- سخن مجمع 1
- اشاره 4
- مقدمه 4
- حال نگاه بیندازید و ببینید: 8
- پیشگفتار 12
- توسّل 16
- 1- معنای لغوی و اصطلاحی توسّل 16
- اشاره 18
- دیدگاه اوّل: منع توسّل 18
- 2- نظرات مختلف دربارۀ توسّل 18
- دیدگاه دوّم : جواز توسّل 19
- دیدگاه سوّم : تفصیل بین انواع توسّل 21
- اشاره 22
- 3- جواز توسّل در قرآن کریم 22
- اشاره 24
- انواع توسّل از دیدگاه قرآن 24
- الف: توسّل به اسمای خداوند سبحان! 25
- ب: توسّل با اعمال نیک 26
- ج: توسّل به دعای پیامبر(صلی الله علیه و آله) 27
- د: توسّل به دعای برادر مؤمن 30
- ه- : توسّل به انبیا وصالحان 31
- و: توسّل به حقّ صالحان وحرمت ومنزلت آنان 32
- 4- توسّل در گفتار پیامبر(صلی الله علیه و آله) 33
- 5- توسّل در سیرۀ مسلمانان 37
- اشاره 40
- 6- توسّل در روایات اهل بیت(علیهم السّلام) 40
- ج: امام رضا(علیه السلام) فرمود: 42
- 7- بررسی شبهات وارده به جواز توسّل 43
- خلاصۀ بحث 53
«همه با هم، به حبل الله چنگ زنید و پراکنده نشوید و یاد بیاورید آن زمانی را که با هم دشمنی می کردید. پس خداوند دل های شما را به هم نزدیک کرد و الفت و برادری بر شما حاکم نمود و (نیز) یاد بیاورید آن زمانی را که شما، در لبۀ پرتگاه آتش قرار داشتید، پس خداوند شما را از آن نجات داد و خداوند این چنین آیات خود را تبیین می کند، شاید به هدایت دست یابید».
و نیز پیامبر اکرم؛ حضرت محمّد بن عبدالله(صلی الله علیه و آله) می فرماید:
«المؤمن للمؤمن کالبنیان یشدّ بعضه بعضاً». (1)
«نسبت فردِ با ایمان با مؤمن دیگر، همانند اجزای یک ساختمانند که هر جزئی از ساختمان، جزء دیگر را نگه داشته و محکم می نماید».
و نیز حضرت امام جعفر صادق(علیه السلام) می فرماید:
«المؤمن أخو المؤمن، کالجسد الواحد، إن اشتکی شیئاً منه وجد ألَم ذلک فی سائر جسده». (2)
«مؤمن برادر مؤمن است ، مانند آنکه یک جسد می باشند؛ اگر عضوی از آن به درد آید، درد و رنج آن به دیگر اعضاء خواهد رسید».
بنابر این تفرقه، کینه توزی، نزاع و خون ریزی، هرگز مشروعیت و مصونیت نداشته و از کبائر و زشتی هاست که وجدان و عقل سلیم، آن را بی اساس و بی فرهنگی معرّفی کرده و در دین اسلام هم شدیداً مورد نکوهش و توبیخ قرارگرفته و مرتکب آن را به عذاب الهی، وعده داده است.
جهالت جاهلان و دسیسۀ دسیسه گران و فتنه انگیزان، در طول تاریخ مسلمین، کوشیده است که وحدتِ صفوف و یک پارچگی مسلمین، به جنگ و
1- (1) - اصول کافی 166/2؛ نهج الفصاحه: 779؛ کنز العمّال: 141/1.
2- (2) - بحار الأنوار: 148/61.