- پیشگفتار 1
- دعای ندبه 4
- مقدمه 5
- پرسشهایی که می شود 8
- اعتبار سند دعای ندبه 12
- اخبار من بلغ و تسامح در ادله سنن 16
- بررسی و پاسخ به پرسش درباره جمله لیت شعری این استقرت بک النو 17
- ارتباط امام با ذی طوی و رضوی 19
- دعای ندبه و امامت ائمه اثنی عشر علیهم السلام 22
- دعای ندبه و معراج جسمانی 23
- کلام تحقیقی یکی از اساتید بزرگ علم و ادب 25
- کلام تحقیقی یکی از اساتید بزرگ علم و ادب 27
- دعای ندبه و بدعت 28
- دعای ندبه و آیه و اجعل لی لسان صدق فی الاخرین 33
- قرآن مجید، و جمله و أوطأته مشارقک و مغاربک 35
- دعای ندبه و علم پیغمبر و امام 38
- دعای ندبه و آیه مودت 53
- دعای ندبه و عقل 67
- بررسی جمله یابن الطور والعادیات 71
- دعای ندبه و کفر و شرک 73
- دعای ندبه و رکود فعالیتهای اسلامی 79
که پس از تقیید اطلاقات به این موارد پنجگانه گفته می
شود، این است که علم خدا حضوری ذاتی و عین ذات، و علم پیغمبر و امام، نسبت به غیر موارد پنجگانه، حضوری غیر ذاتی، و نسبت به موارد پنجگانه حصولی و اشائی است.
وجه سوّم:
اینکه مراد از این آیه این باشد که علم این موارد پنجگانه به طور عموم به نحوی که شامل تمام افراد و انواع، و مجردات و مادّیات باشد اختصاص به خدا دارد، اما برای ولیّ و امام تا حدودی که بر ما مشخص نیست نیز این علوم حاصل می شود، و به عبارت دیگر به طور نامحدود این علوم مختص به خدا است و برای پیغمبر و امام بطور محدود حاصل می شود، و ممکن است مؤید این وجه باشد، این آیه شریفه:
(الله یعلم ما تحمل کل اُنثی، وما تغیض الارحام وما تزداد، وکل شیء عنده بمقدار) [9] = «خدا آنچه را که هر (جنس) ماده ای برمی دارد و آنچه را رحم ها می کاهد و آنچه را زیاد می سازد می داند و همه چیز نزد او به اندازه است».
وجه چهارم:
اینکه نفی علم به موارد پنجگانه از غیر خدا بالذات است، یعنی هویت و ذات غیر او حاجت محض و فقر مطلق است، پس منافات ندارد که بالعَرض و به افاضه خدا این علوم را دارا شود.
وجه پنجم:
این است که مراد از اختصاص علم غیب به خدا این است که مصداق واقعی و حقیقی علم، که از هیچ لحاظ جهلی در آن متصوّر نیست، علم خدا است که ذاتی است و هویتش عین علم و عین حیات و عین قدرت و سایر صفات ذاتیه کمالیه است، چنانکه مصداق واقعی حقیقی
عالم نیز که نه زماناً و نه رتبهً و نه از حیث ذات، جهلی در او نیست خدا است؛ که تمام موجودات در ذات خود جاهل و محتاج هستند، و فقط او عالم بالذّات و غنی بالذّات است. اگر آنی فیض او قطع شود، همه دانایان و همه موجودات در جهل تام و نیستی مطلق سقوط می کنند (قل أرأیتم إن أخذ الله سمعکم وأبصارکم وختم علی قلوبکم من إله غیر الله یأتیکم به) [10].