پاسخ به پندارهای توسل صفحه 77

صفحه 77

سیره امت اسلامی بر این بوده که به مردگان متوسل می‌شدند و به زیارت قبور می‌رفتند تا اینکه ابن‌تیمیه بدعت نهاد و این سیره را انکار کرد. اهل علم نیز نیرنگ او را با گرفتن جانش پاسخ دادند؛ اما فتنه او از سوی جاهلان ادامه یافته است.

«آلوسی» و فرزندش که در تفسیر پدر دخل و تصرف کرده، دچار برخی اشتباهات شده‌اند که ادلّه، پاسخ این پدر و پسر را می‌دهد. آنان به دلیل سرایت شبهات از نزدیکان و برخی اساتید خود نگران بودند که اینجا مجال بیان آن نیست. (1)

برای آگاهی از سیره امت اسلامی در مسئله توسل به رسول خدا (ص) باید به کتاب «مصباح الظلام فی المستغیثین بخیر الأنام» (2)

نوشته امام

1- آلوسی در تفسیر آیه 35 سوره مائده یا أیهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ اتَّقُواْ اللهَ وَ ابْتَغُواْ إِلَیهِ الْوَسِیلَة پس از انکار مسئله توسل تصریح می‌کند که توسل به مقام و منزلت پیامبر ص نزد خداوند درست است. در ادامه می‌گوید: بله، توسل به حرمت و منزلت را از هیچ یک از صحابه سراغ نداریم. شاید دلیل این کار جلوگیری از ایجاذ ذهنیت نادرست میان مردم بوده است؛ زیرا مدت چندانی از ترک توسل به بت‌ها نمی‌گذشت. برخی از پیشوایان ظاهری پس از صحابه نیز به شیوه اصحاب رسول خدا اقتدا کردند و همین رویه دنبال شد. طبق آنچه در منابع روایی معتبر آمده، پیامبر ص از ویران کردن خانه خدا و بنیان کردن آن بر اساس پایه‌های بنا شده از سوی حضرت ابراهیم ع خودداری کرد. دلیل این خودداری، تازه‌مسلمان بودن مردم بود. آنچه بیان شد، برای فرار از وارد کردن اتهام گمراهی به مردم بود؛ زیرا برخی توسل به مقام و منزلت رسول خدا ص را گمراهی می‌دانند.

صاحب «تفسیر روح المعانی» در ادامه می‌گوید: [پس از بیان حکم توسل به مقام رسول خدا] پاسخ دو مسئله باقی مانده که یکی از آنها حکم توسل به مقام غیر پیامبر ص است. اگر کسی که به او توسل می‌شود، از کسانی باشد که به طور قطع و یقین نزد خدا دارای مقام و منزلت است، این توسل نیز بی‌اشکال است؛ مانند توسل به کسی که صالح بودنش یقینی است. نویسنده این تفسیر در جای دیگر می‌گوید: پس از بیان این امور، من توسل به رسول خدا- خواه زنده و خواه مرده- در درگاه حضرت حق را بی‌اشکال می‌دانم. روح المعانی، ج 6، صص 124- 128.

2- بیهقی در «شعب الایمان» و ابن‌عساکر با سندی صحیح که حتی آلبانی هم آن را صحیح می‌داند، از عبدالله بن احمد، از پدرش احمد نقل می‌کنند که عبدالله می‌گوید: از پدرم احمد شنیدم که گفت: من پنج حج انجام داده‌ام. دو حج را با مرکب و سه حج را پیاده رفته‌ام. در یکی از سفرهای حج که پیاده عازم بودم، راه را گم کردم. آن‌گاه گفتم: ای بندگان خدا! ما را به سوی جاده راهنمایی کنید. پی در پی این گفته را تکرار می‌کردم تا راه را پیدا نمودم و در مسیر حرکت به سوی مکه قرار گرفتم. این داستان را ابن‌مفلح، شاگرد ابن‌تیمیه در کتاب «الآداب الشرعیة» نقل کرده است. این داستان بیان می‌کند که کمک خواستن از غیر خداوند شرک نیست؛ مگر اینکه فرد استغاثه کننده، برای غیر خدا قدرت سود و زیان رساندن- در عرض اراده خداوند- قائل باشد. حافظ ابو بکر بن مقری در «مسند اصبهان» می‌گوید: من به همراه طبرانی و ابوالشیخ در مدینه بودیم. وقت ما نیز کم بود. آن روز را ادامه دادیم تا اینکه وقت نماز عشاء فرا رسید. آن‌گاه نزد قبر رسول اکرم آمدم و عرض کردم: ای رسول خدا! گرسنه‌ام. همین را گفتم و رفتم. ابوالقاسم به من گفت همین‌جا بنشین، چه بمیریم و چه برایمان غذا برسد. ابوبکر مقری می‌گوید: من و ابوالشیخ برخاستیم. اما طبرانی نشسته بود. ناگهان دیدیم که سیدی در را زد. دو غلام نیز به همراه او بودند که هر یک سبدی پر از غذا در دست داشتند. ما نشستیم و از این غذا خوردیم. گمان می‌کردیم بقیه غذا را با خود خواهند برد، اما غلام غذا را گذاشت و بازگشت. وقتی دست از خوردن کشیدیم، این سید به ما گفت: ای قوم! به رسول خدا شکوه کرده‌اید؟ من در خواب ایشان را دیدم که به من دستور دادند برای شما غذا بیاورم. این حکایت را حافظ سخاوی در «القول البدیع» نقل می‌کند. ابن‌مقری، طبرانی و ابوالشیخ هر سه از حافظان برجسته و شناخته شده حدیث هستند.

همچنین در این باره می‌توان به فصل سوم کتاب «وفاء الوفاء» سمهودی مراجعه کرد. این نویسنده پس از اختصاص دو فصل اول و دوم به زیارت رسول خدا، در فصل سوم توسل به آن حضرت را مطرح می‌کند. در این فصل، روایات فراوانی درباره توسل به پیامبر ص- چه زنده و چه مرده باشد- را نقل می‌کند، تا از استغاثه کننده به رسول خدا نیز دفاع کند. از جمله اینکه در این فصل از کتاب آمده: حافظ ابوالقاسم ابن‌عساکر در تاریخ مدینة دمشق، ج 4، صص 1371- 1382 از ابوالقسام ثابت بن احمد بغدادی نقل می‌کند: او مردی را در مدینه دید که در کنار قبر رسول خدا برای نماز صبح اذان می‌گفت و در اذان عبارت «الصلاة خیر من النوم»؛ «نماز بهتر از خواب است» را خواند. در این لحظه، یکی از خادمان مسجد آمد و به او سیلی زد. این مرد گریست و عرض کرد: ای رسول خدا! آیا باید در محضر شما با من این‌گونه رفتار شود؟ در این هنگام خادم مسجد که به او سیلی زده بود، فلج شد. آن‌گاه خادم را به خانه بردند، اما سه روز پس از این واقعه مرد.

دلیل قلم‌فرسایی در مسئله توسل همان است که شیخ علی علوی بیان کرده است: ما در زمانی قرار گرفته‌ایم که سرزنش توسل جوینده، بسیار شده و مخالفان توسل مورد سرزنش قرار نمی‌گیرند. در این زمانه کسی که توسل می‌جوید، آبرویش را می‌ریزند و او را به بدعت و شرک‌ورزی متهم می‌سازند. به همین دلیل، به مخالفان توسل پاسخ می‌دهیم. مخاطب این نوشتار کسانی هستند که مخالف توسل می‌باشند. ما از برادران خود می‌خواهیم با خواندن این سطور آگاه شوند که مسئله توسل به انسان‌های صالح و دارای کرامت، برخلاف ادعای آنان از مسائل اصول اعتقادی نیست؛ چنان‌که برخلاف گفته این استاد از خود راضی، توسل از مسائل عقیدتی نیست؛ بلکه توسل مسئله‌ای فرعی است که نزاع دربارة آن، میان عالمان دین وجود دارد. همان‌گونه که علامه ابن‌تیمیه در این‌جا تصریح می‌کند: [توسل] مسئله‌ای فرعی است که اگر کسی معتقد به جواز یا عدم جواز آن شد، نباید درصدد پاسخ به او بر آمد؛ بلکه باید گفت مسئله توسل، موضوعی ساده است و در آن بدعت یا کفرورزی مطرح نیست؛ چنان‌که مجادله و ستیزه‌جویی راه ندارد و هر یک از دو طرف، در راهی که می‌روند- چه مجتهد و چه مقلد- از اجر برخوردارند. آنانی که درست اجتهاد کرده‌اند، دو اجر و برای کسانی که اشتباه کرده‌اند نیز یک اجر در نظر گرفته می‌شود. هدایة المتخبطین، ص 97. ما عبارات ابن‌تیمیه را درباره توسل به عنوان مسئله‌ای فرعی نقل کردیم. همچنین سخن محمد بن عبدالوهاب در این زمینه را نقل نمودیم.

تکفیر مسلمانان، بسیار خطرناک است. حضرت علی خوارجی را که بر او خروج کرده بودند و آن حضرت را کافر می‌دانستند، تکفیر نکرد؛ بلکه درباره آنان گفت «برادران ما که بر ما شوریده‌اند». می‌دانیم که علی اهل حق، علم و شرف و خلیفه چهارم مسلمانان بود که از سوی اهل حلّ و عقد بزرگان و معتمدان برای خلافت برگزیده شده بود.

دلیل این‌گونه برخورد با خوارج، این بود که احکام مرتد بسیار شدید است و مسلمانان باید به آن عمل کنند. با مرتد نباید معامله کرد و عقود بسته شده با مرتد نیز نافذ نیست. همسر گزیدن از میان مرتدان هم جایز نمی‌باشد. مرتد نباید در دیار اسلام بماند. اگر حاکم شرع نیز او را دستگیر کند، ابتدا اسلام را به او عرضه می‌کند و پیشنهاد مسلمان شدن می‌دهد. در صورتی‌که اسلام را نپذیرفت، کشته می‌شود. همسرش از او گرفته می‌شود، پس از مرگ نیز بر او نماز خوانده نمی‌شود و مسلمانان از او ارث نمی‌برند. جای او در گورستان مسلمانان نیست و باید در جای دیگری دفن شود و .... رسول خدا ص می‌فرماید: «هر کس به برادرش بگوید «ای کافر»، این لقب به یکی از آنان بازمی‌گردد. یعنی در صورتی که واقعیت را گفته، به برادرش بازمی‌گردد و در صورتی که خلاف حقیقت باشد «کافر» به خود گوینده این لفظ برمی‌گردد.»

توصیه من به برادرانی که در مسائل اختلافی عقیدتی، به ویژه وقتی با آیات قرآن مواجه می‌شوند، این است که همچون پیشینیان و سلف صالح، آیات کتاب خدا را تفسیر کنید. این‌گونه نباشد که به دلیل مخالفت ظاهری گروهی از مسلمانان با امت اسلامی یا به دلیل جهل، آیات مربوط به کفار و مشرکان را بر این شمار منطبق بدانید؛ زیرا- پناه می‌بریم به خدا- که این کار تحریف معنوی قرآن کریم و دور شدن از حق است. با این کار، از نصّ آیات قرآن دور می‌شوید و مرتکب گناه خواهید شد. بلکه حتی باید گفت کتاب خدا را تفسیر به رأی می‌کنید. مصداق آیه وَ ما یؤْمِنُ أَکْثَرُهُمْ بِاللهِ إِلَّا وَ هُمْ مُشْرِکُون؛ «و بیشترشان به خدا ایمان نمی‌آورند، جز این‌که [با او چیزی را] شریک می‌گیرند». یوسف: 106 فقط مشرکان هستند، نه مسلمانانی که متوسل می‌شوند. پناه می‌بریم به خدا از این سخن.

توصیه می‌کنم که آرای خود را به عالمان مختلف هم‌نظر و مخالف با نظر خود عرضه کنید. خرد انسان در تضارب آراست که رشد پیدا می‌کند و شکوفا می‌شود. با این کار در جهت پیمودن راه درست تلاش کرده‌اید. عوام و دانشمندان باید در این مسائل اختلافی از شیوه‌های علمی پیروی کنند و در صورت ضرورت، از قدرت حاکم استفاده کنند تا جلوی اختلاف نظرها گرفته شود. همان‌گونه که به پزشک ناآگاه اجازه درمان بیماران داده نمی‌شود، خداوند نیز در قرآن، تکلیف عوام را مشخص کرده که به کارشناسان و اهل علم مراجعه کنند: فَسْئَلُوا اهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمُون؛ «اگر نمی‌دانید، از آگاهان بپرسید». نحل: 43

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه