- نامه آیت اله مهدویزید عزّه 1
- پیشگفتار 3
- مقدمه 5
- معنای واژه زیارت 5
- اهمیّت زیارت امام حسین علیه السلام 5
- معنای واژه اربعین 11
- کیفیّت سند زیارت اربعین امام حسین علیه السلام 18
- شرح زیارت اربعین 22
- معنای سلام: 22
- اشاره 22
- احتمال اول 27
- شرح و توضیح «وَلِیِّ اللَّهِ» 27
- احتمال دوم 30
- معنای حبیب: 32
- اشاره 47
- عزاداری و گریه امام رضا علیه السلام 57
- نتیجه گریه بر امام حسین علیه السلام 60
- جهل 109
- اشاره 109
- امّا جهل در مقابل عقل 112
- امّا جهل در مقابل علم 113
- امّا تکبّر: 125
- اشاره 125
- اسباب و علّت تکبّر: 128
- امّا هوای نفس: 129
- اشاره 145
- امام حسین علیه السلام از چند جهت داری حرمت است: 158
- اشاره 158
- اشاره 278
- امّا برکات و ثمرات صلوات بر محمّد صلی الله علیه و آله وسلم و آل محمّد صلی الله علیه و آله وسلم . 280
- منابع 283
«أَثْقَلُ مَا یُوضَعُ فِی الْمِیزَانِ یَوْمَ الْقِیَامَهِ الصَّلَاهُ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ عَلَی أَهْلِ بَیْتِهِ»(1)
(سنگین ترین عملی که در روز قیامت در ترازوی اعمال گذاشته می شود، درود بر محمّد صلی الله علیه و آله وسلم و اهل بیت او صلی الله علیه و آله وسلم است). خداوند در کتاب خود می فرماید: {فَامّا مَن ثَقُلَتْ مَوَازِینُهُ * فَهُوَ فیِ عِیشَهٍ رَّاضِیَهٍ}(2) «امّا کسی که عمل های وزن شده اش سنگین و پرارج باشد، پس او در یک زندگی رضایت بخش خواهد بود».
6 باعث روشنایی در صراط است، رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند: «الصَّلَاهُ عَلَیَّ نُورٌ عَلَی الصِّرَاطِ»(3) (درود فرستادن بر من، نوری است بر روی صراط).
7 باعث وسعت روزی و از بین رفتن فقر می باشد. شخص فقیری خدمت حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم رسید و اظهار پریشانی و تنگدستی نمود و عرض کرد: «من صاحب عیال بسیار و از مال دنیا تهی دست می باشم و از فقر به تنگ آمده ام. حضرت صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند: صلوات بسیار بر من و آل من صلی الله علیه و آله وسلم بفرست تا خدا روزی تو را از آسمان برساند و تو را توانگر گرداند. آن مرد شب و روز مداومت بر ذکر صلوات نمود. پس روزی گذرش به ویرانه ای افتاد، پایش به سنگی خورد، آن سنگ کنار رفت و از زیر آن سبویی(ظرفی) پیدا شد. چون سر آن را گشود، دید پر از زر سرخ است، خواست آن را بر دارد، به خود اندیشید که پیغمبر صلی الله علیه و آله وسلم فرمود: روزی تو از طرف آسمان بیاید و مسلم است که آن حضرت صلی الله علیه و آله وسلم در کلام خود صادق می باشد، آن را به محل خود گذاشت و به خانه آمد. حکایت آن را با زن در میان نهاد: زن او را ملامت کرده، صدای آنها به مشاجره بلند شد. در همسایگی او فردی یهودی بود، کنیزان او بر بام آمده، این قصه عجیب را شنیدند و به خواجه خود خبر دادند. یهودی به آن خرابه آمد و آن سبو را یافته به خانه آورد. چون سر آن گشود دید پر از عقرب است، پیش خود گفت: این مرد با زن خود توطئه کرده که ما را به زحمت بیندازد. پس آن سبو را بر بام برد و در سوراخ خانه آن مرد سرنگون کرد. مرد فقیر دید که زر سرخ از هوا به خانه می ریزد، زبان به حمد خدا گشود و صلوات بر محمّد و آل او صلی الله علیه و آله وسلم فرستاد و آن یهودی در تعجب مانده فریاد بر آورد که ای مسلمان این چه سرّی است، که این سبو پر از عقرب بود و زر سرخ از آن به خانه شما
1- . همان، ص49.
2- . قارعه، 6و7.
3- . مستدرک الوسائل، ج5، ص335.