- پیشگفتار 1
- دعای ندبه 4
- مقدمه 5
- پرسشهایی که می شود 8
- اعتبار سند دعای ندبه 12
- اخبار من بلغ و تسامح در ادله سنن 16
- بررسی و پاسخ به پرسش درباره جمله لیت شعری این استقرت بک النو 17
- ارتباط امام با ذی طوی و رضوی 19
- دعای ندبه و امامت ائمه اثنی عشر علیهم السلام 22
- دعای ندبه و معراج جسمانی 23
- کلام تحقیقی یکی از اساتید بزرگ علم و ادب 25
- کلام تحقیقی یکی از اساتید بزرگ علم و ادب 27
- دعای ندبه و بدعت 28
- دعای ندبه و آیه و اجعل لی لسان صدق فی الاخرین 33
- قرآن مجید، و جمله و أوطأته مشارقک و مغاربک 35
- دعای ندبه و علم پیغمبر و امام 38
- دعای ندبه و آیه مودت 53
- دعای ندبه و عقل 67
- بررسی جمله یابن الطور والعادیات 71
- دعای ندبه و کفر و شرک 73
- دعای ندبه و رکود فعالیتهای اسلامی 79
کلام تحقیقی یکی از اساتید بزرگ علم و ادب
برای اینکه این موضوع کاملاً روشن شود، کلام علامه شهیر حاج میرزا ابوالفضل تهرانی «متولد1316ه» را که در علوم عقلی و نقلی استاد و از مفاخر فن ادب و شعر و لغت و بلاغت، و ممدوح شاعر بزرگ سید حیدر حلّی، و سید محمد سعید حبوبی 5 بوده است نقل می کنیم.
این مرد ادیب دانشمند می فرماید:
گاه روح را به علاقه حالّ و محلّ
یا ملابست به معنی جسم با روح استعمال می کنند، چنانچه عرب فعلاً می گویند: «شال روحه» یا می گویند: «جرح روحه» و در عراق و حجاز این استعمالات متعارف است که می گویند: جانش را پوشید یا جانش زخم شده، و این علاقه ای صحیح و استعمالی است فصیح، و عبارت دعای ندبه «وعرجت بروحه الی سمائک» منزّل بر این است چون ضرورت قائم است بر معراج جسمانی و برهان نیز مساعد او است، چنانچه در جای خود مقرر شده [1].
ایشان پس از تحقیقاتی در شرح این جمله از زیارت عاشورا «السلام علیک وعلی الارواح التی حلّت بفنائک» در بیان اینکه مراد از ارواح همان اصحاب باوفای حضرت مولانا أبی عبدالله علیه السلام می باشد می فرماید:
نسبت حلول و اناخه به آنها به چند اعتبار جایز، و در نظر صحیح می آید:
یکی اینکه مراد از ارواح، همان اجسام مقدس و طاهر باشد. چنانچه اشاره شد که روح به این معنی استعمال می شود، و چون اصحاب آن جناب، البته حیات جاودانی دارند که قدر متیقن و مصداق حقیقی از مقتول فی سبیل الله اند، و خدای تعالی می فرماید: (ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله أمواتاً بل أحیاءٌ عند ربهم یرزقون) [2] لهذا اطلاق روح، و اراده این اجسام مکرّمه، مانعی ندارد، و مؤید این وجه است فقره زیارت جابر که «المُنیخه بقبر أبی عبدالله» گفته است، و بنا بر این مراد از رحل و فِنا همان قبر و حائر است که شیخ مفید رضی الله و عنه در کتاب ارشاد می فرماید: ما شک نداریم که اصحاب آن جناب از حائر بیرون
نیستند، اگر چه خصوصیات قبور آنها را ندانیم، و قبر حضرت عباس علیه السلام اگر چه دور است، ولی داخل در فِنا و رحل سید الشهداء است، و شاید مراد همان حلول جسمانی در ایام حیات باشد که در رحل آن حضرت نازل شدند و به ساحت او بار انداختند، و این معنی با ظاهر رحل و فنا أنسب و أقربست، و عبارت زیارت اقبال، شاهد این احتم
ال می شود [3].