- درآمد 1
- اشاره 2
- فصل اول .نقطه گذاری! 2
- منیت 3
- اشاره 3
- پنجره 4
- پنجره 5
- پنجره 6
- پنجره 6
- اشاره 7
- فصل دوم .بنده، بنده هستم! 7
- بندگی 8
- اشاره 8
- پنجره 9
- پنجره 10
- پنجره 11
- پنجره 13
- اشاره 14
- فصل سوم .انسان نامرئی 14
- پنجره 16
- اخلاص 16
- پنجره 17
- پنجره 18
- پنجره 19
- فصل چهارم .بازیگری عاشقانه! 20
- اشاره 20
- زیبا شناسی 21
- پنجره 22
- پنجره 23
- پنجره 24
- پنجره 25
- اشاره 26
- فصل پنجم .درخواست های غیرعالمانه! 26
- دعا کردن 27
- پنجره 28
- پنجره 29
- پنجره 29
- پنجره 30
- اشاره 32
- فصل ششم .در جست وجوی نقشه گنج! 32
- وظیفه 33
- پنجره 33
- پنجره 34
- پنجره 35
- پنجره 36
- خلاصه 37
- بیشتر بخوانیم 38
اخلاص
جهان را در نظر بگیرد؛ اگر ما از آن حذف شویم، چه اتفاقی می افتد؟ یک حذف مرموز، شاید مثل کسانی که در قصه ها و فیلم ها لباس نامرئی به تن می کنند. آن ها خیلی جالب می شوند و زندگی جالبی دارند. هرکاری که انجام دهند، کسی آن ها را نمی بیند؛ مثلاً یک لیوان آب را از جایی برمی دارند؛ ولی کسی نمی بیند آن ها این لیوان را برداشته اند. رانندگی می کنند و کسی نمی فهمد راننده کیست. حتی می توانند سر چهارراه اگر پشت چراغ قرمز توقف کردند، به برخی آدم های مستحقی که شاید سر چهارراه ایستاده اند {و واقعاً مستحق اند} کمک بکنند و کسی آن ها را نبیند. چقدر جالب می شود اگر آدم بتواند این لباس نامرئی کننده را به دست بیاورد. نامرئی شدن فرمول دارد و بهتر است از این فرمول در سحرها استفاده کنید.
پنجره
«ما» + «یک لباس نامرئی کننده» = «اخلاص»