پاسخ به پندارهای توسل صفحه 71

صفحه 71

در اینجا شایسته است مقداری درباره استغاثه و استعانه نیز توضیح دهیم؛ هرچند همه در یک راستا هستند.

در حدیث شفاعت که بخاری نقل کرده، آمده است که مردم در روز قیامت به حضرت آدم، سپس موسی و به حضرت محمد (ص) متوسل می‌شوند. (1) این روایت بر جواز استغاثه در توسل دلالت دارد.

برخی در اثبات نادرستی استغاثه، به حدیثی استناد می‌کنند که طبرانی نقل می‌کند. در این حدیث عبارت «لایستَغاث بی» آمده است. خدشه‌ای که به این سند وارد است، وجود «ابن‌لهیعة» در سلسله سند آن است که شرح حال این راوی را در «الاشفاق» (2) بیان کرده‌ایم. بنابراین،

1- استغاثه یعنی درخواست غوث و کمک. در قرآن کریم این واژه به کار رفته است: فَاسْتَغاثَهُ الَّذی مِنْ شیعَتِهِ عَلَی الَّذی مِنْ عَدُوِّه؛ «آن که از پیروان او بود، در برابر دشمنش از وی تقاضای کمک نمود». قصص: 15 قرطبی در تفسیر خود استغاثه را این‌گونه معنا می‌کند: یعنی درخواست کمک و یاری کرد. آیه پنجم سوره حمد «ایاک نستعین» نیز یعنی یاری، کمک و توفیق را از تو طلب می‌کنیم. قرطبی، ج 1، ص 145. رسول خدا می‌فرماید: «إنَّ الشَّمسَ تَدنُو یومَ القیامَةِ حَتّی یبلُغَ العَرَقُ نِصفَ الاذُن ... فَبَیناهُم کَذلِکَ استَغاثُوا بِآدَمَ ثُمَّ بِمُوسی ثُمِ بِمُحَمَّدٍ فیشفَعُ لِیقضی بَینَ الخَلقِ». بخاری این روایت را به طور کامل در کتاب «زکات» آورده است. فتح الباری، ج 3، ص 338. شیخ حسن سقاف در این باره می‌گوید: این روایت تصریح دارد بر جواز استغاثه به غیر خداوند، در امری که گشایش در آن فقط به دست خداست. همه ما باور داریم که رسول خدا ص بنده‌ای از بندگان خداست و در روز قیامت، ملک در دست ایشان نیست؛ زیرا خداوند می‌فرماید: لِمَنِ الْمُلْکُ الْیوْمَ لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّار؛ «حکومت امروز برای کیست؟ برای خداوند یکتای قهّار است!» غافر: 16 استغاثه مردم در روز قیامت که مرز میان شرک و ایمان آشکار است، به ویژه استغاثه از حضرت آدم که می‌داند نمی‌تواند این کار را بکند و نیز به پیامبران پس از ایشان، از بزرگ‌ترین، قاطع‌ترین و درست‌ترین دلایل جواز استغاثه به غیر خداوند است. حتی اگر در استغاثه، کسی که استغاثه می‌کند، سودی نبرد. بنابراین برخلاف گمان برخی، این استغاثه شرک یا کفر به شمار نمی‌رود؛ بلکه این عمل نزد خداوند و جایی که همه مخلوقات نظاره‌گر هستند، حقیقت دارد. الإغاثة بأدلة الاستعانة، صص 11 و 12.

اگر ما بر این باوریم که پیامبران در قبرهای خود زنده هستند- که سخنی حق است- و هم‌چنین آنان کرامتی که در این دنیا داشته‌اند، پس از مرگ نیز همراه آنان است، پس استغاثه به آنان چه مانعی دارد؟ زیرا استغاثه یعنی درخواست کمک از کسی که توانایی کمک‌رسانی دارد. این عمل به معنای درخواست دعا از کسی است که مالک دعاست [یعنی خداوند]. بنابراین با گفتن «ای خدا! به جاه و منزلت پیامبر ص به من کمک کن» هیچ خدشه‌ای به ایمان و باور ما وارد نمی‌آید. بزار از ابن‌عباس نقل می‌کند که رسول خدا فرمودند: «إنّ للهِ مَلائِکَةً فی الأرضِ یکتُبُونَ ما یسقُطُ مِن وَرَقِ الشَّجَرِ فَإذا اصابَت احَدُکُم عَرجَة- بأرضِ فَلاةٍ- فینادِ یا عِبادَ اللهِ أعینُونی» ابن‌حجر این روایت را حسن دانسته است. شرح الاذکار، ابن‌علان الصدیقی، ج 5، ص 151. سخاوی در شرح «الابتهاج» نیز این روایت را حسن می‌داند. هیثمی در مجمع الزوائد، ج 10، ص 132 نیز می‌گوید: رجال این حدیث ثقه هستند. ابن‌تیمیه این حدیث را در الکلم الطیب نقل می‌کند. بنابراین ابن‌تیمیه نیز این روایت را نیکو می‌دانسته که در الکلم الطیب نقل کرده است. شیخ ناصر در تعلیق بر آن می‌نویسد: روایت ضعیف است. وی در جای دیگر می‌گوید: این روایت حسن است و روایت را موقوف بر ابن‌عباس می‌داند. سپس می‌افزاید: شاید او این روایت را از اهل کتاب اقتباس کرده باشد.

به راستی آیا می‌توان چنین گمانی به ابن‌عباس داشت که شرک را از اهل کتاب بگیرد و برای امت اسلام روایت کند؟ آن‌گاه علمای مسلمان و در رأس آن، احمد بن حنبل نیز آن را بپذیرند و به آن عمل کنند؟!

طبرانی و ابو یعلی در مسند و نیز ابن‌سنی در «عمل الیوم واللیله» از عبدالله بن مسعود نقل می‌کنند که رسول خدا ص فرمود: «اذا انفَلَتَت دابّة أحَدکُم بِأرضِ فَلاةٍ فَلینادِ یا عَبدَالله احبِسُوا عَلَی یا عَبدَالله احبِسُوا عَلَی فَإنَّ للهِ فی الأرضِ حاضِراً سَیحبسُهُ عَلَیکُم». در روایت دیگری که طبرانی در «المعجم الکبیر» نقل کرده آمده است: «إذا أضَلَّ أحَدکُم شَیئاً أو أرادَ أحَدکُم غَوثاً وَ هُوَ بِأرضٍ لَیسَ بِها أنیسٌ فَلیقُل یا عِبادَاللهِ أغیثُونی فَإنَّ للهِ عباداً لا نَراهُم». طبرانی پس از نقل این حدیث می‌گوید این امر تجربه شده است. امام نووی به نقل از برخی شیوخ خود نیز همین مطلب را می‌آورد. ر. ک: المنتقی المختار من کتاب الأذکار، شیخ محمد علی صابونی، ص 208. همچنین ر. ک: إتحاف الأذکیاء، صص 29- 31.

2- الاشفاق علی احکام الطلاق فی الرد علی «نظام الطلاق» للقاضی احمد شاکر. نویسنده کتاب «نظام الطلاق» پس از نگاشتن این اثر [که در آن نسبت به احکام طلاق در اسلام شبهاتی مطرح کرده است]، به دانش حدیث روی می‌آورد و پس از اهتمام فراوان به احادیث رسول گرامی اسلام، یکی از حدیث‌شناسان برجسته می‌شود. به این ترتیب از گفته‌های کتابش روی گردانده است.

طبرانی از عبادة بن صامت نقل می‌کند که در زمان پیامبر ص منافقی مؤمنان را آزار می‌داد. ابوبکر خطاب به دیگران گفت بلند شوید برویم نزد پیامبر ص و از ایشان کمک بخواهیم. رسول خدا فرمود: «أنَّهُ لایستَغاثُ بی وَ إنَّما یستَغاثُ بِالله»؛ «باید از خدا کمک خواست نه از من». شیخ عبدالله الصدیق می‌گوید این حدیث در واقع درصدد بیان ناروایی استغاثه در اموری است که فرد توان آن را ندارد؛ همان‌گونه که ابن‌تیمیه نیز بیان کرده است.

اما همان‌گونه که در کتاب «الرد المحکم المتین» نیز بیان کرده‌ام، این روایت ضعیف است.

شیخ ابوحامد می‌گوید: بنابر فرض صحیح بودن حدیث، در دلالت آن دو معنا احتمال دارد:

اول: پیامبر ص به دستور خداوند حکم کرده بود که احکام مسلمانی بر منافقان نیز جاری است. از سوی دیگر ادب درخواست کردن اقتضا می‌کند انسان چیزی را درخواست کند که طرف مقابل توان انجامش را داشته باشد؛ چنان‌که در درخواست از خداوند نیز چیزی را طلب می‌کنیم که در حوزه قدرت ذات باری تعالی باشد. بنابراین نباید از پیامبر ص درخواستی کرد که او نمی‌تواند به آن پاسخ دهد.

دوم: فرمایش پیامبر ص از جهت توجه دادن افراد به فاعل حقیقی است؛ همان‌گونه که می‌فرماید: «ما أنَا حَمَلتُکُم وَلکِنَّ اللهَ حَمَلَکُم» [من به شما مرکب ندادم؛ بلکه خداوند به شما مرکب عطا کرد و شما را بر شتر سوار کرد]. در واقع رسول اکرم می‌فرماید که حتی وقتی از من طلب یاری شود، در واقع خداوند است که مورد استغاثه قرار می‌گیرد. در سنت و احادیث، مانند این روایت را فراوان می‌بینیم که رسول خدا در صدد بیان حقیقت امر هستند. قرآن نیز وقتی می‌فرماید: ادْخُلُوا الْجَنَّةَ بِما کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ؛ «وارد بهشت شوید به خاطر اعمالی که انجام می‌دادید!» نحل: 32 عمل انسان را به اکتساب کننده آن پیوند داده است. اما پیامبر ص می‌فرماید: «لَن یدخِلَ أحَداً مِنکُم الجَنَّةَ عَمَلُه»؛ «هیچ یک از شما را اعمالش به بهشت نمی‌برد». شیخ ابوحامد در ادامه می‌گوید: به طور کلی لفظ «استغاثه» نسبت به کسی که از او یاری می‌خواهیم، در واقع یا از روی خلق و ایجاد و یا از روی تسبب و کسب می‌باشد. چنین مسئله‌ای نیز پذیرفته شده و در لغت و نیز در شریعت امری جایز است. براءة الحنیفیین، صص 269 و 270 با دخل و تصرف.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه