
- کتابنامه 86
دانش دین وجود ندارد و قله بالاتری نیست که دانشمند خود را به آن برساند. ایشان مصداق روایت «دانشمندان میراثداران پیامبران میباشند» (1) بود.
وی این وراثت را برای خود مایه شرافت نمیدانست که به مردم فخرفروشی کند و بر آنان چیره شود؛ بلکه این وراثت را جهاد برای تبلیغ اسلام، بیان حقایق آن و زدودن غبار پندارهای نادرست از جوهره دین میدانست، تا این دین را روشن و ناب به مردم معرفی نماید و مردم نیز در پرتو نور آن زندگی کنند و هدایت شوند. به اقتضای این میراثداری، دانشمند و عالم دینی باید همچون پیامبران و رسولان به مجاهدت بپردازد و در سختیها و دشواریها نیز همچون آن بزرگان، صبور و بردبار باشد. عالم باید همچون پیامبران ناگواریهایی را که دعوتشوندگان به حق و هدایت بر وی تحمیل میکنند، بر خود هموار نماید. پس این میراث پیامبران، فقط برای کسی که حق آن را به خوبی ادا کند و به مقتضیات آن عمل نماید، شرافتآور است. امام کوثری نیز اینگونه بود. این دانشمند بزرگوار، نه پیرو مذهبی جدید و نه مبلغ امری نوپیدا و نه از شمار کسانی بود که مردم آنها را مجدّد میخوانند؛ بلکه ایشان از چنین افرادی بیزار بود و به جای اینکه بدعتآور باشد، پیرو بود. اما با این حال، ایشان مجدّد به معنای واقعی کلمه بود. چون نوگرایی برخلاف تصور مردم، کنار گذاشتن همه چیز و رد کردن عهد نبوت نیست؛ بلکه
1- «العُلَماءُ وَرَثَةُ الانبِیاء».