- سخن نخست 1
- اشاره 3
- زیارت اربعین جابر 19
- اشاره 19
- اشاره 27
- زیارت اربعین اهل بیت: 27
- گاه شمار سفر اسارت 28
- جغرافیا و مسیرهای سفرکاروان اسارت 30
- اشاره 33
- فرهنگ سازی زیارت اربعین 33
- امام عسکری علیه السلام و فرهنگ سازی اجتماعی زیارت اربعین 35
- امام صادق علیه السلام و فرهنگ سازی زیارت اربعین 35
- جغرافیای شیعه 51
- اربعین امتداد عاشورا 59
- مهدی شناسی در لغت و اصطلاح 65
- پیوندها در زیارت نامه ها 82
- تحلیل و آنالیز اجتماعی / رفتاری حماسه اربعین 87
امام حسین7 در مناسبت های گوناگون بیان شده است. پس در آستانه غیبت، از سوی امام عسکری7 مسئله زیارت اربعین نه به صورت خواندنی بلکه در قالب یک رفتار، آن هم به صورت تعریف یک شعار و شعائر شیعی یعنی به عنوان علامت و نماد تشیع معرفی می گردد:
«عَلاماتُ المؤمنِ خَمسٌ: صَلَواتُ إحدی و خَمسینَ، و زیارهُ الأربعینَ، و التَّخَتُّم بِالیَمینِ، و تَعفیرُ الجَبینِِ، و الجَهْرُ بِبسم اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ.»(1)
«نشانه های مؤمن پنج چیز است: اوّل: نماز پنجاه ویک رکعت (واجب و نافله در طول شبانه روز)(2). دوّم: زیارت اربعین حضرت سیّد الشّهداء7. سوّم: انگشتر در دست راست نمودن(3). چهارم: پیشانی بر خاک
1- [1] . درباره این روایت باید دانست آنچه اعتبار این روایت را خدشه دار می کند، مرسل بودن آن است؛ زیرا در نقل هر دو عالم، روایت با تعبیر «رُوِی عَن أَبِی مُحَمَّدٍ الْحَسَنِ بْنِ عَلِی الْعَسْکَرِی 7 » شروع شده و سلسله سندی به چشم نمی خورد. چنین سندی در علم حدیث، آسیبی جدی به اعتبار آن نقل زده و سبب می شود کارشناس حدیث توجه شایسته ای به آن نداشته باشند. تهذیب الأحکام، ج6، ص52، ح122؛ وسائل الشیعه، ج5،ص81، ح5979: اما آنچه این ضعف را جبران کرده؛ اعتقاد ما را به صدور این روایت از امام عسکری 7 تقویت می کند سه امر است: 1. نقل این روایت از سوی دو دانشمند طراز اول امامیه یعنی شیخ مفید و شیخ طوسی 4 ؛2. توجه به این روایت و نقل آن از سوی حدیث پژوهان نامدار بعدی و انعکاس آن در منابع متعدد 3. نقل سندی برای این روایت توسط مرحوم ابن مشهدی (م 610 ق) در کتاب المزار الکبیر.
2- [2] . این نماز ها 17 رکعت نماز واجب و 11 رکعت نماز شب و 32 رکعت نمازهای نافله نمازهای واجب است. ولی اهل سنت تنها به نماز تراویح اهمیت می دهند که در شب های ماه رمضان به جماعت خوانده می شود.
3- [3] . نویسنده کتاب هدایه که حنفی است می نویسد: انگشتر در دست راست سنّت و مشروع است ولی چون رافضیان (شیعه) اینگونه استفاده می کنند، ما اهل سنّت انگشتر را در دست چپ قرار می دهیم. (عن الصراط المستقیم، ج2، ص510؛ منهاج الکرامه، ص108؛ الغدیر ج10، ص210)؛ «صاحب ابانه» می گوید انگشتر به دست چپ کردن بهتر است، چرا که شیعیان انگشتر به دست راست می کنند، پس برای دوری از نسبت شیعه دادن، باید انگشتر را به دست چپ کرد» (محی الدین النووی، المجموع، دارالفکر، بیروت، 1997م، ج4، ص394 ) و اوّل کسی که این سنّت را تغییر داد و با سنّت مخالفت نمود معاویه بود. (ربیع الأبرار للزمخشری 4/24) و سرّ این که شیعه انگشتر در دست راست می کند این است که: ابن ابی عمیر گوید: از امام کاظم 7 پرسیدم که به چه سبب علی 7 انگشتر را به دست راست می کرده؟ فرمود: بدین سبب که آن حضرت پس از پیغمبر 9 امام اصحاب یمین بوده و این یکی از نشانه های شیعه ما است. ® البته در حدیثی دیگر از امام عسکری متناسب با شرایط تقیه برای همین دوران غیبت صادر شده است، چنین فرموده است: امام حسن عسکری 7 در سال 260 قمری خطاب به شیعیان فرمودند: تاکنون امر ما این بود که انگشترتان را به دست راست بگذارید. این در حالی بود که ما (اهل بیت : ) در میان شما حاضر بودیم ولی اکنون امر می کنیم انگشتری را به دست چپ کنید به جهت آنکه ما از میان شما غائب می شویم تا زمانی که پروردگار امرما و امر شما را ظاهر کند همانا این بهترین دلیل برای شما در ولایت ما اهل بیت : است. همان لحظه شیعیان در حضور امام انگشترهای خود را از دست بیرون کرده و در دست چپ شان قرار دادند و حضرت به آنان فرمودند: این قضیه را برای شیعیان ما نقل کنید. تحف العقول (سخنان امام حسن العسکری 7 )